دلم ز روز ازل مبتلای زهرا س بود
دلم ز روز ازل مبتلای زهرا س بود
غلام خانه به دوشی برای زهرا س بود
نه من ، که عالم امکان سراسرش هر دم
ز روز اوّل خلقت گدای زهرا س بود
و نیمه های شب شهر مصطفی ص آن روز
گدای نیمه شب ربّنای زهرا س بود
نبی ص که رفت تمام مدینه ویران شد
مدینه که همه اش خاک پای زهرا س بود
ز گریه های شب فاطمه س شکایت داشت
شبی که زائر آن اشک های زهرا س بود
میان کوچه فدک را گرفت با سیلی
شروع کوچه شب انتهای زهرا س بود
همیشه بغض میان گلوش سنگین بود
کسی که شاهد آن ماجرای زهرا س بود
تمام شهر به این ماجرای غم تن داد
کسی نگفت که این حق برای زهرا س بود
کسی به غربت مولا علی ع که رحم نکرد
همان علی که همیشه فدای زهرا س بود
برای آتش بیداد هیزم آوردند
صدای آه شبیه صدای زهرا س بود
مگر نبود که پیغمبر (ص) خدا فرمود
رضای حضرت حق در رضای زهرا س بود
به پشت درب و لگدهای کینه ، با فضّه
بیا به یاری زهرا س ندای زهرا س بود
مقابل علی و زینب و حسین و حسن (ع)
شکست مادر و روز عزای زهرا س بود
برای بستن حیدر ع طناب آوردند
یگانه یاور زهرا س خدای زهرا س بود
گرفته دست به دیوار و در پی حیدر ع
تمام شهر نبی ص هم نوای زهرا س بود
میان ذکر قنوت شبش پس از آن روز
دوای مرگ همیشه دعای زهرا س بود
استادوحیدمحمدی
برچسبها :
