دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
امیرالمومنین(ع)-مدح
جبریلی و هر آینه عرش است کنارت
ماتند همه از پر معراج مدارت
ما چاره نداریم به غیر از سر تسلیم
آهو چه کند با نفس شیر شکارت
با بودن تو بودن خورشید زیادی ست
جز این که بگویم شده شمع مزارت
تو عرش نشینی و گهی کوفه می آیی
پس رد شو به دستم برسد گرد و غبارت
ما را به دو ابروت بمیران و پس از آن
ای شاه نداریم دگر کار به کارت
سنگینی این کفّه ی ما از کرم توست
با مثل تو ای دوست چه خوب است تجارت
در عشق بنا نیست که میثم شده باشم
سلمان تو هم آخرش افتاد به دارت
موسی بن ابی طالبی و دوره به دوره
از طور به سمت نجف افتاد گذارت
در طالع امسال برایم بنویسید:
یک روز نجف باشم و یکروز کنارت
علي اكبر لطيفيان
برچسبها :
شعر امام علیع مدح
دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
تو بی ابتدایی و بی انتها
شبیه پیمبر شبیه خدا
تو بالاترین نقطه ي باوری
معماترین نقطه ي زیر «با»
مقرب ترین جلوه ی لم یلد
و لم یولد آیه های خدا
تو آن سمت دروازه ی باوری
همان جا که می خوانمش ناکجا
مرا آن طرف ها اگر راه نیست
شما لااقل این طرف ها بیا
تو آن خواهش سبز سجاده ای
همان التماس شب انبیا
تويي مقصد اول و آخرم
مناجات شب هاي غارِ حرا
بیا با پر و بال کروبیان
بزن وصله این گیوه ی پاره را
بزن بيل خود را بر اين سرزمين
بزن تا كه باشم درخت شما
من از آبِ چاهِ شما خورده ام
که حالا شدم تشنه ی کربلا
خداي كرم! سايه ي ناشناس!
در اين كوچه هاي بدون صدا
چنان مخلصانه كرم مي كني
كه حتي نمي ماندت رَدِّ پا
تو يعني همان شاهِ شهر منی
كه داري قدم مي زني با گدا؟!
در اين سينه ي شب كجا مي روي؟
از اين جاده ها، دور از چشم ما
به سمت مناجات سجاده ات
اگر مي روي التماس دعا
×××
تو باران تريني و ما خشكسال
رسيده تريني و ما كالِ كال
تو مانند آبي ولي آب تر
تو مثل طلايي ولي ناب تر
اگر تو صعودي، فروديم ما
اگر تو نبودي، نبوديم ما
تو نورِ خودي، آفتابِ خودي
مسلمان دين كتاب خودي
تو اسرار لب هاي پيغمبري
قسم هاي شب هاي پيغمبري
تو سيبي تو ميل شب جمعه اي
دعاي كميل شب جمعه اي
مسيحاي مَسحِ يتيمان تويي
محاسن سپيد كريمان تويي
تو سيمرغي و كوه قاف خودي
تو ذي الحجه ي در طواف خودي
تو با مردمي، مردمي نيستي
تو نان جويي، گندمي نيستي
تو نوري و هر صبح خورشيدمی
تو اخلاص آيات توحيدمی
تو ديگر براي من عادت شدي
هزار و دو ركعت عبادت شدي
تو شصت و سه دفعه بهارم شدي
نهالت شدم باغدارم شدي
×××
هميشه درِ خانه ات باز بود
تنورت هميشه نمك ساز بود
تو بودي كه شب ها سحر داشتند
يتيمان كوفه پدر داشتند
پُر از نوري و آفتابي علي
سلام بدون جوابي علي
نگاهت شبي خواب راحت نكرد
و يك شب لبت استراحت نكرد
تو رفتي و حالا در اين روزها
ورق مي زنم خاطرات تو را
همان روزهايي كه تنها شدي
شكسته ترين مرد دنيا شدي
همان روزهايي كه يك مرد پست
غرور تو را با طنابي شكست
همان جا تو را خون جگر كرده اند
بتول تو را بي پسر كرده اند
همان جا دلِ مهربانت شكست
همان روز چند استخوانت شكست
×××
تو بالايي و در كفِ پست ها
زدند آفتاب تو را دست ها...
علي اكبر لطيفيان
برچسبها :
شعر امام علیع مدح
دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
امام علی(ع)-مدح
قسمتم نیست بال و پر بدهند
به من از آن طرف خبر بدهند
جگرم را وسط گذاشته ام
به همه گفته ام نظر بدهند
به خدا گریه می کنی تا صبح
شرح حال مرا اگر بدهند
من از این در نمی روم هر چند
جای این در هزار در بدهند
چند تا مثل من خبر داری؟!
پای تو حاضرند سر بدهند
دردسر مایه ی کمالات است
نذر کردیم دردسر بدهند
ای امیر نجف به نفع تو نیست
عاشقانت اگر ضرر بدهند
درد و دل کردن تو را اغلب
به گدایانِ خون جگر بدهند
خاک پای تو قیمتش عرش است
پس نباید به جاش زر بدهند
چه کسی دیده هفت عالم را
همه اش را به یک نفر بدهند
***
آفریده شدم برای علی
تا بیفتم به دست و پای علی
این که ما از چه آفریده شدیم
علتش هست خاک پای علی
جان سائل چه ارزشی دارد
جان پیغمبران فدای علی
صد هزار آفتاب می ریزد
با تکان خوردن عبای علی
هم علی می شود علی خدا
هم خدا می شود خدای علی
این صدای علی صدای خدا؟
یا صدای خدا صدای علی؟
هم نشسته علی به جای خدا
هم نشسته خدا به جای علی
لطف معراج مصطفی این بود
شد صدای خدا صدای علی
عرش را شرع را شریعت را
همه را آفریده با "یه" علی
ذکر بالا سرش حسین بُوَد
پس نجف هست کربلای علی
انا مشتاق به جوار نجف
انا محتاج به دعای علی
بچه های بزرگ و كوچكمان
همه قربان بچه های علی
دست مولا و چادر بی بی
دست ما و نخ عبای علی
چه مقامی ست که هزاران بار
می شود فاطمه فدای علی
علي اكبر لطيفيان
برچسبها :
شعر امام علیع مدح