شعر ميلاد امام حسن ع
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ
يـك كـودكِ نـاز و مَه جبين آمده است
مَحبوبُ قشنگُ دل نشين آمده است
در نـيـمه ي مـاهِ رمـضــان مـاهِ خــدا
آيـيـنـه ي احـمـد بـه زمـين آمده است
-----
در مكتب ما تويي كه فريادرسي
هرگز نرويم دور هر خار و خَسي
اي واي اگـــر روز قـيـامــت آقـــا
با برگ برات خود به دادم نرسي
-----
با جلوه گري صفاي گُلشن مي شد
از نـور حَسَن مدينه روشن مي شد
بـا دسـت نَـحـيـف در مـيـان كـوچـه
بر مادر خود دعاي جوشن مي شد
-----
با عشق حَسَن دوباره تَوّاب شدم
آماده ي سجده هاي مِحراب شدم
اين است بَراتِ حُبِّ اولاد علي(ع)
در مــاهِ خــدا زائــر اربــاب شـدم
-----
غزل ميلاد امام مجتبي (ع)
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ
مديـنـه شـد مُـنـوّر از نور تَجلّاي حسن
مــاه ضيافت خدا، مَحو تماشاي حسن
اي شده مَحوِ روي او،شمسُ قَمَر جُداجُدا
نور زمين و آسمان، از رُخ زيباي حسن
در انتظارِ مقدمش، ملائكه به صَف شدند
سُرمه چشم عاشقان، خاك كف پاي حسن
چهره ي نوراني او، دل بَرَد از مَلائكه
حور و مَلَك مَحوِ گُل روي دِلاراي حسن
دستم اگر به تُربتِ پاك حسن نمي رسد
نَجف رَوَم به مرقد و حريم باباي حسن
با همين پُست از همه ي اساتيد و دوستان شاعر خودم خداحافظي مي كنم و شبهاي قدر
دعا گوي شما در نجف هستيم به قيد حيات
برچسبها : شعر ميلاد امام حسن ع,شعر ناب,شعر جديد,ولادت امام مجتبي ع,اصغر چرمي
