شعر شهادت اميرالمومنين ع

دسته بندی : شهادت حضرت علي ع,

امشب از حس درونم غزلی آمده است
جای جوهر ز قلم ها عسلی آمده است

ها علیٌ بشرٌ کیفَ بشر، مست شدیم
نام شخصیت بین المللی آمده است

واژه ها هم سر تعظیم فرود آوردند
همه گفتند به هم نام علی آمده است

شهریار از وجناتش متحیر شده است
فکر میکرد خدای بدلی آمده است

زلف بر باد مده تا مدهی بر بادم
در دل دفتر شیخ اجلی آمده است-

هرکه دیوانه کوی تو نشد آدم نیست
آدم آن است که با اذن ولی آمده است

ای ابو الخاک، به آدم پسری یا پدری؟
در گل حضرت آدم خللی آمده است

تا که در کعبه دل زلزله شد فهمیدم
روی دیواره قلبم گسلی آمده است

قصه ما و شما قصه ای از شاه و گداست
از ره انگار که ضرب المثلی آمده است

شب دراز است و قلندر شب قدرش یلداست
بسته عمّامه و مثل زحلی آمده است

تا که فریاد زند فزت و رب الکعبه
چونکه از فاطمه ضرب العجلی آمده است

جای بسم اله و آیینه انا لله
صدق الله العلی الازلی آمده است

و برای طلب بخشش من در شب قدر
به علی به علی به علی آمده است

اميرحسام يوسفي


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/5/21 - 13:42 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت اميرالمومنين ع بعد از شهادت

دسته بندی : شهادت حضرت علي ع,
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ فِي عِبَادِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ

ما در ره تـان ديده به دل دوخته ايـم

در مـكـتـب تـان عاشقي آموخته ايـم

اين جان و دل و ديده ي ما وقف غمت

بـا روضه ي جانسوز شما سوخته ايـم

اصغر چرمي



برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/5/16 - 11:35 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت اميرالمومنين ع

دسته بندی : شهادت حضرت علي ع,

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ فِي عِبَادِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ

من فداي تو وُ آن زخم سرت آقا جان

تيغ كينه است زده بال و پرت آقا جان

اي شفا خانه ي عـرفـان حـرم زيبايت

مــا وُ خــاك حــرم مـحـتـرمـت آقا جان

شب قدر استُ به قدري كه تو داري سوگند

كـرمـي كـن به گداي حرمت آقا جان

نه دل عالميان سوخت ز مظلومي تو

پَرِ جبريل شكست از اَلَمت آقا جان

مــنِ آلــوده كـجـا وُ شـرف نوكريت

با كه گويم كمِ ما وُ كرمت آقا جان

اصغر چرمي

سلام به رفقا اين شعر رو شب شهادت مولا در حرم حضرت و برگرفته از

شعري كه از استاد مؤيد در ذهن داشتم  آماده كردم


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/5/15 - 15:23 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت اميرالمومنين ع بعد از شهادت

دسته بندی : شهادت حضرت علي ع,


اى كاش  دوباره  من گداى  تو شوم

ميهٍمان كرم و لطف و عطاى تو شوم

عتبات  آيم  و  با  جمع  محبان  شما

زائر  مرقد و  ايوان  طلاى  تو شوم 

اصغر چرمى


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/5/15 - 15:06 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت اميرالمومنين ع بعد از شهادت

دسته بندی : شهادت حضرت علي ع,

حُـبِّ  عـلـى  از  روز الستم  دادند

پيمانه ى عشق را به دستم دادند

من در صـف مـى خـوران كـوثر بودم

بـا داغ عـلـى باز شـكـسـتـم دادند

اصغر چرمى


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/5/15 - 15:05 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت اميرالمومنين ع بعد از شهادت

دسته بندی : شهادت حضرت علي ع,

از  هجر على  حال  جنون  دارم  من

بغضى به دل از دشمن دون دارم من

از روضه ى  جانسوز  على سوغاتى

چشمان پر از كاسه ى خون دارم من

اصغر چرمى


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/5/15 - 15:04 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت اميرالمومنين ع بعد از شهادت

دسته بندی : شهادت حضرت علي ع,

ای مرغ سحر! صبح شد و یار نیامد

ای شب! چه شد؟ آن شمع شب تار نیامد

ای نخل! غریبی که به دامان سحرگاه

آبت دهد از دیدۀ خونبار نیامد

ای چاه! امامی که ز سوز جگر خویش

می‌گفت به تو راز دل زار نیامد

خورشید ولایت که در اطراف فقیران

پوشید دل شب گل رخسار نیامد

فریاد برآرید ز دل، منبر و محراب!

کای مسجدیان حیدر کرار نیامد

هر شب ز غم فاطمه می‌سوخت و می‌گفت

آمد سحر و قاتل خونخوار نیامد

با اشک نوشته است به رخسار یتیمی

مادر! پدرم از پی دیدار نیامد

مظلوم‌ترین رهبر تاریخ علی بود

بی یارتر از او به جهان یار نیامد

دیدند همه فاطمه‌اش نقش زمین شد

بر یاری او یک تن از انصار نیامد

«میثم»به خدا جامعه خواب است، وگرنه

ماننـد علـی رهبـرِ بیـدار نیـامـد 

استادسازگار


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/5/14 - 14:04 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت اميرالمومنين ع بعد از شهادت

دسته بندی : شهادت حضرت علي ع,

در راه نماز جان بیفشاند  علی

 بر خلق نماز را شناساند علی

 با این همه چون شهید شد در محراب

 گفتند مگر نماز می خواند علی

***

 دلت از بی کسی دریای خون بود

 غمت از ریگ صحراها فزون بود

 خودم دیدم که در هنگام دفنت

 کفن از خون فرقت لاله گون بود

 ***

غم طفلی فراموشم نرفته

که بار غصه از دوشم نرفته

گذشته سال ها از کوچه اما

صدای سیلی از گوشم نرفته

استادسازگار


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/5/14 - 14:04 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت اميرالمومنين ع بعد از شهادت

دسته بندی : شهادت حضرت علي ع,

خانه با رفتنت این بار به هم ریخته است

شهر بی حیدر کرار به هم ریخته است

پدرم نبض زمان بودی و با رفتن تو

سحر و روزه و افطار به هم ریخته است

هرکسی دید پدر، حال مرا گفت به خویش:

دختر فاطمه بسیار به هم ریخته است

بستر خالی تو گوشۀ این خانه پدر

علتی شد که پرستار به هم ریخته است

بودنت مایۀ آرامش و آسایش بود

حال با رفتن تو کار به هم ریخته است

حَسَن غمزده را بیشتر از زخم سرت

قصۀ سینه و مسمار به هم ریخته است

حرفی از کوچه نباید بشود پیش حسین

چون که با گفتنش هر بار به هم ریخته است

صحبت از کوفه و بازار و اسیری کردی

از همان لحظه علمدار به هم ریخته است

گفته ای کوفه میارند مرا طوری که

همه ی کوچه و بازار به هم ریخته است

مهدي نظري


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/5/14 - 14:03 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت اميرالمومنين ع بعد از شهادت

دسته بندی : شهادت حضرت علي ع,

سکوت عین سکوت است، بی همانند است

که پیشوند ندارد، بدون پسوند است

زبان رسمی اهل طریقت است سکوت

سکوت حرف کمی نیست، عین سوگند است

زمین یخ زده را گرم می کند آرام

سکوت، معجزه ی آفتاب تابنده است

سکوت پاسخ دندان شکن تری دارد

سکوت مغلطه ها را جواب کوبنده است

سکوت ناله و نفرین، سکوت دشنام است

سکوت پند و نصیحت، سکوت لبخند است

سکوت کرد علی سال های پی در پی

همان علی که در قلعه را ز جا کنده است

همان علی که به توصیف او قلم در دست

مردّدم بنویسم خداست یا بنده ست

علی به واقعه جنگید با زبان سکوت

که ذوالفقار علی در نیام برّنده است

علی به واقعه کار مهم تری دارد

که آیه آیه کتاب خدا پراکنده است

از آن سکوت چه باید نوشت؟ حیرانم!

از آن سکوت که لحظه به لحظه اش پند است

از آن سکوت که در عصر خود نمی گنجد

از آن سکوت که ماضی و حال و آینده است

از آن سکوت که نامش عقب نشینی نیست

از آن سکوت که هنگام جنگ ترفند است

از آن سکوت که دستان حیله را بسته

و دور گردن فتنه طناب افکنده است

سکوت کرد علی تا عرب خیال کند

ابو هریره به فن بیان هنرمند است

صحابه ای که فقط یک سوال شرعی داشت

پیاز مکه به ذی الحجه دانه ای چند است؟!

علی خلیفه شود پیرمرد بیغوله

یکی است در نظرش با حسن که فرزند است

ملاک او به رگ و ریشه نیست، از این رو؛

محمد بن ابوبکر آبرومند است

علی خلیفه شود شیوه ی حکومت او

برای عده ای از قوم ناخوشایند است

ستانده می شود آن رفته های بیت المال

ازین درخت اگر میوه ای کسی کنده است

اگر به پای کنیزانشان شده خلخال

اگر به گردن دوشیزگان گلوبند است

علی خلیفه شد آخر اگر چه دیر ولی

چقدر بر تنش این پیرهن برازنده است

کنون لباس خلافت چنان زنی باشد

که توبه کار شده، از گذشته شرمنده است

برادرم! به تریج قبات بر نخورد

که ناگزیر زبان قصیده برّنده است

اگرچه روی زبان زبیر تبریک است

اگرچه بر لب امثال طلحه لبخند است

اگرچه دور و بر او صحابه جمع شدند

ولیکن از دلشان با خبر خداوند است

سيدحميدرضابرقعي


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/5/14 - 14:01 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر