شعر فاطمیه
دل ها همه محو غربت فاطمه است
سرمایه ی ما محبت فاطمه است
ای آنکه پی مزار بانو هستی
در قلب شکسته تربت فاطمه است
----
عصر دوشنبه
خورشید و آهی شعله ور ... عصر دوشنبه
سیلی ... لگد ... دیوار و در ... عصر دوشنبه
در زیر باران هجوم سنگ دل ها ...
افتاد از پا یک نفر ... عصر دوشنبه
----
کهنه پیراهن
آسمان ها سوگوار آه خاموش تو بود
مرثیه خوان تن زخمی و گلپوش تو بود
جامه ای که عصر عاشورا به غارت می برند ...
روزهای واپسین ... در بین آغوش تو بود
----
مادر ...
شب تابش مهتاب ندارد ... مادر
زینب به خدا تاب ندارد ... مادر
بعد از تو و ماجرای زخم کوچه
دیگر حسنت خواب ندارد ... مادر
----
کتک
از روی کینه شعله به باغ فدک زدند
بر روی زخم کهنه ی زهرا نمک زدند
نامردمان کور دل و بی حیای شهر
در بین کوچه مادرمان را ... زدند
----
یک سبد یاس کبود
در بساطم هرچه بود آورده ام
آهی از عمق وجود آورده ام
در میان روضه ات یاس علی
یک سبد یاس کبود آورده ام
----
نکته ی محرمانه
در دلِ شب با نَوا و زمزمه
گفت این نکته به حیدر ، فاطمه
وعدگاه من و تو یا مرتضی
ظهر عاشورا ... کنار علقمه
----
منتظر زاده ی زهرا
ما عاشق و دلداده ی زهرا هستیم
ما پیرو آماده ی زهرا هستیم
از این جمعه تا برسد جمعه ی بعد
ما منتظر زاده ی زهرا هستیم
----
ایهاالعزیز
داری هوای فاطمیه ، ایهاالعزیز
در خیمه های فاطمیه ، ایهاالعزیز
عجّل علی ظهورک یا صاحب الزّمان عج
گشته دعای فاطمیه ، ایهاالعزیز
----
آجرک الله یا بقیة الله عج
ای که صبر توست،صبر فاطمه
مرهم چشم پُر ابر فاطمه
نیمه شب ها مثل بابایت علی
می روی بالای قبر فاطمه
اسماعیل شبرنگ
برچسبها :
