شعر شهادت امام كاظم ع

دسته بندی : شهادت امام موسى ابن جعفر ع,

شده تسبیحی به دستش دونه دونه‌های زنجیر

شده هم صدای ذکرش لب زخم و جای زنجیر

وقتی موسا می‌شه یوسف دل زندون پرِ نوره

وقتی یوسف می‌شه موسی زندونم وادی طوره

زیر دستاشو بگیرین موسامون عصا نداره

آقامون میخاد بلند شه، نمیتونه، نا نداره

چند شبه که مثل مادر نماز نشسته خونده

قنوتای آخرش رو با دو دستِ بسته خونده

ای که قصه‌های صبرت دل ایوبُ شکسته

یارب و یا ربت اینجا به دل خدا نشسته

می دونم که خلوت تو با خدا چه حالی داره

معصومه مثل رقیه تاب دوریتو نداره

دجله همدرد فراته آخه تشنگیتُ دیده

گوش داده به یا حسینت که به کربلا رسیده

ای خوشا قافله‌ای که پیش تو، تو کاظمینه

یعنی از نجف میاد و مهمون امام حسینه

آقا یا باب الحوائج همه تشنه‌ی دعائیم

آقا جون غریبه نیستم بچه آهوی رضائیم

پر از آتش درونم مددی موسی بن جعفر

که رها بشم به نامت کاظم آل پیمبر

دم یا کاظم گرفتیم ما که تو آتیش اسیریم

اگه این اسم خدا نیست پس چرا آروم می‌گیریم

دم یا کاظم گرفتیم نفسمون به پامون افتاد

شیطونم فرشته کردی آخه تو زندون بغداد

دم یا کاظم گرفتیم تا درای بسته وا شد

اونقدر خوندیم که آخر ساقیمون امام رضا شد

دم یا کاظم گرفتیم بی بی مون معصومه خندید

به کبوترای دلتنگ سفر مدینه بخشید

قاسم صرافان


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/15 - 15:48 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام كاظم ع

دسته بندی : شهادت امام موسى ابن جعفر ع,

روز از پس شام آمد و زندان تو شام است

دیدار تو بر دختر خورشید حرام است

یاد آر ز گیسو و ز روی پسر خویش

و آنگاه ببین شام چه و روز کدام است

در خاک رَود کوه اگر تا کمر خویش

شایسته ی آن کوه دوام است دوام است

زندان شرفِ شمس خدا را نکند محو

بگذار بگویند که عمرت لب بام است

بر سنگدلان راه مده بر حرم خویش

زنجیر چه فهمد که در این بند امام است

در ساق تو افتاده اگر فاصله ای چند

خوابید از این فاصله ها غائله ای چند

قحطیِ پر و بال فرشته است گمانم

کاین گونه سر تخته روان است روانم

این ساقه ی طوباست که آویخته از عرش

یا ساق تو از تخته ی تابوت؟ ندانم

سنگین شده تابوت تو هرچند نحیفی

ای یار گران یار گران یار گرانم

در قاب فلز، آینه آئینه ی محض است

زنجیر چه کم می کند از صیقل جانم

گویند که موسای خدا هفت کفن داشت

باید که کنون روضه به مقتل بکشانم

معنی، کفن شاه شهیدان ز حصیر است

ای خاک ره مرکب آن شه به دهانم

جا داشت کفن کردن اموات ور افتد

یا در کفن اهل دو عالم شرر افتد

محمدسهرابى


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/15 - 15:46 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام موسى ابن جعفر ع

دسته بندی : شهادت امام موسى ابن جعفر ع,


مشکل گشای کارها باب الحوائج

ذکر توسّل های ما باب الحوائج

دارد هوای شیعه را باب الحوایج

پیوسته می گوییم «یا باب الحوائج»

پر می کشد دل های ما تا کاظمینش

امشب عجب دارد تماشا کاظمینش

عیسای اهل البیت موسای کلیم است

مانند بابایش کریم ابن الکریم است

بین دعاهایش غریبه هم سهیم است

بابای سلطان خراسان از قدیم است

دارد دمی مثل مسیحا کظم غیظش

عبد خدا می سازد او با کظم غیظش

از هر بلایی شیعه ها را حفظ کرده

زیر عبای خویش ما را حفظ کرده

در سینه اش علم خدا را حفظ کرده

اعجازهای انبیا را حفظ کرده

با یک نگاهش زیر و رو شد بُشر حافی

مجذوب حُسن خُلق او شد بُشر حافی

آری وقار او وقار دیگری بود

اکسیر علم او عیار دیگری بود

هر احتجاجش افتخار دیگری بود

تیغ کلامش ذوالفقار دیگری بود

مانند زینب، عمّه اش، مرد سخن بود

در هر سؤالی پاسخش دندان شکن بود

آقای ما در کنج زندان چارده سال

محروم از خورشید تابان چارده سال

آزرده، زخمی، مو پریشان چارده سال

مثل هزاران سال بود آن چارده سال

«خلّصنی یارب» گفتنش از حد گذشته

پیداست در زندان به آقا بد گذشته

گلبرگ های یاس را پژمرده بودند

از بس که آقا را شکنجه کرده بودند

پا را دگر از حد فراتر بُرده بودند

بدکاره ای را پیش او آورده بودند

ذکر الهی را عجب محسوس می گفت

«سبحانکَ» «قدّوس» «یا قدّوس» می گفت

یک بار نه ... بلکه هزاران بار افتاد

در لحظه ی برخاستن بسیار افتاد

دستش ز روی شانه ی دیوار افتاد

آن لحظه یاد مادرش انگار افتاد ...

زنجیرها تاب و توانش را گرفتند

یک عدّه ای نامرد امانش را گرفتند

آقای ما در سینه اش دردی کهن داشت

هر شب نگهبانی پلید و بد دهن داشت

رنگ کبود و زخم هایی بر بدن داشت

از بس که زندان بان او دست بزن داشت

صبرش به زیر تازیانه ها محک خورد

مانند زهرا مادرش خیلی کتک خورد

یک تخته ی در عهده دار بردنش بود

هر چند که زنجیرها دور از تنش بود

اما هنوز آثار آن بر گردنش بود

شکر خدا که بر تنش پیراهنش بود

دیگر سر او زیر دست و پا نیفتاد

بر دختر او چشم خیلی ها نيفتاد

محمدسهرابى


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/15 - 15:36 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام موسى ابن جعفر ع

دسته بندی : شهادت امام موسى ابن جعفر ع,

ابو ابراهيم موسى بن جعفر، كاظم عليه السلام ، كه زبانها در برابر كلمات قاهرش ، گنگ و عقول نزد معجزات باهرش حيران مى نمايند.حرارت دعاهايش ، سنگ سخت را ذوب مى كند و مناظرات و گفتارش حجتى است بر اولوالالباب . او وجوه اكسير فلزات عرفا و معيار نقود اصفياست و كسى است كه خالقان دانسته اند كه او باب الحوائج است و فرقتان اذعان - نموده اند كه كاشف اسرار كتاب خداى تعالى است.

سيمى امام موسى ابن جعفر(٩٥٧)

الگوى رفيع استقامت بودى
معناى حقيقى كرامت بودى
هم رهرو آئين نبى اكرم(ص)
هم باب حوائج امامت بودى
اصغر چرمى

برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/14 - 18:04 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام موسى ابن جعفر ع

دسته بندی : شهادت امام موسى ابن جعفر ع,

هفت آسمان در دست های مهربانت بود

هرچند عمری سقف زندان آسمانت بود

تسبیحی از ماه و ستاره بین دستانت

خورشید در سجاده هر شب میهمانت بود

تصویر تو در قاب زندان باز می تابید

یا نور وقتی روز و شب ورد زبانت بود

با تازیانه روزه ات را باز می کردند

بغض گلو، اشک غریبی، آب و نانت بود

وقت قنوت آخرت خون گریه می کردند

زنجیرهایی که به دست ناتوانت بود

طعنه شنیدن، داغ دیدن، خون دل خوردن

هر چند موروثی میان دودمانت بود

اما خدا را شکر این حرمت شکستن ها

دور از نگاه مضطر معصومه جانت بود

حسين عباس پور


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/14 - 17:56 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام كاظم ع

دسته بندی : شهادت امام موسى ابن جعفر ع,

الهى به احسانِ ساقىِّ كوثر
 
روا نيست زندان به اولاد حيدر
 
خدايا به حقِّ وصىِّ پيمبر
 
به لطف نگاهى،مرانم از اين در
 
تصدّق نما وُ مشام دلم را
 
بگردان به عطر ولايش مُعطّر
 
غريبانه جان داده در كنج زندان
 
به ياد غريبىِّ ساقىِّ كوثر
 
به هارونيان زمانه بگوييد
 
كه او بوده حامىِّ دين پيمبر
 
بده بال مرغ دلم را بيايم
 
به دولت سراى بهشت دو سرور
 
مگردان مرا در دودنيا به لطفت
 
جدا از محبان زهراى اطهر
 
كه من هر چه دارم ز اولاد زهراست
 
به باب الحوائج ، به موسى ابن جعفر
 
به جان رضا قسمتم كن دوباره
 
به باب المراد حريمش نهم سر
 
اصغر چرمى


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/14 - 17:47 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام كاظم ع

دسته بندی : شهادت امام موسى ابن جعفر ع,

گوشه زندان كه جاي موسي جعفر نبود

گوييا او يوسف صديقه اطهر نبود

روزهايش چون شب وشبهايش از شب تيره تر

جز غل وزنجير اورا همدم  وياور نبود

هر پسر از مادر خود ارث مي بايد برد

غير سيلي خوردن او را ارثي از مادر نبود

من نمي دانم كه زنجير جفا با او جه كرد

آنقدر دانم رمق ديگر بر آن پيكر نبود

عاقبت در زير زنجير گران جان مي سپرد

احتياج قاتلي چون سندي كافر نبود

بر ملاقاتي همه با شاخه گل ميروند

غيرتازيانه اورا شاخه گل ديگر نبود

تا نبيند جسم بابا را ميان سلسله

خوب شد در گوشه زندان دگر دختر نبود

واي بر حال سكينه ديد اندر قتلگاه

بر تن باباي مظلوم و غريبش سر نبود


حسين ميرزايي


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/14 - 17:39 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام كاظم ع

دسته بندی : شهادت امام موسى ابن جعفر ع,

بعد پيغمبر اگر خانه نشين حيدر نمي شد

كنج زندان قتلگاه موسي جعفر نمي شد

خصم اگر در كوچه سيلي بر رخ زهرا نمي زد

نيلي از سيلي سندي روي آن سرور نمي شد

هرچه شد در كوچه شد ورنه دگر تا روز محشر

اين همه ظلم وجفا با آْل پيغمبر نمي شد

كس نمي زد  كنج زندان بر تن او تازيانه

گر سيه از تازيانه بازوي مادر نمي شد

زير زنجير گران كي خرد مي شد ساق پايش

سينه زهرا اگر مجروح ميخ در نمي شد

دست وپاي او دگر كي بسته با زنجير مي شد

گركه بسته بازوان زينب مضطر نمي شد

جسم او تشييع كي مي شد دگر با تخته در

گر حسين جسمش لگد كوب سم استر نمي شد


سيدحسين حسينى


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/14 - 17:38 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام كاظم ع

دسته بندی : شهادت امام موسى ابن جعفر ع,

زنداني كه غيرخدادرنظرنداشت

عمري شكنجه ديد وكس ازاوخبرنداشت

 

يا فاطمه به جان توسوگند روزگار

زنداني ازعزيزتومظلومتر نداشت

 

هرروز روزه بود ولي موقع غروب

جزتازيانه آب وغذايي دگرنداشت

 

جان داد باشكنجه ولي مصلحت چه ديد

زنجيررا زگردن مجروح برنداشت

 

ممنوع بود كس به ملاقات اورود

يا اوشهيد گشت وبه زندان پسرنداشت

 

جسمش به تخته پاره وبردوش چارتن

آن روزروزگارمسلمان مگرنداشت


استادسازگار


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/14 - 17:36 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام كاظم ع

دسته بندی : شهادت امام موسى ابن جعفر ع,

 

بعد پيغمبر اگر خانه نشين حيدر نمي شد

كنج زندان قتلگاه موسي جعفر نمي شد

خصم اگر در كوچه سيلي بر رخ زهرا نمي زد

نيلي از سيلي سندي روي آن سرور نمي شد

هرچه شد در كوچه شد ورنه دگر تا روز محشر

اين همه ظلم وجفا با آْل پيغمبر نمي شد

كس نمي زد  كنج زندان بر تن او تازيانه

گر سيه از تازيانه بازوي مادر نمي شد

زير زنجير گران كي خرد مي شد ساق پايش

سينه زهرا اگر مجروح ميخ در نمي شد

دست وپاي او دگر كي بسته با زنجير مي شد

گركه بسته بازوان زينب مضطر نمي شد

جسم او تشييع كي مي شد دگر با تخته در

گر حسين جسمش لگد كوب سم استر نمي شد

سيدحسين حسينى


برچسب‌ها :
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/14 - 17:31 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر