رباعی میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها
شیعه همه جا مدح تو را می گوید
در هر دو جهان مهر تو را می جوید
یک لحظه اگر به چادرت چنگ زند
دست از همه ی نیازها می شوید
برچسبها : اصغر چرمی
شیعه همه جا مدح تو را می گوید
در هر دو جهان مهر تو را می جوید
یک لحظه اگر به چادرت چنگ زند
دست از همه ی نیازها می شوید
امروز سحاب رحمت حق بارید
شد نسل محمد ابدی و جاوید
محبوب ترین بنده ی ایزد زهراست
تا کور شود هر آنکه نتواند دید
اصغر چرمی
بر روی لب فرشته ها زمزمه شد
شد کوثر و محبوب دل ما همه شد
صد بار بگو دشمن او کور شود
چون ذکر نبی فاطمه یا فاطمه شد
اصغر چرمی
در ظلمت شب دلیل راه شیعه
این تیرگی زمانه را ترسی نیست
چون فاطمه هست تکیه گاه شیعه
در سایه ی لطف خود نهان کن ما را
سرشار نگاه بی کران کن ما را
در یک شب جمعه بی پلاک و خونین
بین الحرمین میهمان کن ما را
اصغر چرمی
در قلب زمان شور دگر بر پا شد
چون رمز سعادت بشر پیدا شد
تا کور شود دشمن اسلام ، امروز
از بیت نبی ، باب شفاعت وا شد
اصغر چرمی
این بانوی روضه خوان دلش پر شرر است
از لطف و عطای همسرش با خبر است
شاید که دم مرگ علی هم برسد
تا لحظه ی ارتحال چشمش به در است
اصغر چرمی
93/01/23
این امّ بنین مادر قرص قمر است
از لطف و عطای شورش با خبر است
شاید که دم مرگ بیاید مولا
تا وقت عروج چشم بی بی به در است
اصغر چرمی
3/01/93
ديگر من از اين عمر گرامي سيرم
انگار اسيرِ مانده در زنجيرم
وقتي كه شبانه پيكرت را بردم
اي آنكه ز تو زندگيم سامان يافت
يك پلك زدي و عمر تو پايان يافت
اي كاش كه مي شد نروي تا فردا
شايد كه جراحات تنت درمان يافت
*****
تو كه بر عالم و آدم پناهي
دوباره دخترت را كن نگاهي
نميداني چه ذوقي كردم امروز
كه ديدم بهتري و رو براهي
*****
ز دستم رفت بانوي جوانم
همان يار شكسته استخوانم
علي با فاطمه خيبر شكن شد
گرفت از من توان بازوانم
*****
تو كه بر روح حيدر مي دميدي
غم و درد علي را مي خريدي
چرا در بين اين نامرد مردم
دو دست خويش از دستم كشيدي
*****
الا اي ياس تنهاي كفن پوش
چراغ خانه را كردي تو خاموش
براي اينكه دختر هم نميرد
گرفتي باز زينب را در آغوش
*****
مپوشان از علي چشم ترت را
مگير از من نگاه آخرت را
اجازه مي دهي يكبار ديگر
به روي شانه بگذارم سرت را ؟
*****
تو كه در قلب زينب خانه كردي
دوباره خانه را ويرانه كردي
براي اين كه زينب هم نميرد
دوباره موي او را شانه كردي
*****
ز دستم رفت مادر داد و بيداد
همه دار و ندارم رفت بر باد
براي اين كه باشم با حسينم
به من درس شجاعت ياد مي داد
*****
نمي دانم كه زينب راندنت چيست!
ميان راه، اين جاماندنت چيست!
تو زينب داشتي اي مادر من
بگو "فضه خذيني" خواندنت چيست!!!؟
*****
مگير از زينبت مادر نگاهي
تو كه بر عالم و آدم پناهي
عزیزت بي تو هرگز ماندني نيست
فدايت مي شود خواهي نخواهي
*****
ناكسان حق نبي را خوردند
قلب خونين مرا آزردند
تا كه ديدند زمين خوردم من
جان گرفتند و علي را بردند
اصغر چرمي
موضوعات
آرشیو
لینکستان
درباره ما
پیوند های روزانه
آمار وبلاگ