شعر شهادت امام هادی ع

دسته بندی : شهادت امام هادي ع,

بالاتری ز مدح و ثنا أیها النقی

ابن الرضای دوم ما أیها النقی

 

با حبّ تو عبادت ما عین بندگی ست

هادی آل فاطمه یا أیها النقی

 

دارم ولی شناسی خود را ز نور تو

مولای من ولی خدا أیها النقی

 

با آن نقاوت نقوی یک نگاه کن

پاکیزه کن وجود مرا أیها النقی

 

با صد امید همچو گدایان سامرا

پر می کشیم سوی شما أیها النقی

 

بخشنده تر ز حاتم طائی تویی تویی

مسکین ترم ز هرچه گدا أیها النقی

 

من هرچه خواستم تو عنایت نموده ای

یک حاجتم نگشته روا أیها النقی

 

گردد جوانی ام همه ترویج مکتبت

جانم شود فدای تو یا أیها النقی

 

باید برای غربت تو بی امان گریست

با ناله هاي حضرت صاحب زمان گریست

 

شرمنده از قدوم تو چشمان جاده بود

دشمن سواره آمد و پایت پیاده بود

 

آن ناخن شکسته و آن کاروان سرا

توهین به ساحت تو برایش چه ساده بود

 

بارانی ست از غم تو چشم سامرا

با دیدن تو اشک ملک بی اراده بود

 

وقتی که آسمان ز غمت سینه چاک شد

دیدی که عرش سر روی زانو نهاده بود

 

زهر ستم چه با جگر پاره پاره کرد

دیگر نفس ... نفس ... به شماره فتاده بود

 

شکر خدا که دشمن تو خیزران نداشت

هر چند دل ، شکسته از آن بزم باده بود

 

آقا بیا و با دل غرق به خون بخوان

از آن سه ساله که پدر از دست داده بود

 

جانش رسید بر لبش از ضربه های چوب

وقتی کنار طشت طلا ایستاده بود

 

آرام قلب خسته اش از دست رفته بود

چشم به خون نشسته اش از دست رفته بود

یوسف رحیمی


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/25 - 08:07 | 1 2 3 4 5

شعر ولادت امام جوادالائمه ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,

 

پُل ییوند

هرکه درعشق و وفا پابند نیست

با امید وعشق خویشاوند نیست

نیست او را با خدا پیوستگی

هرکه را با مهر تو پیوند نیست

تو جوادی و ندیدم سائلی

کزعطا وجود تو خرسند نیست

چیست جزافسوس وحسرت قسمتش

برشما هرکس ارادتمند نیست

در رهت هرکس نهد پا با یقین

درغم مال و زن و فرزند نیست

ازکریمان ،سائلان ، پرسیده ام

هیچ کس چون تو سخاوتمند نیست

بهترین راه نجات ما توئی

هیچ حرفی بهتر از این پند نیست

خوب میداند«وفائی» جز شما

تا خدا دیگر پُل پیوند نیست

استادسیدهاشم وفائی


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/25 - 08:07 | 1 2 3 4 5

شعر ولادت امام جوادالائمه ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,

 

طلوع سحر

بیا به باغ که باردگر تماشائی است

بهار وسبزه وگل برگ وبر تماشائی است

بیا به ساحت سبز چمن که ازگل سرخ 

گرفته بار دگر زیب وفر تماشائی است

ز رنگ و بوی گلستان احمدی باشد

شکوفه زار بهاران اگرتماشائی است

گذشت شام سیاه و دمید نور سحر

بیا ببین که طلوع سحر تماشائی است

اگر سپهر ولایت شده است نورانی

جمال وجلوۀ شمس وقمر تماشائی است

زکوچه های مدینه جواد می گذرد

زفیض مقدم او رهگذر تماشائی است

اگر چه دیدن این گل بود تماشائی

به وقت جود و کرم بیشترتماشائی است

بیا به تهنیت ثامن الائمه رویم

که درکنار پسر تماشائی است

چنان که جلوۀ خورشید و ماه روح فزاست

جمال این پدر و این پسرتماشائی است

دلم هوای حریمش نموده ،همسفران

خدا نصیب کند این سفرتماشائی است

ندیده ای تو«وفائی» حریم پاکش را

به پیش دیدۀ اهل نظرتماشائی است

استادسیدهاشم وفائی

 

 


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/25 - 08:07 | 1 2 3 4 5

رباعی های ولادت امام جوادالائمه ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,
بهشت رویائی

آن گل که سرآغاز شکوفائی بود

رخسارۀ او بهشت رویائی بود

وقتی که درآغوش رضا می خندید

چون دیدن باغ گل تماشائی بود

سپهر نور

با مهر تو دل سپهری ازنور شود

با یاد تو سینه وادی طور شود

تنها نه ز مقدم تو شاد است رضا

کز آمدنت فاطمه مسرور شود

نقش گل

ای گل که فضا معطر ازبوی بود

سرتا سریثرب همه مشکوی تو بود

وقتی که رضا تو را در آغوش گرفت

در دیدۀ او نقش گل روی تو بود

استادسیدهاشم وفائی


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/25 - 08:07 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امام جواد ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,

در خلوت یاران اثری بهتر از این نیست
در چله گرفتن ثمری بهتراز این نیست

ما خم شراب از جگر غوره گرفتیم
در میکده ی ما هنری بهتر از این نیست

سجاده بیارید که تا صبح نخوابیم
در بین سحرها – سحری بهتر از این نیست

ما درد نگفتیم ولی باز دوا کرد
در شهر، طبیب دگری بهتر از این نیست

حق داشت بنازد پدر پیر مدینه
در هیچ کجایی پسری بهتر از این نیست

گفتند جواد است سر راه نشستیم
در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست

پر کرد به اجبار خودش کیسه ی ما را
در کوچه ی ما رهگذری بهتر از این نیست

گفتند سلامی بده و زائر او باش
دیدیم در عالم سفری بهتر از این نیست

پس زائر یاریم توکلت علی الله

ما عبد نگاریم توکلت علی الله

ابروی تو و تیغ بلا فرق ندارند
در طرز شهادت شهدا فرق ندارند

کافی است که پای تو به یک سنگ بگیرد
این گونه که شد سنگ و طلا فرق ندارند

ایام طفولیت تو عین بزرگی است
در معجزه، ایام خدا فرق ندارند

از رحمت تو دور نبودند،سیاهان
وقت کرم تو، فقرا فرق ندارند

پایین سرسفره تو نیز چو بالاست
در خانه ی تو شاه و گدا فرق ندارند

ما کار نداریم رضا یا که جوادی
در مذهب ما آینه ها فرق ندارند

تو آمده ای تا که سرآمد شده باشی

یکبار دگر نیز محمد شده باشی


بیمار شدن از من و عیسی شدن از تو
لب تشنه شدن ازمن و دریاشدن از تو

در راه عصای تو بیان کرد: امامی!
اعجاز عصا از تو و موسی شدن از تو

در مهد به اثبات خودت سعی نمودی
در کودکی ات این همه والا شدن از تو

چهل سال پدر – چشم به راه پسرش بود
حالا یکی یک دانه ی بابا شدن از تو

چشمان موفق به امید تو نشسته است
پس دست شفا از تو و بینا شدن از تو

تا زائر سرو قد و بالای تو باشد
جانم پسرم از پدر و پاشدن از تو

بگذار قدم های تو را خوب ببیند در قامت تو جلوه ی محبوب ببیند

هستند کریمان دو عالم سرخوانت
یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت

اصلا حرم شاه خراسان حرم توست
هرصحن که گشتیم در آن بود نشانت

انگار که گهواره تو عرش زمین بود
وقتی پدر پیر تو می داد تکانت

تکبیر تو از داخل گهواره رسیده است
هستم اگر امروز مسلمان اذانت

یکبار پدر گفتن تو گر نمی ارزید
صدبار نمی رفت به قربان زبانت!

از چشم پدر دور مشو – گرگ زیاد است
براین پدرت حق بده باشد نگرانت

در راه مبادا قدمت خار ببیند

آن صورت چون برگ تو آزار ببیند

یک روز می آید که می افتد بدن تو لب تشنه بمانی و بخشکد چمن تو

یک روز می آید که می افتی و کنیزان
در خانه برقصند کنار بدن تو

ای یوسف زهرا - دل یعقوب فدای ...
آن لحظه ی خاکی شدن پیرهن تو

هرچند کلام تو در آواز شود گم
اما نزند هیچ کسی بر دهن تو

استادلطیفیان


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/25 - 08:07 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امام جواد ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,

هر که سر خدمت نگار ندارد
هر چه که هم باشد اعتبار ندارد

بحث سر دیدن کریمی یار است
ور نه گدا بودن افتخار ندارد

وقت کرم دست تو به دست گدا خورد
بهتر از این لطف روزگار ندارد

شانه بزن بیشتر به زلف کمندت
این دل ما ترس تار و مار ندارد

صبح قیامت اگر تو دلبر مایی
هیچ کسی با بهشت کار ندارد

تا که خدا هست شاه و گدا هست
شاه اگر یار ماست روزی ما هست

لطف تو باشد اگر، حساب کدام است؟!
مهر تو باشد اگر، عذاب کدام است؟!

علت خلقت تویی در عشق و گر نه
جبر کدام است و انتخاب کدام است؟!

چله ای باید گرفت تا که بفهمیم
سرکه کدام است یا شراب کدام است؟!

این پدر پیر تو چگونه بخوابد
پهلوی گهواره ی تو، خواب کدام است؟!

روی تو و روی او... چگونه بفهمیم
در وسط این دو، آفتاب کدام است؟!

هیچ کسی مثل تو وجود ندارد
مثل تو و سفره ی تو جود ندارد

باز بینداز سمت ما نظرت را
نوکر دربار کن غلام درت را

جای تو عرش است و خاک قابل تو نیست
این طرفی کرده ای چرا گذرت را؟!

بعد چهل سال گریه کردن و هجران
این همه خوشحال کرده ای پدرت را!

بعد چهل سال، عاقبت شده وقتش
تا بگذارد به روی سینه سرت را

وای اگر وا شود ز چهره نقابت
پر کنی از کشته کشته دور و برت را

شهر پر است از حسود، حرز بینداز
یا که عوض کن مسیر رهگذرت را

در همه مولودهای قوم پیمبر
هیچ کسی نیست از تو با برکت تر

لطف تو را از ازل زیاد نوشتند
آینه ات را خدا نژاد نوشتند

خاک سر راه تو بهانه ی خلق است
خاک مرا از همین بلاد نوشتند

ایل و تبار مرا مرید نوشتند
ایل و تبار تو را مُراد نوشتند

هر چه خدا جود داشت داد به دستت
نام تو را این چنین، جواد نوشتند

یا کرم و یا جواد عبد تو هستم
حضرت باب الجواد عبد تو هستم

هفت زمین در خور کبوتر تو نیست
غیر بلندای عرش بستر تو نیست

وقت نماز شبت تجلی الله
هیچ کسی جز تو در برابر تو نیست

خواست پدر بوسه اش برای تو باشد
خوب شد این که کسی برادر تو نیست

گر چه علی اکبرِ امامِ رضایی
زخم ولی بر ضریح پیکر تو نیست

این شب جمعه بده جواب همه را
آب مگر مهریه ی مادر تو نیست

از چه علی اصغر از فرات ننوشید
از چه از آن مایه ی حیات ننوشید

استادلطیفیان


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/25 - 08:07 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امام جواد ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,

طوبای تو میان دلم قد کشیده است
بین من و خیال خودم سد کشیده است

احساس می کنم به تو نزدیک می شوم
جذر مرا نگاه شما مد کشیده است

این جذبه طلایی بالا نشین تو
بال مرا حوالی گنبد کشیده است

دست خدای عز و جل روی قلب ما
این بار سوم است محمد کشیده است

نوری رئوف در حرمت موج می زند
الطاف کاظمین به مشهد کشیده است

بخشنده تو ،خدای کرم تو ، جواد تو
ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

بگذار خاک پای تو نقاشی ام کنند
سجاده ی دعای تو نقاشی ام کنند

بگذار بر کنار قدم های هر شبت
با رشته عبای تو نقاشی ام کنند

بال و پرم بده که شبیه کبوتری
امروز در هوای تو نقاشی ام کنند

بگذار از زمان ازل تا همیشه ها
آقای من برای تو نقاشی ام کنند

وقتی میان خانه دعا پخش میکنی
مسکین ترین گدای تو نقاشی ام کنند

بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو
ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

ای بالش تو دست امام رئوف ما
ای سایه بان روی تو بال فرشته ها

تا آمدی امام رضا گریه اش گرفت
ای مستجاب چله سجاده دعا

تا یک تبسمی نکنی پا نمی شود
خورشید از مقابل گهواره شما

اینگونه بی نقاب نظر می خوری عزیز
اینقدر در مقابل آیینه ها نیا

آقا قرار ما سر میدان کاظمین
ای اولین زیارت ما بعد کربلا

بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو
ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

هر صبح چهارشنبه مقیم تو می شوم
از زائران صبح نسیم تو می شوم

روزی اگر به طور مرا راهیم کنند
سوگند میخورم که کلیم تو می شوم

وقتی که از محله ما میکنی عبور
کوچه نشین دست کریم تو می شوم

بر پشت بام گنبد زرد و طلائیت
مثل کبوتران حریم تو می شوم

کم کم در ابتدای خیابان کاظمین
دارم همان گدای قدیم تو می شوم

بخشنده تو ،خدای کرم تو ، جواد تو
ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

استادلطیفیان


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/25 - 08:07 | 1 2 3 4 5

-شعر مدح امام جوادالائمه ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,

ناوک مژگانتان ما را ز پا انداخته

گیسوان چون کمندت، کار دل را ساخته

دل نگو! ویرانه ای پایین پایت مانده است

لشگرخون ریز زلفت فاتحانه تاخته

بی جهت خون مرا بر گردنت ننداختند

نامش ابرو نیست، این شمشیر مست آخته

باده ی شیراز دیگراز دهان افتاده است

باده ی بغدادتان تنها به این لب ساخته

درقمارعشق اهل ری، به غیراز جفت هشت

هرکه طاس دیگری آورده فوری باخته!

مرد این میدان نبودم، سر فرود آورده ام

شاعری بی قافیه پیشت سپر انداخته

وحیدقاسمی


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/25 - 08:07 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امام جوادالائمه ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,

در ساحل جود خدا باران گرفته

باران نور و رحمت و احسان گرفته

 

در هر نگاه اين قبيله هل أتايي ست

چشم تهيدستان عالم جان گرفته

 

مي بارد انوار کرم از هر کرانه

شبهاي دلگير زمين پايان گرفته

 

داده خدا ماهي به خورشيد رئوفش

آري دعاي حضرت جانان گرفته

 

از عرش جنت سوره‌ی ياسين رسيده

خاک مدينه عطر الرّحمان گرفته

 

نسل امامت مي شود پاينده با او

از برکتش دلهاي شيعه جان گرفته

 

او می رسد جود و سخا معنا بگیرد

در قلب عالم نور رحمت پا بگیرد

 

عالم همه قطره اگر دريا تو هستي

کل خلائق عبد اگر مولا تو هستي

 

فيض وجود توست رزق اهل دنيا

باران جود عالم بالا تو هستي

 

اي آسمان لطف غير از آستانت

سائل کدامین سو نهد رو، تا تو هستي

 

مانده ست ابتر کيدِ بدخواهان شيعه

روشن ترين تفسير اعطينا تو هستي

 

مانند کوثر چشمه‌ی جاري نوري

با اين حساب آئينه‌ی زهرا تو هستي

 

بابات بوده پاره‌ی قلب پيمبر

آرامش هر لحظه‌ی بابا تو هستي

 

ابن الرضایی تو کريم بن کريمي

ما چون گدایی یا اسیری یا یتیمی

 

چشمان تو جنت! نه جنت آفريني ست

در هر نگاه روشنت خلد بريني ست

 

هر واژه‌ی تو عطر و بوي وحي دارد

وقتي که خلق و خوي تو روح الاميني ست

 

با عشق تو قلبي نمي سوزد در آتش

آقا ولاي تو عجب حصن حصيني ست

 

گويا گره خورده دلم با عرش اعلي

هر رشته از مهر شما حبل المتيني ست

 

اذن حضور اينجا فقط اخلاص و تقواست

چشمان تو خورشيد هر اهل يقيني ست

 

کي لايق وصف شکوه بي حد تو

اين شعرها اين واژه هاي اينچيني ست

 

اي آسمان! اي بي کران! اي بي نهايت!

من را ببخش آقا اگر شعرم زميني ست

 

من روزي هر ساله ام را از تو دارم

چشمان من بر دستهاي نازنيني ست

 

عمريست که ريزه خور اين آستانم

در وصف جود بي کرانت ناتوانم

 

هر شب دل من سائل باب المراد است

آنجا که حاجتمند درگاهش زياد است

 

آنجا که اميد و پناه آخر ماست

آنجا که اوج هر توسل يا جواد است

 

جز آستان تو پناهي که نداريم

اين استغاثه با تمام اعتقاد است

 

بي لطف تو از دست خواهد رفت عبدت

يک گوشه چشمي سائل تو خانه زاد است

 

ماها کجا و سائلي آستانت

بر خاک راهت آسمان هم سر نهاده ست

 

آقا شفيع ما به درگاه خدايي

وقتي که جودش را به چشمان تو داده ست

 

مداح چشمانت کسي غير از خدا نيست

بر ما مگيري خرده، واژه کم سواد است

 

در مشهد سلطان ايران هم که هستيم

دلهاي ما پروانه‌ی باب الجواد است

 

آقا دل من در هواي کاظمين است

در حسرت يک بوسه بر قبر حسين است

یوسف رحیمی


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/25 - 08:07 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امام جواد ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع, شهادت امام جوادالائمه ع,

ماهی ولی به چشم همه رو نمی شوی

عطری ولی روانه به هر سو نمی شوی

آهوی روسیاه و هوس ران رسیده است

یابن الرضا! تو ضامن آهو نمی شوی؟

جایی نه گفته اند نه اینکه نوشته اند

آقای بندگان سیه رو نمی شوی

از کودکی به فکر تقاس مدینه ای

تو بی خیال قصۀ پهلو نمی شوی

باشد میان خون و رگت شور انتقام

راضی به گریه در غم بانو نمی شوی

سلطان سپرده دل به غضب های حیدری ات

ارثیۀ رضاست به تو قلب مادری ات

محمدحسین رحیمیان


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/25 - 07:13 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر