عالمی تیره شده در نظرم بابا جان
کس نداند که چه آمد به سرم بابا جان
رفتی و دشمنت انگار که فهمید تویی
زخم کاری به روی جگرم بابا جان
لب اگر وا نکنی من ز غمت می میرم
جمله ای حرف بزن ای ثمرم بابا جان
جگرم سوخت ز مرگت به خداوند قسم
قسمت این بود بسوزد جگرم بابا جان
پیش دشمن مپسند این همه من گریه کنم
چشم وا کن به رویم من پدرم بابا جان
اگر امروز شدی تشنه بدان مثل شما
تشنه کامند همه اهل حرم بابا جان
لب تو منتظر قطره ی آبی بود و
اشک غم ریخت ز چشمان ترم بابا جان
من که خود خضر رهم بر سر تو پیر شدم
جان زینب ز تو من تشنه ترم بابا جان
هر طرف می نگرم تکه ای از جسم تو را
بینم و داد زنم ای جگرم بابا جان
اصغر چرمی
برچسبها :
شعر شهادت,
حضرت علی اکبر,
علیه السلامشعر شب هشتم محرم,
شعرناب,
شعر جدید,
اصغر چرمی
دسته بندی : حضرت علي اصغر ع,
امروز و فردا عالمی در التهاب است
از این مصیبت کوه صبر من خراب است
بیمار گشتم از هوای بی تو بودن
روضه برای درد من داروی ناب است
امشب که می سوزم ز داغ شیرخواره
تصویر او روی دلم گویا که قاب است
در هر حسینیه که جای ذکر مولاست
اَمّن یُّجیبِ درد مندان مستجاب است
بر روی لب امشب نوای لای لایِ
یک مادر دلخسته با نام رباب است
باید عمو از علقمه بیرون بیاید
در گاهواره کودکی محتاج آب است
یک کودک شش ماهه در دستان بابا
با لای لایِ تیر انگاری که خواب است
پاشید خون بر روی بابای غریبش
تصویر خورشید زمان گویا خضاب است
آرام شد بعد از کمی بی تاب بودن
حالا زمان ناله های آب آب است
با خنده وُ کف حرف او را قطع کردند
ارباب عالم را که خود فصل الخطاب است
اصغر چرمی
برچسبها :
شعر شهادت,
حضرت علی اصغر,
علیه السلامشعر شب,
هفتم محرم,
شعرناب,
شعرجدید,
اصغر چرمی