شعر شهادت عبدالله ابن الحسن ع
دسته بندی :
برای ترک سر، آماده بودم از اوّل دل به مهرت، داده بودم عموجان بر سرم، منّت نهادی من از قاسم، عقب افتاده بودم *** ز خون، گلرنگ شد آیینۀ تو فروشد نیزه، بر گنجینۀ تو الهی کور گردم تا نبینم زند قاتل، لگد بر سینۀ تو
استادسازگار
برچسبها :
