دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
گفتم بشوم خاک رهت آقا...حیف
گفتم بشوم نوکرتان مولا...حیف
گفتم بشوم آنچه شما میخواهید
گفتم بشوم یاورتان اما...حیف
گفتی که منم لایق فردوس برین
رازی شده این دل به همین دنیا...حیف
در بین گنه ماندم و گشتم مرداب
آخر نرسیدم به سر دریا...حیف
آقا نشدم اهل دعا اهل بکاء
آقا نشدم اهل شب و نجوا...حیف
اینقدر شده ام بد که ز با من بودن
خوش تر شده آوارگی صحرا...حیف
گفتی که خریدار دلت هستم من
دادم به همه غیر شما دل را...حیف
آقا چقدر دیدم و نشناختمت
در روضه ی مشک و علم و سقا...حیف
حیف از تو که غمخوار منی آقا جان
حیف از تو گل سر سبد زهرا...حیف
مصطفي شالباف
برچسبها :
شعر مدح امام زمان عج
دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
باریم به دنبال سرت اشک بصر را
چون کودک آواره که گمکرده پدر را
یک عمر بگو از تن ما جان بستانند
یک لحظه نگیرند ولی خونجگر را
هر شب ز فراق تو فشاندیم ستاره
شستیم ز خونجگر خویش، سحر را
جان در خبر صبح ظهورت به کف ماست
قربان کسی کآورَد این طرفه خبر را
رخسار تو مانندِ مه نیمه و ما کور
دردا که شبِ نیمه ندیدیم قمر را
چشم تو مگر از دل ما عقدهگشاید
دست تو مگر بازکند پای بشر را
سوگند به صبح ظفرت تا تو نیایی
خورشید نیارد ز افق صبح ظفر را
فرزند علی، بتشکن آل محمّدi
عالم شده بتخانه، تو بردار تبر را
کی میرسد ای منتقم فاطمه روزی
کز قبر در آری بدن آن دو نفر را؟
افسوس که با ضرب لگد پشت در وحی
افتاد ز پا مادر و کشتند پسر را
چشم تو بوَد بحر و سرشکت همهگوهر
«میثم» نبرند از کفت این بحرِ گهر را
استادسازگار
برچسبها :
شعر مدح امام زمان عج
دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
مدینه، مکه، نجف، کاظمین، کربوبلایی
عزیز مصر ولایت! ولی عصر! کجایی؟
صفا و مروه و حجر و حطیم و کعبه و زمزم
تمام، دیده به ره دوختند تا تو بیایی
گهی به سامره گاهی کنار مسجد کوفه
گهی برای زیارت کنار قبر رضایی
بیا که پرچم خون خداست چشمبهراهت
بیا که منتقم خون سیدالشهدایی
خدا کند به حرم با دو چشم خویش ببینم
که بین حجر و حجر رخ به حاجیان بنمایی
رسد ندای انا المهدیات ز کعبه به عالم
از این ندا همه را جان دهی و دل بربایی
سپاه بدر و سپاه تو هم عدد بود آری
تو در مقام و جلال و شرف، رسول خدایی
ز چشم خود گله دارم نه از تو ای گل نرگس
که با منی همه جا و نبینمت به کجایی
پیمبر است به شهر مدینه چشمبهراهت
که اشک ریزی و بر انتقام فاطمه آیی
دعای شیعه همین ذکر «میثم» است که
گوید عزیز فاطمه! مولا! بیا تو صاحب مایی
استادسازگار
برچسبها :
شعر مدح امام زمان عج
دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
تو از سوز دل و از غربت حیدر خبر داری؟
تـو از تنهایــی اولاد پیغمبــر خبـر داری؟
تو همچون نور در صلب حسین ابن علی بودی
تـو از سـوز دل صدیقه اطهـر خبـر داری؟
اگر چه کرد پنهان راز خود را از علی، زهرا
تـو تنهـا از مـدال سینه مـادر خبر داری
عموی کوچک تو قاتل خـود را ندیـد اما
تو خود ازآنچه پیش آمد به پشت در، خبرداری
تو می دانی علی با چاه کوفه شب چه ها می گفت
تـو از ناگفتـه غم هـای دلِ حیـدر خبـر داری
تو اشک خجلت عباس را در علقمـه دیدی
تو از آن کشته بی چشم و دست و سر خبر داری
تو بـا جد غریب خـود بـه دشت کربـلا بـودی
تو از قلب وی و داغ علی اکبـر خبـر داری
تو روی شانه خورشید دیدی ماه کوچک را
تو از پیکان و ذبح حنجر اصغـر خبـر داری
تـو دیـدی عمـه ات زینب، کنـار قتلگاه آمد
تو از بوسیدن آن نازنین حنجر خبـر داری
تو می دانی که «میثم» از فراقت سوزد و سازد
تو از این بندۀ بی دست و پا بهتر خبر داری
استادسازگار
برچسبها :
شعر مدح امام زمان عج
دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
در هــر دمــم هــزاران فریـاد انتظار است
یک لحظه بی تو بودن، یک عمر احتضار است
وقتــی تــو را نــدارم، بهتر که جان سپارم
این زندگی تباهی، ایـن عمـر انتحـار است
آنکــو قــرار دارد، کـی عشق یار دارد؟
عاشق بسان طوفان، پیوستـه بی قرار است
ای یاس باغ نرگس! باز آ که میکنم حس
بـی روی تـو زمانـه پاییز بی بهـار است
بی جلـوۀ تـو عالم تاریکتر ز گور است
وین مهر عالـم افروز شمع سر مزار است
عیسی کـه از نبـوت بـر خویشتـن نبالد
آرد نمـاز بـا تو، این اوج افتخـار است
ما دور کعبه گشتیم با اشک خود نوشتیم
ای زائریـن کعبـه! کعبـه جمال یار است
از هجـر یــار گفتیـم، از انتظـار گفتیـم
کو مرد انتظاری «یابنالحسن» شعار است
گیرم تـو غمگساری در بیـن مـا نـداری
ای نور دیده! ما را کی جز تو غمگسار است؟
میثم به دعوی عشق، مگشای لب که عاشق
یـا زیـر تیـغ قاتـل، یــا بر فـراز دار است
استادسازگار
برچسبها :
شعر مدح امام زمان عج
دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
قسم به سینۀ مجروح مادرت زهرا
تو بر ظهـور دعـای فـرج بخـوان مولا
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که هنوز
شــرار دود ز بیــت علــی رود بــالا
!تو بر ظهور دعای فرج بخوان که علی
"بــود هنــوز عـذادار مـادرت زهرا
تو بر ظهور دعای فرج بخـوان که هنوز
علی است مثل تو مظلوم و بیکس و تنها
تو بر ظهور دعـای فرج بخـوان که کند
همیشه مــادر پهلـو شکسته بـر تو دعا
!تو بر ظهور دعای فرج بخوان که حسن
بـه زیـر ضـرب لگـد دیـد مـادر خـود را
!تو بر ظهور دعای فرج بخوان که حسین
فتــاد پشـت در خانــه، مـادرش از پـا
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که هنوز
صدای نالۀ محسن رسد به عرش خدا
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که به نی
!بوَد هنـوز سـر پـاک سیدالشهدا
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که بود
شـرارۀ دل «میثم» همیشه وقف شما
استادسازگار
برچسبها :
شعر مدح امام زمان عج
دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
ای یادگــار عتــرت و قـرآن بیا بیا
جانها به لب رسیده ز هجران بیا بیا
گردیده سخت گلۀ بی صاحبت اسیر
در چنـگ گرگهـای بیابــان بیا بیا
بشنـو صـدای نالـۀ مـولا درونِ چـاه
تا چنـد چشم فاطمـه گریـان بیا بیا
تا کی سـر حسین بـه بـالای نیزهها؟
تا کی به خـاک آن تـن عریان بیا بیا
تا کی کبـود قامت زینب ز کعـب نی؟
تا کـی غـریب عتـرت و قـرآن بیا بیا
تا چند دستهای عمویت به روی خاک
تا چنــد عمههــات پریشــان بیا بیا
سقـای سـر بریـدۀ صحــرای کــربلا
گویـد همـاره بـا لـب عطشان بیا بیا
گر بیتو صبح عید برآید به چشم ماست
دلگیر تـو ز شام غریبــان بیا بیا
روز فراق بـاغ و گلستان بـرای ما
باشد سیهتر از شب زنـدان بیا بیا
اشعار «میثم»ات شده فریاد انتظار
تـا عمـر او نیافتــه پایـان بیا بیا
استادسازگار
برچسبها :
شعر مدح امام زمان عج
دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
سیدی بازآ که پیغمبر صدایت میزند
مادرت صدیقۀ اطهر صدایت میزند
بازوی مجروح زهرا چشم گریان حسن
دستهای بستۀ حیدر صدایت میزند
چارده قرن است کز قلب مزاری گم شده
پهلوی بشکستۀ مادر صدایت میزند
زخم یاسین، قلب طاها، سینۀ مجروح نور
آیههای سورۀ کوثر صدایت میزند
جد مظلومت علی سر برده در آغوش چاه
با دل خونین و چشم تر صدایت میزند
تیرباران پیکر مجروح عمّویت حسن
از کنار قبر پیغمبر صدایت میزند
قامت خم گشتۀ جدت کنار علقمه
بازوی عباس نامآور صدایت میزند
قبر ثارالله را بنگر که از پایین پا
جسم صدچاک علیاکبر صدایت میزند
بر فراز دست خونینِ «حسین بن علی
حلق خونین علیاصغر صدایت میزند
با صدای زخمی خود «میثم» دلسوخته
تا که دارد روح در پیکر صدایت میزند
استادسازگار
برچسبها :
شعر مدح امام زمان عج
دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
خون پاک شهدا منتظر توست بیا
سرِ مصباحِ هدا منتظر توست بیا
وارث خون خدا و پسر خون خدا
به خدا خون خدا منتظر توست بیا
صبح هم منتظر صبح ظهور تو بوَد
روز ما و شب ما منتظر توست بیا
بر سر گنبد زرین «حسین بن علی
پرچم کرب و بلا منتظر تو است بیا
علم و مشک و لب خشک جگرسوختگان
دستِ افتاده جدا منتظر توست بیا
فرق بشکستۀ زینب، سر خونین حسین
که جدا شد ز قفا منتظر توست بیا
بر سر نی سر جدّت به عقب برگشته
طفل افتاده ز پا منتظر توست بیا
آفتابی که چهل جا به سر نی تابید
در دل طشت طلا منتظر توست بیا
آن یتیمی که سر پاک پدر را بوسید
ناله زد «یا ابتا» منتظر توست بیا
بر ظهور تو دعا بر لب «میثم» تا کی؟
تو دعا کن که دعا منتظر توست بیا
استادسازگار
برچسبها :
شعر مدح امام زمان عج
دسته بندی : حضرت مهدي (عج),
ای جان ما فدای تو یا فارس الحجاز
ای دیده جای پای تو یا فارس الحجاز
در کام مرگ ناز به آب بقا کنم
میرم اگر برای تو یا فارس الحجاز
دنیا در انتظار و جهان گوش سر به سر
تا بشنود ندای تو یا فارس الحجاز
تو فارس الحجاز و حجاز تو چشم ماست
گردون بوَد سرای تو یا فارس الحجاز
کی میشود که از حرم آید به گوش خلق
آوای دلربای تو یا فارس الحجاز؟
باز آ که بشنویم سرود وصال را
با لحن جانفزای تو یا فارس الحجاز
پا در رکاب کن که کند شیعه رهبری
در سایۀ لوای تو یا فارس الحجاز
بازآ که باز چاک شود قلب رود نیل
با معجز عصای تو با فارس الحجاز
جای تو خالی است و همه عالم است پر
از کثرت عطای تو یا فارس الحجاز
«میثم» دعا برای ظهور تو میکند
در سایۀ دعای تو یا فارس الحجاز
استادسازگار
برچسبها :
شعر مدح امام زمان عج