شعر ميلاد امام جواد ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,

رزق و روزی شعر دست شماست
تا نفس هست زیر دِیْن توایم
تا جهان هست و تا نفس باقی است
ما فقط محو کاظمین توایم

من به لطف نگاهت ای باران
سوی مشهد زیاد می آیم
دست بر روی سینه هر بار از
سمت باب الجواد می آیم

سیدحمیدرضا برقعی


برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/31 - 18:22 | 1 2 3 4 5

شعر ميلاد امام جواد ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,

(آن جا که حاجتمند درگاهش زیاد است)
آن جا که امید و پناه آخر ماست
آن جا که اوج هر توسل یا جواد است
جز آستان تو پناهی که نداریم
این استغاثه با تمام اعتقاد است
ماها کجا و سائلی آستانت؟!
بر خاک راهت آسمان هم سر نهاده ست
آقا شفیع ما به درگاه خدایی
وقتی که جودش را به چشمان تو داده ست
در مشهد سلطان ایران هم که هستیم
دل های ما پروانه‌ی باب الجواد است
آقا دل من در هوای کاظمین است
در حسرت یک بوسه بر قبر حسین است
یوسف رحیمی


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/31 - 18:19 | 1 2 3 4 5

شعر ميلاد امام جواد ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,

خواندیم ولی نوشته می شد

خیرالعملی نوشته می شد

هر جا غزلی نوشته می شد

در شأن علی نوشته می شد

به چه پسری حسین دارد

جز نام علی نمی گذارد

ای دلخوشی جناب ارباب

تکرار ابوتراب ارباب

ارباب میان قاب ارباب

شیرین عسل رباب ارباب

تنها نه تحول آفریدی

لبخند زدی گل آفریدی

نور به نظر رسـیده تبریک

در شهر خبر رسیده تبریک

یک یار دگر رسیده تبریک

سرباز پدر رسیده تبریک

آیینه ای از نگاه باباست

او یک تنه خود سپاه باباست

صابرخراسانى


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/30 - 21:57 | 1 2 3 4 5

شعر ميلاد امام جواد ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,

ای دل امشب مدینه بس زیباست

غرق شور و شعف همه دنیاست

هر کجا را که بنگری بینی

محفل شادی و طرب برپاست

رجبیون همه به پا خیزید

شب راز و نیاز و ذکر و دعاست

دهد این مژده جبرئیل امین

وقت بخشیدن گناه و خطاست

آب و جارو کنید عالم را

شب میلاد دلبر دل هاست

سخن ساکنان باغ بهشت

ز شکوفایی گل طاهاست

خانه ی غرق نور شمس شموس

کعبه ی عاشقان آل عباست

چشم دل باز کن ببین ای دوست

گل لبخند بر لب مولاست

امشب از ره جواد می آید

آن که امید قلب خسته ی ماست

عرشیان جملگی به هم گویند

چه قدر این پسر شبیه رضاست

یم جود و سخاست این مولود

آری ابن الرضاست این مولود

دارم امشب به لب ثنای جواد

سر گذارم به خاک پای جواد

چشم امید دارم امشب بر

کرم بی حد و عطای جواد

همۀ هستی ام سر و جانم

پدر و مادرم فدای جواد

بین مردم گر آبرومندم

هست از برکت دعای جواد

می گشاید گره ز هر کارم

دست های گره گشای جواد

من در این آستان غریبه نیم

بودم از اول آشنای جواد

دوست دارم که وقت جان دادن

بنگرم روی دلربای جواد

چه شود گر شبی شوم ای دل!

زائر صحن با صفای جواد

دم باب المراد بنشینم

بینم آن گنبد طلای جواد

امشب عیدیّ خویش می خواهم

فرج مهدی از خدای جواد

ای سرا پا وجود تو برکات

لحظه لحظه به مقدمت صلوات

ای که آرام بخش دل هایی

جلوه ی ذات حق تعالایی

نهمین باغبان باغ ولا

تو گل مرتضی و زهرایی

نور چشمان ثامن الحججی

تو همه آرزوی بابایی

کار لیلی رسیده از عشقت

همه شب تا سحر به شیدائی

به خدا برده ای ز یوسف دل

بس که مه صورتی و زیبایی

اگر عیسی به مرده جان می داد

داشت از تو دم مسیحایی

آرزو داشت تا ز دستانت

صدقه گیرد حاتم طائی

سائل درگه تو می داند

که کریم و چقدر آقائی

همه ی عاشقان تو گویند

که ضریحت بُود تماشائی

همه محتاج یک نگاه توئیم

همگی قطره و تو دریایی

من «جوادم» اگر چه بد هستم

کوته از درگهت مکن دستم


جوادغفاريان


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/30 - 21:52 | 1 2 3 4 5

شعر ولادت امام جواد ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,


هر کس در این دیار به جایی رسیده است

از نعمت شریف گدایی رسیده است

چشمم به چشم یار فتاد و جوان شدم

ققنوس عشق قله ی هفت آسمان شدم

در چشم های یار، خدا دیده می شود

الله می کشیم، شما دیده می شود

از بس که جود می کنی و ذره پروری

اثبات شد ز مادرمان مهربان تری

ما در مسیر چشم شما صف کشیده ایم

تا بلکه لطف کرده کریمانه بگذری

از هر دری که در زدم از جود پر شدم

مانده هنوز فرصت درهای دیگری

***

ای مبتدا بِهِ همه ی هست و بودها

ای منتها الیه تمام صعودها

هستی گرفته رنگ و لعابی ز لعل تو

تصویر اشک توست زلالیِ رودها

با نبض پلک هات هم آهنگ می شود

آواز بلبلان به فراز و فرودها

وقتی نسیم می وزد از لطف دلبریت

سرمست می شوند ز عطر تو عودها

در هر پگاه و ظهر و غروب و سحرگهی

سمت شماست میل رکوع و سجودها

حرفی بزن کلام تو از شهد خوشتر است

ما تشنه ایم، تشنه ی گفت و شنودها

×××

چشمی مسیر راه تماشا گرفته است

قنداقه ای قرار رضا را گرفته است

پنجاه سالِ منتظر و ... اضطراب را

وقتش رسیده پس بزند این نقاب را

هر کس در این طریق به جایی رسیده است

آری؛ قسم به یُمن گدایی رسیده است

ای دست جود و لطف و عطای خدا جواد

دست مرا بگیر رضای خدا جواد

افتاده کارم از کرم دوست با جواد

ختم به خیر می شوم از ختم "یا جواد


ياسرحوتى


برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/30 - 21:50 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر