شعر مدح اميرالمؤمنين على ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع, غدير,

كاشف الكرب الكراماتم ...علي

شرحه ،شرحه در حكاياتم...علي

جرعه اي از ساغر چشمت چه شد

مـــــن خماري در خراباتم ...علي

چون شدم نفي از تمام ِممكنــــات

آيتي در حــــدَ ِاثــــــباتم ....علي

طعنه زن ،كمتر بزن هر طعنه اي

دادگاهي از شكاياتـــــــم ....علي

جمــع ِعشاقـــــــت مرا راهي نبود

عـــاشـــقي از آن ولاياتم.....علي

در نــــگاهت مشكلات ،آسان شود

كـــاشف الكرب الكراماتم ....علي



برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/19 - 21:53 | 1 2 3 4 5

شعر مدح اميرالمؤمنين على ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع, غدير,

امشب تمام ِ اين دلم ،غرق عبور است

در انتظار ِقطره  اي اشراق ِنور است

امشب براي ديـــــــــــدن ،روي سپيده

بر گونه هاي چشم ِمن شبنم ،وفور است

تـــا رويش ِلبخند زيباي سپيــــــــــــــــده

هر ثانيه ،چون قرن هاي دور ِدور است

اســــــرار ِشب را از سحر بايد بپر سيد

همســــــايه با خورشيد تابان ِظهور است

امــــــشب كمي تا روشني باقي ِ باقيست

از مهر ِچشمانش شبم گرم از سرور است

در ســـــايه سار ِصبح ِ صحراي دل ِمن

هر خاطري از خاطرش سبز ِحضور است

فاطمه خواجويي راد



برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/19 - 21:51 | 1 2 3 4 5

شعر مدح اميرالمؤمنين ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع, غدير,

كوچه هاي هر غزل ،صبح غدير چشم توست


رويش ِ هر وا‍ ژه اي سبز از مسيرِ چشم توست


نيمه ي ماه ِ تمام ِ آفتابي در فلك


گردش پرگارهادست دبيرِ  چشم ِ توست


گر گذارد سر به پهلوي دلت هر مدعي


يا مسلمان مي شوديا سر به زير ِ چشم تو ست


اي كه باران ِ شقايق مي چكد از دامنت


آيتي بر اين غزل ،طفل ِ كبيرچشم ِ توست


جوشش ميخانه ها از جوشش چشمان ِتو


يا علي مولامدد اين دل فقير ِچشم توست


كوچه ،كوچه ،كوچ كردم از خراباتي  دل


فارغ از غم هاي عالم!!گرمسير ِچشم توست


وا‍ژه ها گرم تنفس ،يك نفر آهسته! گفت:


متصل شوبا علي "او"در ضمير چشم توست


فاطمه خواجويي راد



برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/19 - 21:49 | 1 2 3 4 5

شعر مدح اميرالمؤمنين ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,

دوست دارم خاک باشم در ره پای علی

تاکنم در رهگذار او تمنای علی

دوست دارم اشک باشم چشمه چشمه، جوبه جو

تا که قطره قطره افتم درقدمهای علی

دوست دارم باد باشم با امید و آرزو

سرنهم مثل نسیم صبح برپای علی

دوست دارم چون کبوتر باشم و با بال شوق

پر زنم تا گلشن سبزو دل آرای علی

دوست دارم  گوش باشم تا به بزم اُنس او

بشنوم از دوستانش صوت آوای علی

دوست دار م چشم باشد عضو عضوم تا مگر

وقت جان دادن ببینم روی زیبای علی

دوست دارم شمع باشم تا بسوزم روز وشب

گاه با یاد علی گاهی به زهرای علی

دوست دارم دست مارا او بگیرد روزحشر

نامۀ اعمال ما باشد به امضای علی

دوست دارم ای«وفائی» روز سخت واپسین

عروه الوثقای ما باشد تولای علی

استادسيدهاشم وفائى


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/2 - 09:12 | 1 2 3 4 5

شعر مدح اميرالمؤمنين على ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,


سرّ توحید احمدی این ست: که علی را فقط خطاب کند

عرصه‌ی جنگ هم که تنگ شود روی حیدر فقط حساب کند

آی مرحب! برو کنار بایست، هدف انگار کندن در نیست

شیر حق این چنین که می‌غرّد آمده قلعه را خراب کند

روح انگار روح تازه گرفت، آمد از فاطمه اجازه گرفت

تا که در عرش، عکسِ حیدر را ـ درِ قلعه به دست ـ قاب کند

با دَم یا علی به هر دو دَمش، با هجوم سریع و پشت همش

ذوالفقار برهنه کاری کرد، ملک الموت اعتصاب کند

می‌پری آن طرف سواره، ولی عمرو! آن سوی خندق است علی

جنگجویی ندیده‌ام چون تو سوی مرگش چنین شتاب کند

دلت از او شنید و نرم نشد؟ پیش خورشید بود و گرم نشد؟

پس لب ذوالفقار او تنها می‌تواند تو را مجاب کند

فرق او را شکافتی، بشکاف! مُحرِم است او و خواست قبل طواف

در وضویش به رسم عاشق‌ها روی خود را به خون خضاب کند

تیغ بر عمرو، پهلوان حیدر آن چنان زد که حضرت داور

ضربه‌ی روز خندقِ او را، بهترین ضربه انتخاب کند

در میان عرب خبر پیچید، در دلش هر مبارزی فهمید

خاک خود را به باد خواهد داد رزم اگر با ابوتراب کند

همه دیدند امیر می‌آید زودتر از غدیر می‌آید

کی شود یک امینیِ دیگر شرح آن ضربه را کتاب کند؟

بیشتر بین عاشقانِ علی، حرف سلمان و مالک است ولی

رقص خرمافروش بر سرِ دار، دل ما را همیشه آب کند

بعد یک عمر ذکر یا حیدر مطمئنیم ساقی کوثر

به دل کوزه‌گر می‌اندازد خاک ما ساغر شراب کند

قلب ما در لحد که می‌بویند، به رقیب و عتید می‌گویند

بنده‌ی حیدرند بگذارید او بیاید خودش حساب کند

شعرم از برق ذوالفقار رسید، روشن و گرم و بی‌قرار رسید

تا به ذره‌ نگاه یار رسید، می‌رود کار آفتاب کند1

شعر شمعی برای تو که نشد، قد گلدسته‌های تو که نشد 2

شادم اما، مگر شنیده کسی شاعرش را علی جواب کند؟

×××  

1- (به ذره گر نظر لطف بوتراب کند / به آسمان رود و کار آفتاب کند)

2-اشاره به زمزمه ساده و خالصانه شمع سازی که مورد عنایت مولا قرار گرفت:

شمع می سازم برایت یا علی / قد این گلدسته هایت یا على

قاسم صرافان


برچسب‌ها : ,,,,,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/2 - 08:55 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر