شعر مدح امام جوادالائمه ع
اى كرامت سائل صحن و سرايت يا جواد ع
اى سلام جود بر جود و سخايت يا جواد ع
اي كه ، بارد جود از دست گدايت يا جواد ع
اي صفاى دل حريم با صفايت يا جواد ع
ميلاد حضرت امام جوادالائمه مبارك
برچسبها : شعر مدح امام جوادالائمه ع
اى كرامت سائل صحن و سرايت يا جواد ع
اى سلام جود بر جود و سخايت يا جواد ع
اي كه ، بارد جود از دست گدايت يا جواد ع
اي صفاى دل حريم با صفايت يا جواد ع
ميلاد حضرت امام جوادالائمه مبارك
هر که در عشق و وفا پابند نیست
با امید و عشق خویشاوند نیست
نیست او را با خدا پیوستگی
هرکه را با مهر تو پیوند نیست
تو جوادی و ندیدم سائلی
کز عطا وجود تو خرسند نیست
چیست جز افسوس و حسرت قسمتش
بر شما هر کس ارادتمند نیست
در رهت هر کس نهد پا با یقین
در غم مال و زن و فرزند نیست
از کریمان، سائلان، پرسیده ام
هیچ کس چون تو سخاوت مند نیست
بهترین راه نجات ما توئی
هیچ حرفی بهتر از این پند نیست
خوب می داند«وفائی» جز شما
تا خدا دیگر پُل پیوند نیست
استادسيدهاشم وفائي
امشب همه جا حرف نگار است، دگر هیچ
امشب همه جا صحبت یار است، دگر هیچ
در محفل اهل سحر و اهل مناجات
صحبت ز سر زلف نگار است، دگر هیچ
تابیده به عالم رخ چون بدر محمد
پایان شب تیره و تار است، دگر هیچ
امشب همه جا صحبت جود است و جواد است
نامش همه جا ذکر و شعار است، دگر هیچ
از یمن عطا و کرم و جود و سخایش
دارا شده هر کس که ندار است، دگر هیچ
امشب همه مشمول کرامات جوادند
در پشت درش خیل گدایان همه شادند
گردیده درِ جود خدا بار دگر باز
میخانه ی عشق رضوی تا به سحر باز
به به چه خبر گشته شب شهر مدینه
پابوسی او آمده خورشید و قمر باز
بر گرد رخش خیل ملائک همه جمعند
ریزند به پایش همه دم دُرّ و گهر باز
رو در روی هم آینه در آینه وقتی
چشمان پسر گشته سوی چشم پدر باز
خندان شده لعل پدر پیر مدینه
وقتی به سویش گشته لبِ نازِ پسر باز
امشب سخنم شامل صد رحمت او شد
روی سخن و حرف دلم حضرت او شد...
...ای معتکف کوی تو مهتابِ شبانه
ای خیل گدایان به سویت گشته روانه
هر جا سخن از جود و عطا در وسط آید
سوی تو بچرخد سر انگشت نشانه
خورشید خجالت کشد و ماه بلرزد
تا که سخن از روی تو آید به میانه
آن قدر کرامات تو گردیده زبان زد
همیشه گدا هست به پشت در خانه
ای وارث علم رضوی، زاده ی زهرا
"یحیی" شده با علم تو رسوای زمانه
آری تو جوادی که شدی عشق موید
هم حیدر و هم آینه ی روی محمد
ناصرشهرياري
نسیمی از سر زلفت بهار دنیا شد
تو آمدی و امیدی به عشق پیدا شد
تو آمدی و خبر آمد از سرادق عرش
زمین برای همیشه پر از مسیحا شد
درست مثل زمان تولد زهرا
مدینه مثل زمین های مکه زیبا شد
هزار حظ منزه به دیده اش آمد
همین که چشم ستاره به روی تو وا شد
و آسمان اگر امروز این همه بالاست
به پای قامت طوبایی شما پا شد
صدای پای کریمانه تو می آید
دلم به پشت در خانه تو می آید
تو نور عشقی و حق آفتابتان کرده است
دعای سبزی و حق مستجابتان کرده است
میان خیل هزاران هزار بخشنده
برای جود خودش انتخابتان کرده است
هزار و چهار صد سال می شود که خدا
مرا پیاله به دست شرابتان کرده است
تو را سرشته و ادغام کرده با قرآن
تو را نوشته و حالا کتابتان کرده است
