تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




ديوان شعر اهل بيت ع - شعر رحلت حضرت ام البنین س s

اشک می ریزد که شاید عقده هایش وا شود

روضه می خواند دوباره مجلسی برپاشود

این همان بانوی والاییست که روزیش شده

مادر سلطان عشق و زینب کبری شود

تاکه مولا خواستگاری کرد از او با خویش گفت

شک ندارم بهترازاین شوهری پیداشود!

بارها شد نیمه شب ها رفت با زینب بقیع

خوش بحالش روزی اش شد زائر زهراشود

باادب بودن درِ این خانه بی پاسخ نماند

قسمت این فاطمه شد مادر سقاشود

بااباالفضلش دمادم صحبتش این بود که

اوبزرگش کرده تا که نوکر آقاشود

باهمان قدخمیده باهمان چشم ضعیف

هرکجا میخواست پیش پای زینب پاشود

لحظه ای کافیست تاچشمش بیافتد به رباب

اشک می ریزد به قدری که زمین دریاشود

حرف از شش ماهه و تیر وگلوی او نزن

قامتی دیگر ندارد تا که از غم تا شود

چارقبری که کشیده چارگوشش پرچم است

پس بگو شش گوشه ای راهم بکش زیباشود

کی توانی گفت قبر ماه را کوچک بکش

وای اگر که راز قد ماه او افشاشود

چشم او افتاده به فرزند عباسش ولی

فکراین راهم نمی کرده که بی باباشود

این پسرجای پدر گشته عصای دست او

وقت مغرب شد دگر از خاک باید پاشود

شاعر: مهدي نظري



برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1393/1/23 - 07:49 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر