شعر محرم

دسته بندی :

ندارد وسعت داغم مساحت

ندیدم بعدِ تو یک روز راحت

مرا از کربلا بردند اما

دلم جا ماند بین قتلگاهت

*

ندارد شام غم هایم سپیده

من و یک کاروان قد خمیده

رسیده وقت آغاز جدایی

خداحافظ تن در خون تپیده

*

خزان شد پیش چشمم باغی از یاس

منم تنها در این هنگام حساس

مهیای سفر هستم ولی آه

ندارم محرمی برخیز عباس 

يوسف رحيمي


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/8/25 - 14:33 | 1 2 3 4 5

شعر محرم

دسته بندی : شهادت امام حسين ع,


ای حضرت عــشــق بر مرام تو سلام

بر قطره ی خون که شد پیام تو سلام

با روضه ی جانسوز شما زنده شدیم

بــر شـور مـــحـــرم الــحـرام تو سلام

------

تـا لطف خدا بدرقه ي راه حسين است

تقدير و قضا بسته به يك آه حسين  است

بــــر كـــل جهــانــيــان بگوييد كه حتما

نفرين خدا در پي بدخواه حسين است

------

دائم ز غـم حسين در شور و نواست

آن يوسف زهرا كه دلش غرق عزاست

بـــر مـنـتـظـران بــگــو كه خواهد آمد

آن منتقمي كه در پي خون خداست

------

ما دست به دامان شماييم حسين

دلسوخته مهمان شماييم حسين

اي حضرت عشق يا قديم الاحسان

ديوانه ي احسان شماييم حسين

------

اشــك غــم تـو مرام ديرينه ي ما

رفــتــار خدايــي تــــو  آئينه ي ما

الگوي رفـيـع عـشـق و ايثار تويي

شد نوكريت مدال بر سينه ي ما

------

در روضه همیشه دیده ی تر داریم

داغی بـــه دل از غریب مادر داریم

عشق است اگر دوباره در ماه عزا

بــیــن الـــحــرمین تان قدم برداریم

------

آنــروز زمـــيــن مـنـتـظر باران شد

خورشيد ز گرماي زمين نالان شد

آبــي كــه نـخـورد بر لب اهل حرم

بر گرد مزار ساقي العطشان شد

------

هر چند كه مهريه ي زهرا آب است

يك قطره ي آب در حرم ناياب است

بــر دســت گـرفته كودك ذبح شده

انگار كه طفل ناز او در خواب است

اصغر چرمي



برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/8/19 - 16:36 | 1 2 3 4 5

شعر محرم

دسته بندی : شهادت امام حسين ع,

نـــام تو زيــنـت دلهـاست ابـــاعـبـدالله

بـرتـريـن واژه ي دنـياست ابـــاعـبـدالله

ذكر هـر عاشق دلسوخته ثارالله است

مــوج طــوفـانيِ دريـاست ابـــاعـبـدالله

زائــــران حــرمــت زائـــر عـرش حـقّـنـد

كــربــلا عـرش مُعلّاسـت ابـــاعـبـدالله

مــن گِـــداي حــرم كــرببلايـت هستم

روزي ام دست تو آقاست ابــاعـبـدالله

شب جمعه حرمت شور عجيبي بر پاست

زائــرت حـضـرت زهـراسـت ابـــاعـبـدالله

چشم ما در حرمت اشك فشاني كرده

عـاشـق نسل طَـهوراست ابـــاعـبـدالله

زخم گل كرده به سينه كه شما مي گويي

روضـه ي اكـبـر لـيلاست ابـــاعـبـدالله

بــاز در جمع محبـان تو آقاي بـهـشـت

شـور با حرولـه بر پاست ابـــاعـبـدالله

حافظ مرقد زيـبـاي دو بانـوي دمـشـق

بـيـرق حضــرت سقاست ابـــاعـبـدالله

مـادرت كرد تماشا وُ تِنت ريخت به هم

قتلگـه محشر كبرِي ست ابـــاعـبـدالله

شمر با چكمه به روي بدنـت آمده بـود

شاهدش زينب كبري ست ابـــاعبدالله

بــارهـا در حرمـت بـيـن مُـحـبـان گـفتم

كــربــلا مـركـز دنيــاسـت ابـــاعـبـدالله

به اَبي اَنتَ وَ اُمّي همه ي حرف من است

سـنـدش نـوكـري مـاسـت ابـــاعبدالله

اصغر چرمي

برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/8/11 - 17:51 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر