ای حضرت عــشــق بر مرام تو سلام
بر قطره ی خون که شد پیام تو سلام
با روضه ی جانسوز شما زنده شدیم
بــر شـور مـــحـــرم الــحـرام تو سلام
------
تـا لطف خدا بدرقه ي راه حسين است
تقدير و قضا بسته به يك آه حسين است
بــــر كـــل جهــانــيــان بگوييد كه حتما
نفرين خدا در پي بدخواه حسين است
------
دائم ز غـم حسين در شور و نواست
آن يوسف زهرا كه دلش غرق عزاست
بـــر مـنـتـظـران بــگــو كه خواهد آمد
آن منتقمي كه در پي خون خداست
------
ما دست به دامان شماييم حسين
دلسوخته مهمان شماييم حسين
اي حضرت عشق يا قديم الاحسان
ديوانه ي احسان شماييم حسين
------
اشــك غــم تـو مرام ديرينه ي ما
رفــتــار خدايــي تــــو آئينه ي ما
الگوي رفـيـع عـشـق و ايثار تويي
شد نوكريت مدال بر سينه ي ما
------
در روضه همیشه دیده ی تر داریم
داغی بـــه دل از غریب مادر داریم
عشق است اگر دوباره در ماه عزا
بــیــن الـــحــرمین تان قدم برداریم
------
آنــروز زمـــيــن مـنـتـظر باران شد
خورشيد ز گرماي زمين نالان شد
آبــي كــه نـخـورد بر لب اهل حرم
بر گرد مزار ساقي العطشان شد
------
هر چند كه مهريه ي زهرا آب است
يك قطره ي آب در حرم ناياب است
بــر دســت گـرفته كودك ذبح شده
انگار كه طفل ناز او در خواب است
اصغر چرمي
برچسبها :
شعر محرم,
اصغر چرمي