قسم به کعبه برای شفاعت فرداست
اگر جواد الائمه خطابتان کرده است
خدا سرشته تو را تا که مثل نور کند
کریمی اش به کریمی تو ظهور کنتد
مسیح سبز نفس های تو حیاتم داد
شعاع نور ضریحت به جاده ام افتاد
برای آنکه خدا حاجت مرا بدهد
مرا نوشت و مرید تو را نوشت مراد
به روی صفحه پیشانی ام ملائک تو
نوشته اند سگ خانه امام جواد
چگونه لطف نداری به این اسیری که
غلام حلقه به گوش تو بوده مادر زاد
صدای اول عشق و صدای آخر عشق
تمام عشقی و ای عشق خانه ات آباد
رسیده است به روی مهت سلام رضا
علی اکبر در خانه امام رضا
تو آمدی پی اکرام و هم نشینیمان
جواب عاطفه باشی به مستکینیمان
تو آمدی ز طبق های آسمان پایین
و کردی از پی چشمانتان زمینیمان
چگونه دست توسل نیاوریم آقا
تو آمدی که همیشه گدا ببینیمان
تویی تو ماحصل چله توسل ها
تویی شراب طهورای اربعینیمان
تویی که حق خدایی به گردنم داری
تو آفریده شدی تا بیافرینیمان
تو را جواد و مرا آفریده ات کردند
قتیل آن دو کمان کشیده ات کردند
نگاه بی مثلت از تبار خورشید است
ضریح چشم قشنگت مدار خورشید است
کواکب از جریان تو نور می گیرند
طلوع نور شما تا دیار خورشید است
تو انعکاس جمال امام خورشیدی
شبیه آینه ای که کنار خورشید است
همین که سردی مان رفت و فصل گرما شد
به گوش خویش سرودم که کار خورشید است
قسم به حرمت خاک زمین کرب و بلا
به ان دیار که مهپاره بار خورشید است
جواب کودک خورشید سر بریدن نیست
جواب نور گلوی سحر بریدن نیست
استادلطيفيان
عاشقی را به وجد می آری
یوسفانه تبسمی داری
به کدامین ملیح رفتی که
چهره ای سبز و گندمی داری؟
وصف آیینه کار شاعر نیست
از لب خود شنیدنی هستی
دوست دارم خودت بگویی که
از خودت چه تجسمی داری
مرهم و زخم در نگاه شماست
حلقۀ اتحاد خوف و رجاست
بر سر مهربانیِ چشمت
مژه هایی تهاجمی داری
با یقین می رسم به این معنی
چارده نور واحدی، یعنی
عشق از هر نظر خودت هستی
با خودت چه تفاهمی داری
کفر را جذبه های لبخندت
چاره ای نیست جز مسلمانی
خنده کن یا مکارم الاخلاق
معجزات تبسمی داری
سیدحمیدرضابرقعی
وقتی که جواد از علی دل ببرد
خورشید ولایت از دو مشرق بدمد
عید است و دو میلاد و بهار صلوات
بر خلق، خدا وفور نعمت بدهد
استادمحمودژوليده
آسمان متن چشم های شماست
ای سرود طهارت و شادی
هرگز از لوح جان نخواهی رفت
تو به من عشق را نشان دادی
باید از زمزمی وضو گیرم
که طهارت دهد به جان لغات
ای جواد شرافت و عزت
می فرستم به یاد تو صلوات
آفتاب از نگاهتان لبریز
مثل رنگین کمان نور خداست
راضی ام جان فدا کنم، امشب
شب خوشحالی امام رضاست
کوچه ی شعر من چه قابل توست
که قدم بین بیت بگذاری
ای عبور مطهر معصوم
که شمیم خوش خدا داری
آه ای روشنای سینه ی من
باب جود و مروت و کرمی
تو مدد کن به کاظمین رسد
شعر بی تاب مُحرم حرمی
آه ای هستی مدینه ی نور!
آه ای دلخوشی حضرت طوس
نور چشمان مادر خورشید
ای هلالِ لطیفِ شمس شموس
تو بهار دوباره ای هستی
فصل پایان غم برای رضا
که تو را عاشقانه می گرید
صبر بی تاب چشم های رضا
ای که جود و سخاست بیتابت
چشم های همه به دست شماست
آبرودار خانه ی توحید
دست بردار! وقت، وقت دعاست
خون شده شعرهایمان آقا
ای امام جواد ادرکنا!
التماس دعا برای زمین
شده غم ها زیاد ادرکنا!
السلام علیک یا تسبیح!
السلام علیک سجاده!
با دو رکعت نماز شکر آری
دل زارم به پایت افتاده
وقت قد قامت الصلوة دل است
می سپارم به باد قلبم را
باز تکبیر می کند مُحرم
بند بند وجود شعرم را
باز بسم الحضور، بسم النور
بسم چشمان عشق افشانت
بسم تو، بسم جود، بسم جواد
ای همه وصف ها به قربانت
از کرَم داده ای به ما خورشید
ای خداوند عالمین! الحمد
آسمان را نشانمان دادی
مالک وجد آفرین الحمد
آه ایاک نعبدُ خورشید
آه ایاک نستعین، خورشید
این می وحدت است می نوشم
مست من، آسمان، زمین، خورشید
سید شادی و هدایت و شور
اهدنا الفضل، اهدنا البرکات
ناخود آگاه پای قنداقت
می فرستد زمین، زمان صلوات
دست ها را به خویش می خواند
چشم های امیدوار شما
باز یک کوچه سائل مشتاق
پشت دیوار، بی قرار شما
باز آئینه را بگردانید
نور می خواهد از شما دنیا
ای امام بهشت، امام بهار
ای امام تمام خوبی ها
وه که قنداقه ی حضور شما
دل شمس الشموس را برده است
ای مبارک ترین، جوادترین
که دل شاه طوس را برده است
باغ های بهشت بی تابند
"خیزران" گل به بار آورده
دُر شب تاب هفت دریا! که
موج رحمت کنار آورده است
ای تقی، منتخب، ابا جعفر
ای که در بخشش و کرَم، مثلی
فاکفنا ایها العزیز امشب
که تو یک جا محمدی و علی
شب میلادت ای طراوت محض
شب میلاد نوگلی رعناست
شب یک شاهزاده ی کوچک
که گل سرخ باغ عاشوراست
آه بی تاب و بی قرار دلم
می تپد پای گاهوارهٔ او
به خداوندی خدای حسین
به علی اکبر دوبارۀ او ...
... که دلم سوی قبله می گردد
مثل پرواز، در نسیم رهاست
از حرم تا حرم، چقدر خدا !
دوره گردی عاشقان زیباست
دارم از طوس بال می گیرم
چشم هایم به گنبدی زرد است
السلام علی الحسین شهید
فطرس آری جواب آورده است
السلام علی علیّ حسین
السلام علی رضیع صغیر
روی لب های عرش می شکفد
که امیری حسین، نعم الامیر
پر از آهنگ نور بود و سرور
عمر کوتاه لاله اما کاش ...
که خزان اندکی زمان می داد
که شود چند ساله اما کاش...
ای مدینه چقدر نورانی
ای مدینه چقدر زیبایی
دو سحر داده یک شبه به تو حق
شده ای باز هم تماشایی
یا علی مستمند و تنهایم
حاجتم دست بی نیاز شماست
باز هم سائل مدینه شدم
چشم من باز بر نماز شماست
یا علی چشم هایتان روشن
خانه تان تا همیشه باد آباد
چشم بر راه چشم روشنی ام
شب میلاد اصغرست و جواد
یا علی تا که دین حق بر پاست
یا علی تا خدای کعبه خداست
بر لبم یا علی علی جاری ست
شعر من نذر اهلبیت شماست
یا علی تا علی ست مولا، کِی
چشم بر دست دیگری هستیم
ما فقط دور کعبه می گردیم
تا خدا هست حیدری هستیم
حامداهور
ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جواد
ای سلامت جود بر جود و عطایت یا جواد
ای که بارد جود از دست گدایت یا جواد
ای صفای دل حریم با صفایت یا جواد
ای دوای دردمندان خاک پایت یا جواد
دوست و دشمن کند مدح و ثنایت یا جواد
ای کرم داران، درم داران، گدای کوی تو
حسن کلّ انبیا در طلعت دلجوی تو
خوی احمد، خوی حیدر، خوی زهرا، خوی تو
نخل طوبی سایه ای قامت دلجوی تو
چشم خلقت، دست خلقت، روی خلقت، سوی تو
کعبه ی جان همه دار الولایت یا جواد
در جمال بی مثالت ای عزیز مرتضی
می توان روی خدا را دید با چشم رضا
نیست خالی آنی از نور تو دامان فضا
حکمرانی می کنی هم بر قدر هم بر قضا
سجده آورده است بر خاک درت صبر و رضا
ای رضای حضرت حق در رضایت یا جواد
آفتاب چشم خورشید ولایت کیست تو؟
آسمان جود و دریای عنایت کیست تو؟
مشعل پیوسته تابان هدایت کیست تو؟
صورت حق را فروغ بینهایت کیست تو؟
کلک صنع کبریا را طرفه آیت کیست تو؟
جز خدا نتوان کسی گوید ثنایت یا جواد
کودکی بودی که نور از دانشت عالم گرفت
علم از فیض تو فیض عیسی مریم گرفت
دست حیرت بر لب خود زاده ی اکثم گرفت
دید در ظاهر تو طفلی رتبه ات را کم گرفت
پنجه ی نطق تو حلقوم ورا محکم گرفت
گشت مبهوت کلام دلربایت یا جواد
پور اکثم لب چو بگشایی اسیرت می شود
قدرت مأمون عّباسی حقیرت می شود
علم مدیون کلام دلپذیرت می شود
نور هم پروانه ی روی منیرت می شود
هر نفس یک وحی از حیّ قدیرت می شود
وحی بارد از کلام جانفزایت یا جواد
اهل دانش مخزن علم خدایت خوانده اند
اهل بینش وجه ذات کبریایت خوانده اند
اهل دل اهل ولا روح دعایت خوانده اند
اهل جود اهل کرم بحر عطایت خوانده اند
دوست داران رضا ابن الرّضایت خوانده اند
سیّدی ابن الرّضا جانم فدایت یا جواد
هست و بود بضعه ی پاک پیمبر کیست تو
دُرّ دریا و دریای سه گوهر کیست تو
آسمان جود را پیوسته محور کیست تو
آل عمران، نور و فرقان، حمد و کوثر، کیست تو
دست داور، روی احمد، نجل حیدر، کیست تو
بسته دل بر پنجه ی مشکل گشایت یا جواد
ای غبار کاظمینت آبرو را آبرو
ای محمّد هم به نام و هم به خلق و هم به خو
ای نهاده مهر گردون بر در صحن تو رو
من به خلوتخانه ی دل با تو دارم گفتگو
در کناری مرغ روحم پر زند از چار سو
تا که گردد طایر صحن و سرایت یا جواد
ای که بی حرز تو مأمون از بلا ایمن نبود
ای که بی مهر تو حتّی خوار در گلشن نبود
ای که بی مهرت فلک را آه در دامن نبود
پاسخ مهر تو زهر کینه ی دشمن نبود
اجر تو در حجره ی در بسته جان دادن نبود
کشت از بیگانه بدتر آشنایت یا جواد
ناله کردی تا پرید از لانه مرغ جان تو
درد بودی پای تا سر درد شد درمان تو
ای فدای چشم گریان و دل سوزان تو
عالمی شوزند با یاد لب عطشان تو
چشم قاتل هم به وقت مرگ شد گریان تو
چون نگردید چشم یاران در عزایت یا جواد
ریخت جای آب یارت عاقبت آتش به کام
گشت عمر حضرتت با ماه ذیقعده تمام
بر تو و بر غربت و بر کام عطشانت سلام
این شنیدم جسم پاکت اوفتاد از روی بام
ماند جسمت بر زمین ای زاده ی خیر الانام
ریخت سیل اشک «میثم» از برایت یا جواد
استادسازگار
بر شادی پیغمبر و زهرا صلوات
بر آینه ی علی اعلی صلوات
هم مولد اصغر است و هم روز جواد
بر کرب و بلا و طوس یکجا صلوات
***
معشوق، به باد داده گیسو صلوات
بر نوگل کربلا ز هر سو صلوات
نقّاره زدند، ماه پیدا شده است
بر جلوه ی آن هلال ابرو صلوات
***
بر دلخوشی ضامن آهو صلوات
جانم! بفرست باز بر او صلوات
آمد دو علی دو جلوه از پیغمبر
بر هر دل مشتاق علی گو صلوات
***
بر روی جواد، باز بهتر صلوات
بر ناز نگاه علی اصغر صلوات
این نیست صدای این همه جمعیت!
بفرست بلندتر به حیدر صلوات
حامداهور
موضوعات
آرشیو
لینکستان
درباره ما
پیوند های روزانه
آمار وبلاگ