دسته بندی : حضرت علي اصغر ع,
امروز و فردا عالمی در التهاب است
از این مصیبت کوه صبر من خراب است
بیمار گشتم از هوای بی تو بودن
روضه برای درد من داروی ناب است
امشب که می سوزم ز داغ شیرخواره
تصویر او روی دلم گویا که قاب است
در هر حسینیه که جای ذکر مولاست
اَمّن یُّجیبِ درد مندان مستجاب است
بر روی لب امشب نوای لای لایِ
یک مادر دلخسته با نام رباب است
باید عمو از علقمه بیرون بیاید
در گاهواره کودکی محتاج آب است
یک کودک شش ماهه در دستان بابا
با لای لایِ تیر انگاری که خواب است
پاشید خون بر روی بابای غریبش
تصویر خورشید زمان گویا خضاب است
آرام شد بعد از کمی بی تاب بودن
حالا زمان ناله های آب آب است
با خنده وُ کف حرف او را قطع کردند
ارباب عالم را که خود فصل الخطاب است
اصغر چرمی
برچسبها :
شعر شهادت حضرت علي اصغر ع,
شعر جديد,
شعر ناب,
اصغر چرمي
دسته بندی : حضرت علي اصغر ع,
عرشیان باب حوائج که خطابش کرند...
فرشیان جای ابا الفضل حسابش کردند
داشت کم کم به تکان های عمو می خوابید
ناگهان هروله کردند و خرابش کردند
مادر اصغر شش ماهه خود اقیانوس است
«رب آب است به معنی و ربابش کردند»
شایدم او ملکی بود خدا میداند
که به مادر شدن شاه مجابش کردند
تشنگی بوده بهانش که به میدان برود
خواست سر-باز شود پا به رکابش کردند
قطره آبی شد و بر شانه بابا میرفت
تا که در دست پدر بود، حبابش کردند
بی هوا مثل مدینه پسری را کشتند
او از ارباب چکیدست و گلابش کردند
به علی اصغر و ارباب نمیدانستم
او همان محسن زهراست ، جوابش کردند
مثل انگور حسین است ولی زود رسید
چیدنش از سر این شاخه، شرابش کردند
سیل اشکی ولی آنها که نمی فهمیدند
آب را در جلوی چشم تو آبش کرند
بس که در قلب حرم ولوله ای شد دیدی؟
کشتنت را چقدر پر تب و تابش کردند؟
بس که خورشید شد از تابش خود شرمنده
سوخت از سوز تو تا این که مذابش کردند
خون تو دست پدر بود که باران میشد
تا که بارید به خورشید، عذابش کردند
رنگ خورشید نه زرد است و نه قرمز شاید
در همان روز به خون تو خضابش کردند
و 2 پیکر به مزاری عجب استقبالی
جای او سینه باباست که خوابش کردند
و غزل ساخته ی دست علی اصغر شد
بس که دیوان عظیمیست، کتابش کردند
بس که گفتند و شنیدیم نمی از دریا
جگرم را ز همین شعر کبابش کردند
امیرحسام یوسفی
برچسبها :
شعر شهادت حضرت علي اصغر ع
دسته بندی : حضرت علي اصغر ع,
عرشیان باب حوائج که خطابش کرند...
فرشیان جای ابا الفضل حسابش کردند
داشت کم کم به تکان های عمو می خوابید
ناگهان هروله کردند و خرابش کردند
مادر اصغر شش ماهه خود اقیانوس است
«رب آب است به معنی و ربابش کردند»
شایدم او ملکی بود خدا میداند
که به مادر شدن شاه مجابش کردند
تشنگی بوده بهانش که به میدان برود
خواست سر-باز شود پا به رکابش کردند
قطره آبی شد و بر شانه بابا میرفت
تا که در دست پدر بود، حبابش کردند
بی هوا مثل مدینه پسری را کشتند
او از ارباب چکیدست و گلابش کردند
به علی اصغر و ارباب نمیدانستم
او همان محسن زهراست ، جوابش کردند
مثل انگور حسین است ولی زود رسید
چیدنش از سر این شاخه، شرابش کردند
سیل اشکی ولی آنها که نمی فهمیدند
آب را در جلوی چشم تو آبش کرند
بس که در قلب حرم ولوله ای شد دیدی؟
کشتنت را چقدر پر تب و تابش کردند؟
بس که خورشید شد از تابش خود شرمنده
سوخت از سوز تو تا این که مذابش کردند
خون تو دست پدر بود که باران میشد
تا که بارید به خورشید، عذابش کردند
رنگ خورشید نه زرد است و نه قرمز شاید
در همان روز به خون تو خضابش کردند
و 2 پیکر به مزاری عجب استقبالی
جای او سینه باباست که خوابش کردند
و غزل ساخته ی دست علی اصغر شد
بس که دیوان عظیمیست، کتابش کردند
بس که گفتند و شنیدیم نمی از دریا
جگرم را ز همین شعر کبابش کردند
امیرحسام یوسفی
برچسبها :
شعر شهادت حضرت علي اصغر ع