اعطای حق به ختم رسل چیست؟ کوثر است 
کوثر وجود اقدس زهرای اطهراست 
زهرا س یگانه لیله قدری که قدر او 
مخفی چو علم غیب خداوند اکبر است 
زهرا س که نقطه نقطه به دست و جبین او 
آثار بوسه های مدام پیمبر ص است 
زهرا س که کفو نفس رسول خدا (ص )علی ع است 
زهرا س که حیدر ع است چواو،اوچوحیدر ع است 
زهرا س که قدر و عزت و جاه و جلال او 
از صد هزار مریم عذرا فراتر است 
انسیه ای که از ملک و حور و جنّ و انس 
هرکس که نیست خاک درش خاک بر سر است 
ممدوحه ای که ذات خداوند ذوالجلال 
او را به مصحف نبوی مدح گستر است 
زهرا س علیمه، طاهره، زهره، محدثه 
زهرا  س همان بتول، بتول مطهر است 
بر مادرش سلام که حق گویدش سلام 
بر شوهرش درود که ساقی کوثر است 
این است آن گلی که گلابش ائمه اند 
این است آن سپهر که ساداتش اختر است 
این مادر است مادر کل پیمبران 
این دختر است، دختر اسلام پرور است 
در دامن خدیجه رسول ص مجسّم است 
در بوسه ی رسول ص بهشت مصور است 
بر روی او نگاه علی ع موج می زند 
از بوی او مشام محمد (ص) معطر است 
آیینه ی تمام نمای خداست این 
خود بر هزار نام خداوند مظهر است 
در حشر آفتاب شود سایه ی بهشت 
بر هر کسی که سایه ی زهراش بر سر است 
پرونده گناه شود برگه ی بهشت 
زیرا که شخص فاطمه س خاتون محشر است 
قبرش دل علی ع و دل شیعه ی علی ع است 
کی گفته در میانه ی محراب و منبر است 
دست نبی ص گرفت شب دفنش از علی ع
یعنی که این امانت خلّاق داور است 
بالله قسم! کبودی آن یاس مصطفی ص 
با سرخی عذار محمد (ص) برابر است 
آن تازیانه را به رسول خدا ص زدند 
کو را روان پاک محمد(ص) به پیکر است 
با آنکه کوه جرم و گناهش بود به دوش 
"میثم" هماره چشم امیدش به این در است 


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1391/12/17 - 14:18 | 1 2 3 4 5

جمال غیب خداوند، مظهرش زهراست (س)

رسول ص ، روح و روان مطهرش زهراست(س)

پیمبـری کـه به قرآن خویش می نازد

یقین کنید که قرآن دیگرش زهراست(س)

نبـی ص تمامـی تـوحید را در او دیـده

علی ع جمال خداوندْمنظرش زهراست(س)

درود باد به مردی که خاکِ درگه اوست

سلام باد بر آن زن که رهبرش زهراست(س)

به هـر فلک که گذر کرد خواجه لولاک

به چشم فاطمه س بین دید، محورش زهراست(س)

علـی ع کـه کفـو نـدارد چو ذات اقدس حق

از آن کشد به فلک سر که همسرش زهراست(س)

حسین ع گفـت: بـه نـزد ستمگـران هرگز

ذلیل نیست عزیزی که مادرش زهراست(س)

چگونه خصم به روی علی ع کشد شمشیر؟

که جان به کف همه جا در برابرش زهراست(س)

بـه آیـه آیه ی قــرآن قســم کـه این قرآن

زبان و روح و نگهبان و داورش زهراست(س)

حرامـزاده! مکــن شیعـه را چنیـن تهدید

که هر که شیعه بوَد یار و یاورش زهراست(س)

چگونـه دیـن رسـول خـدا ص رود از دست

مگـر نـه دختـر اسـلامْ پرورش زهراست(س)

کجا ز نامه و میـزان و محشرش باک است

کسی که نامه و میزان و محشرش زهراست (س)

نبـی ص کـه عـاشق روی بـلال اوست بهشت

بهشـت قـرب خداونـدِ اکبـرش زهراست(س)

علی ع که بازو شمشیر و شیر یزدان است

مگو سپاه ندارد که لشگـرش زهراست(س)

به دشمنی که کند قصد حملـه بر اسلام

خبر دهید که اسلام، سنگرش زهـراست(س)

خوش آن بهشت که با بوی او معطر شد

خوش آن فرشته که ذکر مکررش زهراست(س)

سفـر کنید بـه یاسین که شهر فاطمه س است

نظر کنید بـه قـرآن که کوثرش زهراست(س)

مقـام و عـزت و قـدر و جلال را نگرید

که بوسه گاهِ نبی ص دست دخترش زهراست (س) 

نبـی ص حدیقـه ی نـور و چـراغ، فاطمـه اش

علی ع سپهر کمال است و اخترش زهراست(س)

علی ع که حیدر ع حق بود و حیـدر ع احمد ص

اگر چه بی کس و تنهاست، حیدرش زهراست(س)

گلـی کـه سیلی گلچین به او اصابت کرد

گلی که دست ستم کرد پرپرش زهـراست(س)

زنـی کـه بهـر دفـاع علـی ع چهــل نامـرد

به پیش چشم علی ع ریخت بر سرش زهراست(س)

کسـی کـه گشـت بـه دور علـی ع چـو پروانه

چو شمع آب شد از غصه پیکرش زهراست(س)

اگـر چــه غــصب شـده منبر علی ع «میثم»

خطابه خوان و سخنگوی منبرش زهراست(س)


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1391/12/17 - 14:18 | 1 2 3 4 5

ای شنیـده ز دَمت ختم رسل بوی خدا 
دیده در ماه رخت چشم علی ع روی خدا 
چشمِ چشمِ حقـی و بـازوی بازوی خدا 
منطقت وحی و زبان تو سخن‌گوی خدا 
سینـه‌ات مخـزن اسـرارِ هـوالهوی خدا 
خـلقتت آینـه ی خُلـق خــدا، خوی خدا 
سوَرِ، کوثـر و یاسین و محمّد (ص) ، رویت 
لیله ی القدر خدا، سایه‌ای از گیسویت

 
-----

 
مصطفـی(ص) شیفتـه ی وجهه ی ربانی تو 
نورهـا هاله‌ای از طلعت نورانی تو 
ملک و جن و بشـر گرم ثناخوانی تو 
آسمان گوشه‌ای از سفره ی مهمانی تو 
روح جبریـل امین مرغ گلستانی تو 
وحی پرواز کنـد وقت سخن‌رانی تو 
نگـه نافـذ چشم تو مسیحای علی ع است 
راز هر موی تو یک لیله ی احیای علی ع است

 
-----

خالـق عزّوجـلّ مــدح تــو را می‌گوید 
پــدر از بـاغ جنـان عطر تو را می‌بوید 
کوثر از اشک سحرگه تـو رخ می‌شوید 
عصمت از چهار طرف راه تـو را می‌پوید 
خلد، خـاک در سلمـان تـو را می‌بوید 
از قدم‌‌هــای کنیـز تــو ملک می‌روید 
بـال جبریـل امیـن فرش ره زائر توست 
دو جهان گمشده در تربت بی‌حائر توست 
دفتـر مـدح تـو قـرآن رسول الله(ص) است 
مهـر تــو پایـۀ ایمـان رسول الله(ص) است 
دامنت بـاغ دو ریحـان رسول الله(ص) است 
سینه ی پـاک تـو رضوان رسول الله(ص) است 
صـورتت سـورۀ فرقـان رسول الله(ص) است 
جان تو جان علی ع ، جان رسول الله(ص) است 
برتـر از دانـش و ادارک و ثنـای همه‌ای 
تو همان فاطمه‌ای فاطمه‌ای فاطمه‌ای(س)

 
-----

 
طایـر قلـه ی عـرشی و زمیــن منزل توست 
عقـل کـل زائر کاشانه ی خشت و گل توست 
ناقه‌ات رفـرف و آغـوش خدا محمل توست 
وسعت باغ جنان گوشه‌ای از محفل توست 
تو در آغوش خدایـی و خدا در دل توست 
تـا ابـد ذریّـه ی ختـم رسـل، حاصل توست 
کوثـر رحمتـی و ساقی تو دست علی ع است 
بودِ تو، بود علی، هستیِ تو هست علی ع است 
پدرانـم همــه خــاک قــدم دو پسرت 
پسرانـم همــه تـا روزِ جـزا خاک درت 
پدرت گفت: به قربان تو دختـر، پدرت! 
مـادرت عصمـتِ ذاتِ احــدِ دادگـرت 
دخترت زینب کبراست(س)- حسینِ ع دگرت 
تو: صدف، نسلِ علی ع تا صف محشر: گهرت 
نور و فرقانی و طاهایی و یاسین علی ع 
مهر تو دین علی، مشی تو آئین علی ع


-----


جز تو یا فاطمه س بر ختم رسل کوثر کیست؟ 
بضعــه و مـام دو ریحـانه ی پیغمبر ص کیست؟ 
دختـری را که پدر گفته به او مادر، کیست؟ 
با علی ع همدم و هم پایه و هم سنگر کیست؟ 
حامـی دست خـدا، دخت پدرپرور کیست؟ 
بین دشمن تک و تنها سپر حیدر ع ، کیست؟ 
تو سراپا علی ع استی و علی ع زهرایی است 
نـه علی ع ، بلکه خدای ازلی زهرایی است 
نوح تـوحیـد در امـواج خطر کیست؟- تویی 
روح مابیــن دو پهلوی پــدر کیست؟- تویی 
اُمِّ دیــن، اُمِّ کتـاب، اُمِّ بشــر کیست؟- تویی 
مطلع‌الفجرِ دو شمس و دو قمر کیست؟- تویی 
بهتریـن یـار علـی ع در پس در، کیست؟- تویی 
به علـی ع بازو و شمشیـر و سپر کیست؟- تویی 
بهتـرین یـار علـی یار علی یار علی
! (ع)
تا صف حشر به هر عصر، طرفدار علی
! (ع)


-----

 
هـر کــه از قبـر نهـان تـو نشانی می‌خواست 
گفتمش در دل تو، در دل من، در دل ماست 
بس کـه پیداست، به چشم دگران ناپیداست 
نه مدینــه، همـه‌جا تربــتِ پــاکِ زهراست (س)
فاش گویم: حـرمِ فاطمـه س ، آغــوش خداست 
حال می‌پرسم: آنجا که خدا نیست، کجاست؟ 
چــارْ دیوارِ بهشت دل ما حائر توست 
تو همان وجه خدایی و خدا زائر توست 
تو کجا؟ این همه رنج و غم و آزار کجا؟ 
تـو کجـا؟ نالـه ی بین در و دیوار کجا؟ 
بضعـه ی احمد ص و دود و شــرر نار کجا؟ 
روی حـور و ستمِ دیـوِ ستمکار کجا؟ 
مخزن سرِّ حق و صدْمه ی مسمار کجا؟ 
گل بی‌خار کجا؟ نیشِ سرِ خار کجا؟ 
از در سوختــه ی خانه تو معلوم است 
به خدایی خداوند، علی ع مظلوم است

 
-----

شـده نزدیـک بـه آتش بکشـم دنیا را 
گوییــا می‌نگـرم ایــن ستـمِ عظما را 
کـه فلانی بـه فلان گفـت: بزَن زهرا س را 
آن که سوزانـد بـه آتش، حرمِ طاها را 
کشت بـا کشتـن نامـوس خدا، مولا را 
زد چو بر باب ولایت به جسارت، پا را 
لگدی زد به در و سوخت روان همه را 
کشت یـک سوم سادات بنی فاطمه س را 
نـه فقـط دسـت عـدو بیت تـو را آتش زد 
دست شیطان به همه هست خدا آتش زد 
بــه دل سوختـه ی اهـل ولا آتش زد 
به خدا بر حرمِ کـرب و بلا آتش زد 
تا صفِ حشر به قلب شهدا آتش زد 
بال جبریل امین را ز جفـا آتش زد 
زین شرر تا صف محشر دل عالم سوزد 
پای این آتش دل، سینه ی «میثم» سوزد 


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1391/12/17 - 14:18 | 1 2 3 4 5

دلم ز روز ازل مبتلای زهرا س بود

غلام خانه به دوشی برای زهرا س بود

نه من ، که عالم امکان سراسرش هر دم

ز روز اوّل خلقت گدای زهرا س بود

و نیمه های شب شهر مصطفی ص آن روز

گدای نیمه شب ربّنای زهرا س بود

نبی ص که رفت تمام مدینه ویران شد

مدینه که همه اش خاک پای زهرا س بود

ز گریه های شب فاطمه س شکایت داشت

شبی که زائر آن اشک های زهرا س بود

میان کوچه فدک را گرفت با سیلی

شروع کوچه شب انتهای زهرا س بود

همیشه بغض میان گلوش سنگین بود

کسی که شاهد آن ماجرای زهرا س بود

تمام شهر به این ماجرای غم تن داد

کسی نگفت که این حق برای زهرا س بود

کسی به غربت مولا علی ع که رحم نکرد

همان علی که همیشه فدای زهرا س بود

برای آتش بیداد هیزم آوردند

صدای آه شبیه صدای زهرا س بود

مگر نبود که پیغمبر (ص) خدا فرمود

رضای حضرت حق در رضای زهرا س بود

به پشت درب و لگدهای کینه ، با فضّه

بیا به یاری زهرا س ندای زهرا س بود

مقابل علی و زینب و حسین و حسن (ع)

شکست مادر و روز عزای زهرا س بود

برای بستن حیدر ع طناب آوردند

یگانه یاور زهرا س خدای زهرا س بود

گرفته دست به دیوار و در پی حیدر ع

تمام شهر نبی ص هم نوای زهرا س بود

میان ذکر قنوت شبش پس از آن روز

دوای مرگ همیشه دعای زهرا س بود

استادوحیدمحمدی


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1391/12/17 - 14:18 | 1 2 3 4 5

ای بقیع :

چشـمان نجیب عشق بی تاب شده

هم ناله ی اشک های مهتاب شده

ای حسرت دیدن تو در سینه ی ما

از غربت تو دل زمین آب شده

*****

از غربت تو اشک دمادم داریم

دائم به لب پنجره شبنم داریم

این درد دل ماست ، خودت می دانی

در خاک مدینه یک حرم کم داریم

استادوحیدمحمدی


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1391/12/17 - 14:18 | 1 2 3 4 5

باده در اوج تمنّاست خدا می داند

آسمان محو تماشاست خدا می داند

شور در ثانیه ها ، ثانیه ها در شور است

عشق در آینه پیداست خدا می داند

عرش و فرش و همه ی کون و مکان پا بست

طرّه ی گیسوی طاهاست خدا می داند

و به زهراش قسم این دل مجنونم در

قبضه ی حضرت مولاست خدا می داند

ساقی کوثر علی(ع) ، ساقی حیدر(ع) زهراست

سرّ این قصّه هویداست خدا می داند

من یقین دارم اگر محشر کبری باشد

صاحبش حضرت زهراست خدا می داند

 دل به دریا بزن و عاشق زهرایی باش

ک،عاشق۱ از درد مبرّاست خدا می داند

 گوش کن نغمه ی یا فاطمه ی عالم را

دم این نغمه مسیحاست خدا می داند

 بیخود از خود غزلی ساختم از جنس بلور

در دل قافیه غوغاست خدا می داند

استادوحیدمحمدی


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1391/12/17 - 14:18 | 1 2 3 4 5

يا فاطمه (س) تا حشر تو ستارى كن

دل سوختگان را ز كرم يارى كن

ما با همه گفتيم كه با فاطمه ايم

بي بي تو بيا و آبرو دارى كن

التماس دعا 


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1391/12/4 - 20:03 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر