شعر شهادت حضرت زهرا س

دسته بندی : شهادت حضرت زهرا س,

چنديست خنده بر لب اين مو سپيد نيست

اما به ماندن گل خود نا اميد نيست



كم گريه كن دل همه عالم كباب شد

بانو ، كمك ز اشك برايت مفيد نيست


 

گفتم كه كار خانه مكن خوب مي شوي

انگار ، درد بازو و پهلو شديد نيست



با رفتن تو دشمن مان شاد مي شود

مرگت مگر كه آرزوي آن پليد نيست؟



زهرا به جان همسر خود رحم كن نرو

مرگ علي ز داغ فراقت بعيد نيست


گفتند:مرگ فاطمه ات علتي نداشت

نفرين بر آن كسي كه بگويد شهيد نيست


 انگار قبر مخفي حضرت قلوب ماست

در بين شيعيان حرمش ناپديد نيست


شاعر : اصغر چرمي

٩٣/٠١/١٣


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1393/1/14 - 08:40 | 1 2 3 4 5

شعر عرض ادب به محضر حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع, غدير, شهادت حضرت علي ع,


نام مولا در دل عشاق غوغا مي كند

عشق را در عالم معنا هويدا مي كند

يا علي و يا علي و يا علي و يا علي

درد بي درمان عالم را مداوا مي كند

نــام زيـبـاي اميرالمومنين در هر زمان

روي قلب من صدوده بار امضا مي كند

هر كجاي عالم امكان كه نام مرتضي ست

مجلس لطف و بساط شور بر پا مي كند

عاشقان بادا بشارت قفلهاي بسته را

طرفة العيني اميرالمؤمنين وا مي كند

شك ندارم اين كه حيدر شيعيان خويش را

خود به روز حشر مي گردد و پيدا مي كند

اصغر چرمي


برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/8/29 - 09:13 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت حضرت علي اكبر ع

دسته بندی : حضرت علي اكبر ع,

عالمی تیره شده در نظرم بابا جان

کس نداند که چه آمد به سرم بابا جان

رفتی و دشمنت انگار که فهمید تویی

زخم کاری به روی جگرم بابا جان

لب اگر وا نکنی من ز غمت می میرم

جمله ای حرف بزن ای ثمرم بابا جان

جگرم سوخت ز مرگت به خداوند قسم

قسمت این بود بسوزد جگرم بابا جان

پیش دشمن مپسند این همه من گریه کنم

چشم وا کن به رویم من پدرم بابا جان

اگر امروز شدی تشنه بدان مثل شما

تشنه کامند همه اهل حرم بابا جان

لب تو منتظر قطره ی آبی بود و

اشک غم ریخت ز چشمان ترم بابا جان

من که خود خضر رهم بر سر تو پیر شدم

جان زینب ز تو من تشنه ترم بابا جان

هر طرف می نگرم تکه ای از جسم تو را

بینم و داد زنم ای جگرم بابا جان

اصغر چرمی


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/8/19 - 16:31 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت حضرت علي اصغر ع

دسته بندی : حضرت علي اصغر ع,

امروز و فردا عالمی در التهاب است


از این مصیبت کوه صبر من خراب است

بیمار گشتم از هوای بی تو بودن

روضه برای درد من داروی ناب است

امشب که می سوزم ز داغ شیرخواره

تصویر او روی دلم گویا که قاب است

در هر حسینیه که جای ذکر مولاست

اَمّن یُّجیبِ درد مندان مستجاب است

بر روی لب امشب نوای لای لایِ

یک مادر دلخسته با نام رباب است

باید عمو از علقمه بیرون بیاید

در گاهواره کودکی محتاج آب است

یک کودک شش ماهه در دستان بابا

با لای لایِ تیر انگاری که خواب است

پاشید خون بر روی بابای غریبش

تصویر خورشید زمان گویا خضاب است

آرام شد بعد از کمی بی تاب بودن

حالا زمان ناله های آب آب است

با خنده وُ کف حرف او را قطع کردند

ارباب عالم را که خود فصل الخطاب است

اصغر چرمی


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/8/19 - 05:48 | 1 2 3 4 5

شعر غدير

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع, غدير, شهادت حضرت علي ع,

هـر چـنـد كـه نــوكـريّ مـا ناچيز است

در سينه ي ما عشق علي لبريز است

مـا هـر چـه كـه داريم ز الطاف عليست

الـحـق كه عـلي شفيع رستاخيز است

اصغر چرمي


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/7/6 - 16:32 | 1 2 3 4 5

شعر ميلاد امام رضا ع

دسته بندی : ولادت امام رضا ع,

عشق است فقط پيش شما رو بزنيم

در  نزد  شما  آمده  زانو  بزنيم

يك  صبح قشنگ با لباس خدام

بر طوف حرم آمده جارو بزنيم

اصغر چرمي


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/6/21 - 10:48 | 1 2 3 4 5

شعر ميلاد حضرت فاطمه معصومه س

دسته بندی : حضرت فاطمه معصومه س,

تا دل غمزده را شور و نوایی ندهند

 دیدگان را زکرم اشک و بکایی ندهند

 قلب عاشق به خدا گر حرمَ الله شود

 فرصتش بر عمل جرم و خطایی ندهند

 تا روی دلبر ما کعبه ی اهل نظر است

 عارفان، دل به دو صد ملک و بنایی ندهند

 تا ز معشوق نیاید خبر از بهر وصال

 عاشقان را خبر از وصل و جدایی ندهند

 دردمندی قدم اول این راه بود

 تا نخواهند، تو را درد و بلایی ندهند

 بنده را وقت سحر مَحرم اسرار کنند

 آدمی را به جز این قدر و بهایی ندهند

 بی گمان هر که به دنبال هوا و هوس است

 لحظه ای بر دل او نور و ضیایی ندهند

 مرغِ در بندِ قفس را پر پروازی نیست

 تا که او را خبر از روز رهایی ندهند

 درِ بیت الشرف اهل کرم باز اما

 هر کسی را به خدا اذن گدایی ندهند

 شد مدال شرف و عزت ما عشق علی

این نشان را که به هر بی سر و پایی ندهند

 هر که شد صاحب عز و شرف و جاه، او را

 حرم و بارگه و صحن و سرایی ندهند

 تا که در سینۀ ما عشق تلاطم دارد

 تا ابد خطه ی ایران حرم قم دارد  

 ای ز یمن قدمت ارض و سما نورانی

 دیده ی عرش نشینان ز شعف بارانی

 ز تماشای رخت، حور و ملک مست شوند

 همه مدهوش بمانند ازین حیرانی

 در حریم ملکوتی تو باشد بانو

 حضرت روح الامین را شَرف دربانی

 رنگ رخساره خبر می دهد از سِرِ درون

 که تو اسرار و علوم علوی می دانی

 گرچه از نسل رسول عربی می باشی

 هاشمی زاده و از سلسلۀ شاهانی

 بارها گفته ام و تا به ابد می گویم

 که تو شهبانو ی جود و کرمِ ایرانی

 گوییا زینب کبری به سخن می آید

 هر زمانی که خطابه به جهان می خوانی

 جلوه ی فاطمی ات همچو برادر باشد

 بی جهت نیست که مانند رضا می مانی

 زین سبب خواسته در آل علی  حضرت حق

 تو کریمه شوی و منصب او سلطانی

 هرکه دلتنگ مدینه ست به قم می آید

 تا کند گریه به یاد حرمی پنهانی

 از کرم گر که نگاهم نکنی می میرم

 می شود سهم دلم بی سر و بی سامانی

 کعبه ی مردم قم، قبلۀ حاجات تویی

 روح ایمان و دعا، عمه ی سادات تویی

 آمدی پاک ترین جلوه ی داور باشی

 و گل یاس بهشتیِ معطر باشی

 وارث علم نبی، محرم اسرا خدا

 آمدی عالمه ی آل پیمبر  باشی

 عصمت الله شوی چون که خدا خواسته بود

 تا تو معصومۀ ذریۀ حیدر  باشی

 آمدی بهر رضا دلبر و دلدار شوی

 زینب ثانی دوران برادر باشی

 آمدی زنده کنی خاطرۀ زهرا  را

 حضرت فاطمه ی موسیِ جعفر باشی

 شوره زار قم و تصویر بهشت حرمت

 تشنگان را زکرم، زمزم و کوثر باشی

 تا کند عفو خدا خیل گنه کاران را

 آمدی شافعه ی عرصه ی محشر باشی

 عمر کوتاه تو یادآور عمر زهراست

 اینچنین جلوه گر روضه ی مادر باشی

 زندگی ات غم و اندوه و بلا با خود داشت

 و خدا خواست که اینگونه تو مضطر باشی

 همچنان زینب کبری دلت آزرده شود

 داغدار غم صد لاله ی پرپر باشی

 بارها شکر نرفتی به اسیری که دگر

 شاهد سنگ زدن بر سر دلبر باشی

 روضه سربسته بخوانم که کنم ختم کلام

 وای از کرب وبلا و سفر کوفه و شام

محمدجوادغفاريان


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/6/13 - 11:56 | 1 2 3 4 5

شعر ميلاد حضرت فاطمه معصومه س

دسته بندی : حضرت فاطمه معصومه س,

دلم سه شنبه شبی باز راهی قم شد

کنار درب حرم، بین زائران گم شد

نگاه چشم ترم تا به گنبدت افتاد

دوباره شیفته ی رنگ زرد گندم شد

به یاد مسجد و باب الجواد افتادم

سرود عاشقی ام، یا امام هشتم شد

به محض بردن نام امام آینه ها

لبان آینه هایت پر از تبسّم شد

به استحاله کشاندی مرا به لبخندی

دو چشم مملو اشکم، دو خمره ی خم شد

سلام بر تو و بر خاندان اطهارت

سرم به زیر قدوم تمام زوّارت

از آب شور حرم، شوق و شور می گیرم

وضو برای تشرّف به طور می گیرم

ستاره ام، که در این آسمان ظلمانی

از آفتاب حضور تو نور می گیرم

چقدر زائر عاشق شبیه کودکی ام

ضریح مرقدتان را به زور می گیرم

چه افتخار عظیمی ست آمدی این جا

عجیب نیست که حسّ غرور می گیرم

برای رد شدنم از پل صراط جزا

ز دست لطف تو برگ عبور می گیرم

سلام بر تو و بر خاندان اطهارت

سرم به زیر قدوم تمام زوّارت  

نسیم مرقدتان عطر کوچه باغ بهشت

بَرَد ز خاطره ها غصّه ی فراق بهشت

رواق های حریمت بهشت نور و بلور

بلند گنبد نورانیت، چراغ بهشت

مدام روز قیامت پی تو می گردم

نمی روم به جهنّم، و یا سراغ بهشت

شکسته باد دو پایم، اگر که روز حساب

بدون تو بگذارم قدم به باغ بهشت

منم مدیحه سرایی که آرزو دارم

جوار باغ تو باشم، شده کلاغ بهشت!

سلام بر تو و بر خاندان اطهارت

سرم به زیر قدوم تمام زوّارت

وحيدقاسمي


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/6/13 - 11:55 | 1 2 3 4 5

شعر ميلاد حضرت فاطمه معصومه س

دسته بندی : حضرت فاطمه معصومه س,

چشم دلم به سمت حرم باز می شود

با یک سلام، صبح من آغاز می شود

پر می کشد دلم به هوای طواف تو

وقتی که لحظه، لحظه ی پرواز می شود

قفل دلم شکسته کنار درِ حرم

از مرقدت دری به جنان باز می شود

فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه

این جا دل شکسته سبب ساز می شود

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم

هر روز چند مرتبه اعجاز می شود

اعجاز توست این که دلم یا کریم توست

قلب تپنده ی حرم قم، حریم توست

این جا بهشت دختر موسی بن جعفر است

از نفحه ی شهود و تجلّی معطر است

بر پا شده است مکتب قرآن و اهل بیت

دارالعلومِ مریم آل پیمبر است

این جا کلید علم و فقاهت ارادت است

خاک در حریم تو علامه پرور است

چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست

این جا چقدر چشمه ی جوشان کوثر است

تنها پناهگاه دلم صحن آینه ست

وقتی دلم از آه زمانه مکدر است

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل

دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است

صحن تو غرق بوی گل یاس می شود

این جا حضور فاطمه احساس می شود  

با آن که هست هر دو جهان مال فاطمه

این جا دمیده کوکب اقبال فاطمه

بی اختیار پای ضریحت رسیده است

هر زائری که آمده دنبال فاطمه

دارد تمام مرقد تو بوی آسمان

این جاست سایه سار پر و بال فاطمه

فرمود آشیانه ی‌ امن الهی است

صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه

خورشید آل فاطمه از راه می رسد

هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

ای عمه ی امام زمان! کاش در حرم

یک صبح جمعه لایق دیدار می شدم

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا!

محبوبه ی حبیب خدا إشفعی لنا!

آرامش و قرار دل ثامن الحجج

ای زینب امام رضا إشفعی لنا!

عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت

ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا!

در هر سحر به سوی ضریح اجابتت

می آورم دو دست دعا إشفعی لنا!

روی سیاه و بار گناهان ما کجا؟!

لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا!

مهر و ولایتت شده حبل المتین ما

در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا!

یوم الحساب تو همه امید شیعه ای

تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه ای

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده

طعنه به پارسایی حور و ملک زده

سرشار از زلالی نور یقین شود

در مرقد منور تو قلب شک‌زده

از چشمه های فیض تو سیراب می شود

هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده

تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست

بر گنبد تو دست توسل فلک زده

شب های جمعه طوف حرم می‌ کنم ولی

گویا کسی به زخم دل من نمک زده

دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا

قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده

امشب گره گشاست دم یا رضا رضا

در دست توست تذکره ی کربلای ما

يوسف رحيمي


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/6/13 - 11:53 | 1 2 3 4 5

شعر ميلاد حضرت فاطمه معصومه س

دسته بندی : حضرت فاطمه معصومه س,

ای پناه اهل محشر عید میلادت مبارک

ای همه روح مطهّر عید میلادت مبارک

ای رخت مرآت مادر عید میلادت مبارک

ای گل باغ پیمبر عید میلادت مبارک

ای قم از خاکت معطّر عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

ای سلام چارده معصوم بر جان و تن تو

نام تو معصومه و عصمت گلی از دامن تو

بضعۀ موسایی و قم گشته طور اَیمن تو

پا به چشم قم نهادی قلب قم شد گلشن تو

یافت این خاک از تو زیور عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

نور از هر سو به ایوان طلایت سجده آرد

حور بر خاک قدوم زائرت صورت گذارد

جود با کلِّ وجودش هر چه دارد از تو دارد

دانش از گلدسته‌هایت بر سر فیضیّه بارد

علم را صحن تو سنگر عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

دخت و اخت و عمۀ‌ سه حجت داور تویی تو

پارۀ تن بر رسول و احمد و حیدر تویی تو

فلک استقلال ملک شیعه را لنگر تویی تو

گر در جنّت ز قم وا می‌شود، آن در تویی تو

بضعۀ یاسین و کوثر عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

قبه‌ات را اقتدار قبۀ الخضراست، آری

تربت تو تربت گمگشتۀ زهراست، آری

زائر تو زائر صدیقۀ کبراست، آری

صورتت را صورت انسیۀ الحوراست، آری

نخل «میثم» از تو پر بر عید میلادت مبارک

دختر موسی ابن جعفر عید میلادت مبارک

استادسازگار


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/6/13 - 11:52 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر