شعر عيد غدير

دسته بندی : غدير,

خدا داند كه حيدر كل دين است

مـيـان خلق او حقّ اليَقين است

تـــمــام عــــالــم امــكـان بـداند

فـقـط حـيـدر اميرالمؤمنين است

اصغر چرمي


برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/8/1 - 09:37 | 1 2 3 4 5

شعر عيد غدير

دسته بندی : غدير,

يادمان باشد ولايت هديه ي ناب خداست

هر كه مولايش علي شد از تبار مصطفي ست

يادمان باشد كه كامل شد رسالت با غدير

حضرت جبريل پيك اين پيام كبرياست

آيه ي اَليَوم اَكمَلتُ لَكُم ابلاغ شد

روي لبها جمله ي بخٍّ علي اَلمُرتضاست

يادمان باشد كه اركان هدايت پايه اش

دوستي حيدر و ذريه ي خيرالنساست

يادمان باشد هر آنكس دشمن حيدر بود

در قيامت هم خدا داند حساب او جداست

چون خدا هستي خود را دست پيغمبر نهاد

جانفشاني پاي اين هديه در اين عالم رواست

عاشقانش خوب مي دانند اين عيد غدير

سيدالاعياد و اوج شادي اهل ولاست

شكر مي گويم دوباره ماه ذيحجه شد و

در دلم شور غدير حضرت مولا بپاست

اصغر چرمي


برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/8/1 - 09:37 | 1 2 3 4 5

شعر عيد غدير

دسته بندی : غدير,

هـــر چند كــه نــوكــريّ ما ناچيز است

در سينه ي ما عشق علي لبريز است

مــا هــر چه كه داريم ز الطاف عليست

الــحـق كه علي شفيع رستاخيز است

اصغر چرمي


برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/8/1 - 09:36 | 1 2 3 4 5

شعر عيد غدير

دسته بندی : غدير,

نام مولا در دل عشاق غوغا مي كند

عشق را در عالم معنا هويدا مي كند

يا علي و يا علي و يا علي و يا علي

درد بي درمان عالم را مداوا مي كند

نــام زيـبـاي اميرالمومنين در هر زمان

روي قلب من صدوده بار امضا مي كند

هر كجاي عالم امكان كه نام مرتضي ست

مجلس لطف و بساط شور بر پا مي كند

عاشقان بادا بشارت قفلهاي بسته را

طرفة العيني اميرالمؤمنين وا مي كند

شك ندارم اين كه حيدر شيعيان خويش را

خود به روز حشر مي گردد و پيدا مي كند

اصغر چرمي


برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/8/1 - 09:36 | 1 2 3 4 5

شعر عيد غدير

دسته بندی : غدير,

تويي نور دل شبهاي تارم

بـجـز دربـار تو جايي ندارم

مرانم از در لطفت علي جان

فـداي تـو همه دارو ندارم

اصغر چرمي


برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/8/1 - 09:35 | 1 2 3 4 5

شعر عيد غدير

دسته بندی : غدير,

اي كاش دوبــاره من گـداي تو شوم

ميهمان كرم و لطف و عطاي تو شوم

عــتــبــات آيـم و با جمع محبين شما

زائـــر گــنــبــد و ايـوان طلاي تو شوم

اصغر چرمي


برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/8/1 - 08:19 | 1 2 3 4 5

شعر غدير

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع, غدير, شهادت حضرت علي ع,

هـر چـنـد كـه نــوكـريّ مـا ناچيز است

در سينه ي ما عشق علي لبريز است

مـا هـر چـه كـه داريم ز الطاف عليست

الـحـق كه عـلي شفيع رستاخيز است

اصغر چرمي


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/7/6 - 16:32 | 1 2 3 4 5

شعر غدير

دسته بندی : غدير,

گوش‌هـا بـاز کـه امروز هزاران خبر است

خبری خوب‌‌تر از خوب‌تر از خوب‌تر است

صـف ببندیـد کـه هنگـام نماز روح است

در گشایید که جبریل امین پشت در است

همگـی عیـد بگیریـد کـه عید آمده است

ایـن همـان عیـد خدای احد دادگر است

سـورۀ مائده خوانیـد کـه صـد مائـده نور

از خـدا در دل هــر آیـۀ آن مستتر است

هـر طـرف مـی‌نگرم قافلـه در قافلـه دل

هر دلی بال زنـان سوی علـی رهسپر است

این همان عید غدیر است که در خم غدیر

گوش‌هـا یکسـره بـر خطبـۀ پیغامبـر است

خطبۀ ختم رسل حکم خدا مدح علی است

خطبه‌ای که سندش مستند و معتبـر است

ایهـا النـاس هـر آنکـس کـه منـم مولایش

ایــن علـی او را تـا روز جــزا راهبــر است

این علی بعـد نبـی رهبر و مـولای شماست

این علی منجی یک خلق به موج خطر است

این علـی وجـه خـدا چشـم خدا گوش خدا

این علی دست خدا بازوی فتـح و ظفر است

من همـان شهــر علومــم همه باشید گواه

که علـی تـا ابدالدهـر بـر این شهر، در است

این امـام است امـام است امـام اسـت امـام

که امامت به وجودش همه‌جا مفتخر است

چشم، بی‌نور علی تا صف محشر کـور است

دین بی مهر علی پیکر بی‌دست و سر است

شرر نار همان بغض علی بـغض علـی است

مهـر او پیشِ روی آتـش دوزخ سپـر است

بــه تمـام بشـر اعـلام کنــد ختـم رسل

که علــی بـن ابیطالـب خیــرالبشر است

خصـمِ او را پسـر مـادر خـود باید خواند

غیر از این چاره نداریم که او بی‌پدر است

بی‌نمــازی اسـت اگـر بی‌علی آرید نماز

این نمازی که اجرش همه نار سقر است

مُهر پروندۀ اعمـال شما مُهـر علـی است

بی‌علی طاعت کونیـن زیان و ضرر است

گر دو صد کـوه طلا در ره معبـود دهید

بی تـولّای علـی جملـه هبا و هدر است

هر که شد خصم علی خصم نبی خصم خداست

در حقیقـت ز زنــازاده زنازاده‌تــر است

دشمن آل محمّـد چـو بــه محشـر آید

آتش خشم خدا از نفسش شعله‌ور است

به سر دوش رسول و به کف پای علی

بنویسیـد علـی بـت شکـن بی‌تبر است

بـی‌ولایش نفسـی گـر بزنــد جبـراییل

کمتر از مرغ زمین خوردۀ بی‌بال و پر است

جنـت از مهـر محبّـان علـی شاخـۀ گـل

دوزخ از بغض غلامان علی یک شـرر است

بــی تولّای علــی نیـست رسـالت کامـل

ثمــر بــاغ نبــوّت همه از این شجر است

نخل‌هــا جملــه گواهـند خــدا مـی‌داند

که علی تشنه، ولی تشنۀ اشک سحر است

سجده بی‌مهر علی سجده به بت باشد و بس

روزه بـا بغـض علـی نیــز گنـاه دگر است

جنّت و کوی علی هست چو یک قطعه زمین

کوثـر و مهر علی قصـۀ شیـر و شکـر است

صورت حق و علی صورت غیب است و شهود

طلعت احمد و او سـورۀ شمس و قمـر است

"میثماین فخر تو را بس که از این مزرع عمر

نخـل سرسبـز تـو را بـار ولایـت ثمر است

استادسازگار


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/6/30 - 14:08 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر