اصغر چرمی

شکر می گویم خدا را چون مرید حیدرم

سالها ریزه خور خوان گل پیغمبرم

این که می بینی همیشه نام زهرا می برم

هدیه ای از نان بابا هست و شیر مادرم

-----

آن قصه ای که شامل طفل صغیر شد شد

از او گرفت صبر و توان تا کبیر شد

باور نمی کنم که شنیدم همان امام

از داغ مادرش چه غریبانه پیر شد


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:50 | 1 2 3 4 5
اصغر چرمی

سلامی همره عرض ارادت

به جمع دوستان با سعادت

الهی کربلاتون رو بگیرید

ز دست فاطمه با یک شهادت

----


عهد کردیم که در راه سعادت باشیم

با مدح علی اهل ارادت باشیم

ای کاش که در رکاب مهدی یک روز

در قافله ی پاک شهادت باشیم


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:50 | 1 2 3 4 5
اصغر چرمی

به لُطف حضرت زهرا به روضه آشنا هستم

تَسلاي دل حضرت ، به گریه مبتلا هستم

نه حَرف حاجت دنيا ، نه بحث خانه ي عُقبي

خدا داند كه دلتنگِ ، بقیع و كربلا هستم

----

یک عمر ز داغ مادرت محزونی

با چشمه ی عشق همچنان هامونی

ین ارثیه ی مادرتان فاطمه است

خود روضه بخوان بگو چرا دلخونی



برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:50 | 1 2 3 4 5
اصغر چرمی

عشق را از مرتضی آموختم

چشم بر ایثار زهرا دوختم

فاطمیه بار دیگر آمد و

باز شد زخم مدینه ، سوختم

---

بار دیگر ضجه های فاطمه اعجاز کرد

گریه هایش عالمی را غرق سوز و ساز کرد

بازویش زخمی شد و دست از ولایت بر نداشت

تا طناب از دست مظلوم دو عالم باز کرد


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:50 | 1 2 3 4 5

مرا تا در غل و زنجیر کردند

تو را در کوچه غافلگیر کردند

نمانده بر سرم موی سیاهی

ز داغ تو علی را پیر کردند

اصغر چرمی


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:50 | 1 2 3 4 5

در حسرت قبر مادری جانبازیم

عمریست که حیران همان یک رازیم

بر کوری وهابیت و آل سعود

یک بار دگر بقیع را می سازیم

اصغر چرمی


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:50 | 1 2 3 4 5

ناکسان حق علی را خوردند

قلب خونین مرا آزردند

تا که دیدند زمین خوردم من

جان گرفتند و علی را بردند

اصغر چرمی


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:50 | 1 2 3 4 5

در محفل ارباب به سوز و سازیم

با روضه و گریه در پی اعجازیم

بر کل جهان خلاصه ما عرض کنیم

بر نوکری ال علی می نازیم

اصغر چرمی


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:50 | 1 2 3 4 5

ما خاک گل باغچه ی احساسیم

سرخوش ز شمیم عطر بوی یاسیم

در فاطمیه روزی خود می گیریم

عمریست گدای مادر عباسیم

اصغر چرمی


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:50 | 1 2 3 4 5
اصغر چرمی

*ضربه ای خورد به در پیکرش افتاد زمین

اشک از گوشه ی چشم ترش افتاد زمین*

وای از آن لحظه که آمد به سر بالینش

حضرت شیر خدا همسرش افتاد زمین

----

بغض بر حیدر همان بی دردی است

حال دلها رو بسوی سردی است

حک نمایید این کلامم را به دل

زن زدن در کوچه ها نامردی است


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:50 | 1 2 3 4 5
اصغر چرمی

روزی روضه ی ما از کرم فاطمه است

آسمان سایه نشین علم فاطمه است

گرچه پنهان شده قبرش به پیمبر سوگند

این دل سوخته ی ما حرم فاطمه است

----

با بغض علی ، گرفت حقت را   بُرد

افسوس که استخوان بازو شد خُرد

ولله قسم کسی که بر رویت زد

از دست علمدار کتک خواهد خورد


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:36 | 1 2 3 4 5
اصغر چرمی

سلامی همره عرض ارادت

به جمع دوستان با سعادت

الهی کربلاتون رو بگیرید

ز دست فاطمه با یک شهادت

----


عهد کردیم که در راه سعادت باشیم

با مدح علی اهل ارادت باشیم

ای کاش که در رکاب مهدی یک روز

در قافله ی پاک شهادت باشیم


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:36 | 1 2 3 4 5
اصغر چرمی

اشک غم تو مرام دیرینه ی ما

رفتار خدایی تو آئینه ی ما

الگوی رفیع عشق و ایثار تویی

شد نوکریت مدال بر سینه ی ما

----

تا نوکرتان دیده بر این در دارد

دست از همه ی نیازها بردارد

هرگز نرود بغیر از این در جایی

حاشا کرم شما چونین بگذارد


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:36 | 1 2 3 4 5
اصغر چرمی

بیمار شدم شفا نگیرم چه کنم

از دست شما دوا نگیرم چه کنم

با سر به زمین خورده ام ای فاطمه جان

امروز اگر که پا نگیرم چه کنم

----

حب حیدر از ازل در ریشه و خاک شماست

شاهدم در بین روضه سینه ی چاک شماست

حرف دل گفتم که بر دل حک شود ای عاشقان

ذکر آل الله کردن از دل پاک شماست


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:36 | 1 2 3 4 5
اصغر چرمی

دعا کردم مرا از خود مرانی

تو که دریای جود بی کرانی

الا ای مادر پهلو شکسته

عنایت کن بده برگ امانی

----

کو حرمت مادری که نالان شده بود

بر کل زنان اسوه ی ایمان شده بود

از نور همین چادر خاکی شده اش

هشتاد و دو تا عدو مسلمان شده بود


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:36 | 1 2 3 4 5
اصغر چرمی

این جمله حقیقت است و شأنش پیداست

چون باعث فخر شــیــعــیــان مولاست

بالاتر از ایــــن جمله ندیـــدم هـــــرگز

فرمود خدا شفیع محشر زهراست

----

نام زهرا قفلهای بسته را وا می کند

در ضمیر پاک دل همواره مأوا می کند

حفظ کن این ذکر را ، یا فاطمه یا فاطمه

درد بی در مان عالم را مداوا می کند


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:36 | 1 2 3 4 5

سید مهدی موسوی

چه شد که یاس من آشفته است و تاب ندارد؟

سؤال بحث برانگیز من جواب ندارد

چقدر دور خود از درد و آه و ناله بپیچد

گل بهاری من تاب پیچ و تاب ندارد

چه رفته بر سر او این چه اتفاق غریبی ست

که قرص صورت او طاقت نقاب ندارد

جهان شب زده در خواب غفلت است به هر حال

چرا که درک درستی از آفتاب ندارد

اگر بخواهد و نفرین کند چه جای تعجب؟

مگر کتاب خدا آیه ی عذاب ندارد؟


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:36 | 1 2 3 4 5

اصغر چرمی

درسم علوی و رشته ، جانم زهرا

با آب و گِلم سرشته ، جانم زهرا

صد بار اگر که سینه ام بشکافند

هر گوشه ی آن نوشته ، جانم زهرا

-----

آن لحظه که بر غیبت او خاتمه است

بر روی لب حضرتش این زمزمه است

ای اهل سقیفه کوری چشم شما

*این قبر غریب مادرم فاطمه است*



برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 10:36 | 1 2 3 4 5

پانته آ صفایی بروجنی
دیوار و در، دیوار و در، دیوار و در، دیوار...
خوابیده تاریخ تشیّع در همین تکرار!

این خانۀ وحی است اما بعد پیغمبر(ص)
بسیار خواهد دید از این بی حرمتی، بسیار...

این در نه! قرآن است که می سوزد و پشتش
واژه به واژه جملۀ «الجار ثم الدار»

آیه به آیه سوره های ناب قرآنند
اینها که دنیا می­ شود بر دوششان آوار

اینها که سرهاشان به روی نیزه خواهد رفت
گلخانه خواهد شد ز پیکرهایشان شن زار

اینها که هر یک امتداد لحظه­ ای هستند
که سوخت قرآن خدا بین در و دیوار...

قرآن روی نیزه! قرآن درون تشت!
قرآن قرآن خوان میان کوچه و بازار!

آه ای شفیع روز رستاخیز لبهایت!
ما را به حال خود برای لحظه ­ای مگذار!


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 09:34 | 1 2 3 4 5

حمید فردوسی
ما و خورشیــد و ستــاره ، زهــره و مــاه و زمیــن
عالمـی خوشحال ازیـن گردش ولـی مـا غم نشیـن
سال نـــــو در پیش رو امــــــــا دل مــا فاطـمیسـت
عیــــــــد مـا سر می شــود در روضــه دخت امیــن


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/12/21 - 09:34 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر