تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




ديوان شعر اهل بيت ع - شعر مدح امیرالمومنین ع s

شعر مدح امیرالمومنین ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,

باید این نفس سرکش ما را با کمند تو در حصار کشید

بعد با حلقه های زلف شما باید این صید را به دار کشید

دل ما را به زور آدم کن! جنبه ی اختیار در ما نیست

کافی است اینهمه بلایی که دلم از دست اختیار کشید

صحبت از عشق تو اگر باشد، کاری از اختیار ساخته نیست

جذبه ی چشم تو دلم را در دام "لایمکن الفرار" کشید

تو همانی که حضرت خالق از همان روز اول خلقت

تا سحرگاه روز سیزدهم سر راه تو انتظار کشید

حضرت آدم و خلیل و ذبیح، و ابابیل و آسمان و زمین ...!

میهمانی عزیزم می آید، خالق از کلّ خلق کار کشید

درب کعبه برای مولا نیست نفس مشرکان به آن خورده

راه دیگر برای او وا شد، جور آن درب مستجار کشید

کار خلقت فقط ازآن خداست من نگفتم تو خالقی اما

تو "یداللهی" و خدا با دست، جلوه ی "لیل و النّهار" کشید

دست تو نقش زد خلایق را هر کسی را برای کاری ساخت

سهم ما شد که نوکری بکنیم، ایل ما منّت نگار کشد

دست تو، تیغ تو به جای خودش، اسم تو سست می کند پا را

"تا شنیدند حیدر آمده است"، دشمن از وحشتش هوار کشید

هیبت حیدرانه ی مولا ترس در قلب لشکر اندازد

تهِ لشکر فرار کردند از نعره ای که طلایه دار کشید!

عبدود که بزرگ این قوم است عددی نیست در مصاف علی

زرد شد رنگ چهره اش و قتی اسد الله ذوالفقار کشید

شب تشخیص مرد از نامرد، شیر خفته میان بستر بود

ترس از مرگ پای ترسو را با پیمبر به سوی غار کشید

چاره ای نیست دست ما بسته است که خدا گفته خودکشی ممنوع!

ورنه با اینهمه جلال و جمال، کار ما هم به انتحار کشید...

داود رحیمی(دلسروده های یک نوکر)


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/2 - 16:04 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر