شعر شهادت حضرت زهرا س
دسته بندی :
درد سر، بين گذر، چند نفر، يک مادر
شده هر قافيه ام يک غزل درد آور
اي که از کوچه ي شهر پدرت مي گذري
امنيت نيست از اين کوچه سريع تر بگذر
ديشب از داغ شما فال گرفتم، آمد:
دوش مي آمد و رخساره… نگويم بهتر!
من به هر کوچه ي خاکي که قدم بگذارم
نا خود آگاه به ياد تو مي افتم مادر
چه شده، قافيه ها باز به جوش آمده اند:
دم در، فضّه خبر، مادر و در، محسن پَر!
کاظم بهمنی
برچسبها :
