دوبيت مطلع يك قصيده از استاد محمد باباميري




کعبه زبان گشوده به مدح و ثنای تو

عالم گم است در یم بی انتهای تو


پوشانده است جامه ی اوصاف بی بدیل

بر قامتت ز روز نخستین خدای تو

سيد محمد باباميري

---

آنجا که مصطفی شب معراج رفته بود

باب سخن گشود خدا با صدای تو


مظاهر كثيري نژاد


---

هرگز کسی به درک مقامت نمی رسد 

تنها نبی قدم بزند پای به پای تو


محمد موحدي مهرآبادي


--

گفتی بلی و بعد خدا ذکر "یاعلی"

گفتند عاشقان همه بعد از بلای تو


حسين عباسي فرد

---

کعبه شکافت سینه ی خود را برای تو

یعنی فرائض است بعد از ولای تو

روح الله گائيني

----

پروانه ی محبت حق پیله اش درید

آن پیله بود گوشه ی نرم عبای تو

محمد موحدي مهرآبادي

---

همچون صدف كه حافظ در گرانبهاست 

كعبه شكافت سينه ي خود را براي تو

اصغر چرمي

-----

اي مروه ي حریم خدا خاك پاي تو 

كوه صفا كجاست ببيند صفاي تو

اصغر چرمي


----

دریا دوات گشت و قلم ها همه به صف...


یک ذره هم نشد بنویسد ثنای تو...


(( اصغر اعرابی))

----

مانند تو به دامن سجاده می رود 

روزی اگر خدا بنشیند به جای تو

محمد موحدي مهرآبادي

---

قرآن بخوان به لهجه ی خود ای سفیر عشق

زیرا زمانه عاشق  لحن و صدای تو

وحيد كردلو

----


مردم هنوز معجزه از تو ندیده اند

خشکی و آب را بشکافد عصای تو

مظاهر كثيري نژاد

----

کوری چشم دشمن تو نقش عالم است

باشد رضای حق به خدا در رضای تو

روح الله گائيني

---

شکر خدا که عشق در جان من دوید 

مانند پیچکی که بپیچد به پای تو

محمد موحدي مهر آبادي

----

اين دل به نام و ياد نگاهت سند شده

بايد قصيده اي اى بشود درهواى تو...

الهه عارف

---

چشم جهان نما به پدر مادرش دهند

هر کس که سرمه می کند از ردپای تو

مظاهر كثيري نژاد

---

مانند یک غزل که خدایت سروده است

زیباست این اثر به خدا از خدای تو

محمد ضا محمدي

----

جان علی طلب کن و پاپیچ مان بشو

آدم شویم حداقل با دعای تو

ايمان كريمي

-----

از حکمتت به فلسفه ی عمر می رسیم

ذکر هو الحکیم شد آب و غذای تو

مظاهر كثيري نژاد

---

هرگز نمیرد آنکه دلش را تو می بری 

ثبت است در صحیفه ی دلها ولای تو

محمد موحدي

---

اعجاز يك نگاه تو در سینه ی من است

باشد که سینه را بشکافد عصای تو

مظاهر كثيري نژاد

----

شاید خدا برای خودش خواسته تورا

 وقتی بهشت هدیه کند در ازای تو

"وحیدکردلو"

---

زهرا تویی و حیدری و مصطفی تویی....


ایزد نشسته تا بنویسد صفای  تو....


(( اصغر اعرابی))

----

ما را که از ازل به تو تقدیم کرده اند

جانم طلب بکن , که بمیرم برای تو

ايمان كريمي

---

آری خدا به خلقت تان ناز می کند 

وقت دعا که میشنود ربنای تو

محمد موحدي

----

بگذشته ایم از سفر هفت شهر عشق

ماندیم در پناه تو در ابتدای تو

محمد موحدي

----

از بسکه وقف می کنی ای آسمان جود 

شهر مدینه خیره شده بر عطای تو

محمد موحدي

---

از هر نظر تو عالی اعلای عالمی؛؛

؛ بهر کشیدنت چه کشیده خدای تو

نادري

----

خون سرت تلاطم دریای شیعه شد

محراب کوفه بود که شد کربلای تو

كثيري نژاد

----

مانند فاطمه چه کسی رتبه دار هست

آنجا ذوالفقار شود پا به پای تو

ايمان كريمي

----

هر کس که خواند نذر تو را می رود بهشت 

دل از خدا ربوده مگر  هل اتای تو

موحدي

---

ما وصله ی نچسب ، تو آقا قبول کن

شاید شویم وصله ی روی عبای تو

كثيري نژاد

-----

حتی تصورش به خدا پوچ و باطل است 

باغ بهشت را بخرم در ازای تو

موحدي

----

شکر خدا که خاک مسیر شما شدم 

شاید که بوسه ای بزنم بر عبای تو

موحدي


---


از دستگاه تو شده اینک عزیز مصر

یوسف غریبه ایست که شد آشنای تو

كثيري

----

ما پا به پای تو که نه جا پای تو که نه؛؛

؛؛ افتاده ایم یکسره از سر به پای تو؛/

نادري

---

با آب و دانه ی تو به معراج رفته اند

مرغان جلد خانه ی تو در هوای تو


محمدرضا محمدی,شیدا

--

دیدم درون جام شرابی نوشته بود:

حالش خوش است هر که شود مبتلای تو

عباسي فرد

---

شرمنده ام که چشم تو بارانی است و من 

بی اعتنا به اشک تو و  های  های تو


---


عیسی شدن که در حد و اندازه اش نبود

عیسی شد آن دمی که شدش مبتلای تو

گائيني

---

نقل دعای بین نمازت شدن خوش است

بعد از نماز مغرب قبل از عشای تو

كثيري

---

نقل دعای بین نمازت شدن خوش است

بعد از نماز مغرب قبل از عشای تو

محمد موحدي

---

من خاک پای راه توام یا علی مدد 

باید گذاشت قلب مرا زیر پای تو

موحدي

----

من خوب دیده ام که خدا گریه می کند

با چاه و ناله و غم و با های های تو


محمدرضا محمدی,شیدا

----

ای کاش مرگ من برسد زود زود زود 

تا بشنوم درون لحد  لای لای تو

موحدي

---

حافظ تمام شهرت خود را گرفته است

چون شمع از سرودن خود در وفای تو


حسین عباسی فر

----

وقتی که خواست ضربه زند اقتدا نمود

شمشیر سجده رفت پی سجده های تو


محمدرضا محمدی ,شیدا

---

شاید خدا برای خودش خواسته تورا

 وقتی بهشت هدیه کند در ازای تو

كردلو

----

ديوار و سقف و فرش حرم سجده آورند

اي قبله ي حقيقي عالم بپاي تو

اصغر چرمي

-----

 شق القمر نموده پیمبر ولی خدا

بشکافته ست سینه ی کعبه برای تو


محمدرضا محمدی,شیدا

----


سیر و سلوک من به تو پیوند خورده است

ای انتهای عاشقی از ابتدای تو

وحيد كردلو

----

مدحت به صفحه صفحه ی عالم نوشت و بعد

با خط زر نوشت: هستی فدای تو

روح الله گائيني

...........

اسم تو شد خلاصه ی اسماء کردگار

یعنی تو از برای خدا، او برای تو

روح الله گائيني

..........

بی شک نکیر و منکر و محشر بهانه ایست

تا آنکه شیعه ات برسد بر لقای تو

روح الله گائيني

............

صوم و صلات و حج و زکات و منای من

مروه، صفا و زمزم من با دعای تو

روح الله گائيني

...........

عیسی شدن که در حد و اندازه اش نبود

عیسی شد آن دمی که شدش مبتلای تو

روح الله گائيني

...........

کوری چشم دشمن تو نقش عالم است

باشد رضای حق به خدا در رضای تو

روح الله گائيني

............

کعبه شکافت سینه ی خود خود را برای تو

یعنی فرائض است بعد از ولای ت

روح ا... گایینی

---

اسم تو شد خلاصه ی اسماء کردگار

یعنى تو از برای خدا، او از برای تو

روح الله گائيني

---

یک قطعه از بهشت خدا شهر قم شد و

یک قطعه ی دگر حرم با صفای تو

روح الله گائيني

----


آب حیات خضر و دم عیسی مسیح

از معجزات کوچک عبد و گدای تو

روح الله گائيني

---

گر قسمتم زیارت روی شما شود

جان میدهم علی ثمن رو نمای تو

روح الله گائيني

----

باید خلیل کعبه شهر نجف شوم 

فرزند خویش را ببرم در منای تو

حميدفرجي

----

استاد ذکر سجده و تسبیح جبرییل 

سرمشق بندگی ملک ربنای تو

حميدفرجي

---

گیرم زبان شعر تو قدری قدیمی است 

ای شهریار حرف ندارد همای تو

موحدي مهرآبادي

---

کشتی شکست خورده منم ای امام عشق

طوفان زده فتاده ام از چشم های تو

اميرحسام يوسفي

----

جامانده ام منی که برایت سروده ام/

از راه شیری اثر چشمهای تو

مهدي نعيمي

----

هم شأن تو در عالم امکان کسی نبود

جز ذات (شخص) فاطمه که شد همسر برای تو

گائيني

----

ناد علی که می شنوم مست میشوم 

از اقتدار بازوی مشکل گشای تو

موحدي

----

شرمنده ام فقط به شناسنامه شیعه ام

هستم فقط سیاهی لشگر برای تو

گائيني

----

ما ذره ایم و وصف تو بر ما نیامده

باید شنید وصف تو را از خدای تو

          بهمن عظیمی

---


دستم نمی رسد به بلندای همتت

با بال شوق پر بكشم سرسرای تو؟

محمد صالحي

---

حاجت کجابرم اگر از در برانی ام؟

بالانشین سدره ای و من گدای تو

محمد صالحي


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1393/2/16 - 10:45 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امیرالمومنین ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,

دارد هــنوز از کــعبه بــوی تو مــی آید

حجـش قبول اسـت آن که سوی تو می آید

تو  آب ها  را  مهـر  کوثـــر  کرده ای پـــس

جوشــانده ی  زمــزم  ز  جـوی  تو می آید

خورشـید در خورشـید شد نورٌ عــلی نور

وقــتی  که  زهـــرا  روبروی  تــو  مــی آید

شب می شود یک سمت عالم آن زمان که

بر  روی  پیــشانیت  مـــوی  تو   مـــی آید

بنـت اسـد الله اکبر داشـت، حق  داشت

دیوار کعبه گر ترک برداشت، حق داشت

صابرخراسانی
 


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/1 - 11:21 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امیرالمومنین ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,

من مادحِ خورشیدم مست میِ توحیدم

شب سرخوشم از باده تا صبح شود عیدم

در این شب رستاخیز دارم ز جهان پرهیز

تصویر لقاء الله ثبت است به تجریدم

من معتکف اویم مشغول هو الهویم

با نغمۀ یا حیدر تا کعبه خرامیدم

غوغاست طواف من مولاست مطاف من

با چشمِ دلِ عارف در کعبه خدا دیدم

بر پرده بیاویزم از گُرده گنه ریزم

حالی به سبک بالی ست سر تا قدم امّیدم

سرمستِ یداللهم عبد اسداللهم

جز دور و بر مولا بیهوده نجوییدم

با گریۀ او گریان با خندۀ او خندان

با ساقیِ میخانه گرییدم و خندیدم

زنهار تَخیُّل را بگذار تحمل را

با لفظ لسانِ دل دلدار پسندیدم

از هر خَم ابرویش هر پیچش گیسویش

انگار گلی از نو در گلشن او چیدم

ما بی خبران در گِل او معتکف منزل

چون کعبه ای اندر دل نزدیک ترش دیدم

ای قبله گهِ قبله وی سجده گهِ کعبه

در صوم و صلوة عشق خود را به تو سنجیدم

من مدح ولی گویم هر نغمه علی گویم

ذکر علیاً مولا با صوت جلی گویم

در این دل دیوانه بیت الغزلی دارم

از ساقی و پیمانه حرفی ازلی دارم

جزو رجبیّونم مست رطبیّونم

از لعل لب مولا جامی عسلی دارم

چون درّ و صدف پاکم کز خاکِ نجف، خاکم

هم طینت زهرایی هم نور علی دارم

خاک حرمینم من، عبد حسنینم من

اِثنی عشری دینم، الحمد، ولی دارم

اینم قمرِ کامل اینم زهق الباطل

با نغمۀ جاء الحق در سینه دلی دارم

او صاحب دوران است مولا ی رسولان است

تردید اگر باشد در دین خللی دارم

از عالم اَو اَدنی اَسرار خفی امّا

در عالم این دنیا اسرار جلی دارم

فرمانبرِ اللهم حیدر ز ازل شاهم

بر امر اَلستِ او هر لحظه بلی دارم

هم آب حیاتم او، هم نور مماتم او

هم برزخ و هم در حشر شادم که علی دارم

من مدح ولی گویم هر نغمه علی گویم

ذکر علیاً مولا با صوت جلی گویم

فریاد حکیمانه خاموشیِ رندانه

در مکتب مولایم سیری است غریبانه

مولایی و مظلومی یکتایی و محرومی

آن هیبت و این غربت جَهدی است نجیبانه

دنیاست به چشمش خار عقباست به او گلزار

هر رهرو صادق را او رهبر فرزانه

بیدار کند علمش، هشیار کند حلمش

اعجوبۀ خلقت را خُلقی ست کریمانه

در حرب علی اُسوه، در سلم علی الگو

او راست به هر میدان رفتار حکیمانه

در بندگی اش عاشق در علم و عمل صادق

تیغ دو دَمش خون ریز با شیوۀ مردانه

با قوم جفا دشمن، مظلوم از او ایمن

با خصم، خشِن امّا، با دوست صمیمانه

هر نیمۀ شب پنهان بر دوش کِشد اَنبان

تا نان و خورش آرَد بر خوان یتیمانه

شب زاهدِ سجاده روز عارف آماده

شب ذکر مجیب آرَد روز است مجیبانه

عدلش چو یَد و بَیضا فضلش عظمت افزا

دور است غرور و کِبر از صاحبِ این خانه

اسرار نهان نزدش ابرار جهان عبدش

پس بسته چرا دستش بیرون ز حرمخانه

با آن همه آقایی یکتاست به تنهایی

بیتش چو در آتش سوخت شد خانه عزاخانه

او فاطمه را می دید زینب همه را می دید

دنبال امامش داشت فریاد پریشانه

ای منتقم زهرا برگرد از آن صحرا

تا روز فرج داریم آوای غریبانه

من مدح ولی گویم هر نغمه علی گویم

ذکر علیاً مولا با صوت جلی گویم

استادمحمودژولیده

 


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/1 - 11:21 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امیرالمومنین ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,

دلم غیر ایوان پناهی نداشت

دلم زائری بود و راهی نداشت

دلم در بساطش جز آهی نداشت

علی داشت آن را كه شاهی نداشت

به دور امیر كرم گشته ام

صد و ده قدم در حرم گشته ام

به او گفتم ای شاه راهم بده

امان نامه ای بر گناهم بده

لیاقت به یك دم نگاهم بده

پناهی ندارم پناهم بده

صدا زد پریشانی ات با علی

اگر خسته جانی بگو یا علی

همین لحظه ها بود پیدا شدم

علی گفتم و از زمین پا شدم

شب و روز حیران مولا شدم

گدا بودم او خواست آقا شدم

دلِ من بدون علی بی كس است

بمیرم ببینم علی را بس است

تحمل به این نور لابد نبود

ترك خوردن كعبه بی خود نبود

و كعبه كه جای تَرَدُد نبود

پس این ها همه یك تولد نبود

خدا خواست ثابت كند بر جهان

علی هست یكتاترین در جهان

...

فقیری كه انگشتر از او گرفت

سلیمان شد و ذكر یاهو گرفت

زمین تخت او آسمان تاج او

به دوش نبی بود معراج او

اگر مدح او بر لبم جا گرفت

یدالله دستان من را گرفت

به من گفت از مرد خندق بگو

بیا از علیٌ مع الحق بگو

سه بار از نبی اذن میدان گرفت

علی هست پس مصطفی جان گرفت

نبی گفت جانم به قربان او

علی جان من هست و من جان او

علی با خدا و خدا با علی

علی یا خدا گفت، حق یا علی

امیری نداریم الّا علی

اگر ناتوانی بگو یا علی

مجیدتال

 


برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/1 - 11:21 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امیرالمومنین ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,

امشب در میخانه، حق است که کوبیدن

لعل لب ساقی را حیف است نبوسیدن

گر مستم و هوشیارم، گر خوابم و بیدارم

کارم همه شب این است بر گرد تو گردیدن

ای شیر نجف حیدر وی شاه شعف حیدر

خوب است ز دست تو یک بادیه نوشیدن

ای پیر معارج تو وی باب حوائج تو

خوب است چنان باده در خم تو جوشیدن

ای کوه معانی تو ای بانگ ترانی تو

ای پیر و جوانی تو ای عمق پرستیدن

. . .

تو کیستی ای مولا سقا و اباالسقا

استاد ابوفاضل در آب ننوشیدن

چون بر لب آب افتاد زینب چو رباب افتاد

شد رخت اسارت را آماده ی پوشیدن

محمدسهرابی

 


برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/1 - 11:21 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امیرالمومنین ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,

با آن دواتِ ناب که زمزم مُرَکَّبش

 جبریل می نویسد از آن حُسن مطلبش

جبریل می نویسد از اوصاف مرتضی

 با آن زبان عرشی و خطِّ مُعَرَّبش

وصفش برون ز حدِّ گمان بشر نوشت

 با دست چینی از کلماتِ مُرتَّبش

آمیزه ای ز نام خداوند نام او

 محبوبِ ذوالجلال و مقام مقرّبش

نوشیده کائنات از آن ساغر علی

 نهج البلاغه را و شراب لبالبش

جز«پنج سالِ سبز» زمین و زمان چرا

 طاقت نداشتند ببینند منصبش

دل می برد ز عالم و آدم ابوالبشر

 شعر «ظَلَمتُ نَفسی»اش و ذکر یارب اش

تیغش چنان بلیغ و زبانش چنان رسا

 عالم به لرزه افتد اگر تر کند لبش

دست خدا و چشم خدا شرح لافتی ست

 تا سر چگونه جنبد از او عَمر و مَرحَبش

صد حیف کوچه کوچه مدینه ست و فاطمه ش

 یا عصر روز واقعه تنهاست زینبش

مانده ست یک سوار، سواری که آشناست

 تیغی به دست و پا به رکابست مرکبش

علی کفشگر


برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/1 - 11:21 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امیرالمومنین ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,

اگر ما با علی باشیم در دنیا علی با ماست

نه تنها اندر این دنیا که در عقبا علی با ماست

علی با حق و حق با او گواهم پنح دم یا هو

به ابجد سیر کن تا بنگری معنا، علی با ماست

مسیح از مرتضی پرسید راه آسمان ها را

بگو بر پیروان مکتبِ عیسی علی با ماست

ز لطفش نامهٔ اعمال شیعه می شود اصلاح

علی پرونده ها را می کند امضا، علی با ماست

خروشان موج در پیش و از طوفان چه می ترسی

بگو یک یا علی و بگذر از دریا علی با ماست

تعال الله ولایت بر سر ما سایه گسترده

تو بنشین مدعی در سایۀ طوبا علی با ماست

شهیدان بر در و دیوار این کاشانه بنوشتند

قسم بر همت مردانۀ زهرا علی با ماست

به عالم تا قیامت کشور ما ناز خواهد کرد

و بر این ناز می نازیم چون مولا علی با ماست

دل اهل ولا را گر هزاران بار بشکافی

در او بینی نوشته با خط خوانا علی با ماست

به شیطان بزرگ و کوچک دوران بگو ما را

هراسی نیست از تهدید امریکا علی با ماست

به کعبه زاده شد تا قبلۀ دل ها شود حیدر

قسم بر احترام مسجد الاقصی علی با ماست

دعای اعتکاف مادرش شد مستجاب آن شب

شنید از هاتف غیبی، مکن پروا علی با ماست

شب معراج طاها مرتضی را در فلک می جست

ندا آمد حبیب ما بیا بالا علی با ماست

"کلامی" با علی بودن به محشر عالمی دارد

بگو ای دل مکن اندیشۀ فردا علی با ماست

استادکلامی زنجانی


برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/1 - 11:21 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امیرالمومنین ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,

بر بلندای فلک ذکر ملائک یا علی ست

هر که گوید یا علی، در روز محشر با علی ست

در طواف کعبه گر با دیده ی دل بنگری

هر طرف آئینه ای باشد کزان پیدا علی ست

گر خدا خوانم علی را، کفر باشد کفر محض

به که گویم المثنای حق یکتا علی ست

ای یهودی، ای مسیحی، ای مسلمان، ای فلان!

رکن کعبه، چلچراغ مسجد الاقصی علی ست

در شب معراج احمد نور از لب نور بود

دید در افلاک، ماه لیلة الاسرا علی ست

مردگان دم می گرفتند ز عیسای مسیح

غافل از آن که مسیحای دو صد عیسی علی ست

اوست سرّ اسم اعظم، واقف است او بر امور

راز پنهان در عصای پنجه ی موسی علی ست

با علی بودن علو و عزت و آزادگی ست

جبرئیل عرش را استاد بی همتا علی ست

خواستگاران فراوان داشت دخت مصطفی

از خدا دستور آمد همسر زهرا علی ست

بر فراز آسمان ها هم حکومت حق اوست

حاکم و فرمانروای عالم بالا علی ست

قدرت کل دُوَل، از ناخن او کمتر است

امپراطور بلند آوازه ی دنیا علی ست

از غدیر خم چه می دانی؟، نمی دانی بدان

بعد پیغمبر امام و رهبر و مولا علیست

ای که هی دم می زنی از اولی و دومی

بشنو ای ابله، ولی مسلمین تنها علی ست

اوست باب الّه، باب العشق، باب المعرفت

شیعیان باب گرام زینب کبری علی ست

تا ابد پروندۀ شیعه بدون خدشه است

قاضی دیوان کیفر، صاحب الامضاء علی ست

سیدحسن خوشزاد


برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/1 - 11:21 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امیرالمومنین ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,

شعر در وصف تو لالی بیش نیست

گفتنت، حرف محالی بیش نیست

پیشِ اشکت آبِ اقیانوس هم

قطره ی آب زلالی بیش نیست

جلوه های تو که باشد، آفتاب

قطعه ی سرخ زغالی بیش نیست

هر کجایش ردِّ پای دست توست

ذات این عالم سفالی بیش نیست

حرف ما از تو نماد جهل ماست

پاسخ ما هم سوالی بیش نیست

رضاجعفری


برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/1 - 11:21 | 1 2 3 4 5

شعر مدح امیرالمومنین ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,

باز مرا سوی لبِ خُم کشید

قصه ی دریا به تلاطم کشید

آمد و طوفان من آغاز شد

باز دری رو به دلم باز شد

ساقی افلاک! سلامٌ علیک!

ای پدر خاک! سلامٌ علیک!

وای اگر باز جوابم دهی

شعر بخوانم، تو شرابم دهی

دست تو را عشق که بالا گرفت

دست تو نه دست خدا را گرفت

بر نکش از چهره تو کامل نقاب

تا نپرستند تو را بوتراب!

روح امین پیش تو پر باز کرد

با تو محمد سخن آغاز کرد

نوح شده غرق تو ای ناخدا

کشتی او را برسان تا خدا

قطره تو را دیده و دریا شده

«خاک ضعیف از تو توانا شده»

بَه! بِه تو و تیغ بلاجوی تو

شیری و شیران همه آهوی تو

بر سر ذوق آمده پروردگار

بس که می آید به تو این ذوالفقار

کار هزار آیت اعظم کنی

گوشه ی ابرو تو اگر خم کنی

ای خط توصیف تو بی خاتمه

جلوه ی ظاهر شده ی فاطمه

اول و آخر سر یک موی تو

ظاهر و باطن تو و بانوی تو

کشتی خلقت به هدف می رسد

تا که به ایوان نجف می رسد

قاسم صرافان

 


برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/1 - 11:21 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر