شعر شهادت امام موسى ابن جعفر ع

دسته بندی : شهادت امام موسى ابن جعفر ع,

زندان اسیر خلوت روحانی تو شد

هر شب سکوت بود که زندانی تو شد

 

زندان نبود عرصه ی جنگ و نبرد بود

دشمن ذلیل معرکه گردانی تو شد

 

دیگر چه واهمه است تو را از حرامیان؟

وقتی که عرش گرم نگهبانی تو شد

 

اشکی که چار سال به چشم تو حلقه بست

آیینه دار حلقه ی عرفانی تو شد

 

رنگ از  رخ تمام مقاتل پرید ، تا

راوی روضه ماه خراسانی تو شد

          ******

خسته شده مدینه ز بغض تو یا رضا!

از بس که شاهد غم پنهانی تو شد

 

خیره شدی به آینه ی پیکری نحیف

آیینه  سخت باعث حیرانی تو شد

 

هر بار سجده رفته همین پاره پیرهن

تنها نشان یوسف کنعانی تو شد

بر روی دوش چار غلام است پیکرش

حالا تویی و بغض که زندانی تو شد

 رضا يزدانى


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/14 - 18:46 | 1 2 3 4 5

شعر ميلاد اميرالمؤمنين ع

دسته بندی : ولادت حضرت علي ع,
بوتراب كهكشانى روى خاك
 
مادر تو مثل مريم ، پاكِ پاك
 
يا اميرالمؤمنين ، روحى فِداكْ
 
سينه ى كعبه به عشقت ، گشته چاك
 
---
 
مادرت بى اضطراب و واهمه
 
سوى كعبه شد ، به نام فاطمه
 
ناگهان بانگى شنيد از همهمه
 
اُدخُلوهاٰ اُدخُلوهاٰ فاطمه
 
---
 
كعبه را با مقدمش شرمنده كرد
 
مسجِدُالاِحراٰم را پاينده كرد
 
دين حق را تا ابد زيبنده كرد
 
با كلام حق به احمد خنده كرد
 
---
 
آمد و قلب پيمبر شاد شد
 
خانه ى وحى خدا آباد شد
 
ريسمان بندگى آزاد شد
 
شيعه با نور على بنياد شد
 
---
 
شهريار لافتيٰ يي يا على
 
ذوالفقار مصطفايي يا على
 
افتخار ماسوايي يا على
 
مقتدا و رهنمايي يا على
 
---
دست تو دست خداى كردگار
 
شيعه با ياد تو گردد رستگار
 
مهديت داده به شيعه اعتبار
 
حرف دل يك جمله باشد ، انتظار
 
اصغر چرمى
 
سروده شب  ميلاد اميرالمؤمنين ع 

برچسب‌ها : ,,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/3/2 - 23:40 | 1 2 3 4 5

شعر ميلاد امام جواد ع

دسته بندی : ولادت امام جواد الائمه ع,

با حضورت ستاره ها گفتند

نور در خانه ی امام رضاست

کهکشان ها شبیه تسبیحی

دستِ دُردانه ی امام رضاست

 

مثل باران همیشه دستانت

رزق و روزی برای مردم داشت

برکت در مدینه بود از بس

چهره ات رنگ و بوی گندم داشت

 

زیر پایت همیشه جاری بود

موج در موج دشتی از دریا

به خدا با خداتر از موسی

بی عصا می گذشتی از دریا

 

با خداوند هم کلام شدی

علت بُهت خاص و عام شدی

"کودکی هایتان بزرگی بود"

در همان کودکی امام شدی


رزق و روزی شعر دست شماست

تا نفس هست زیر دِیْن توایم

تا جهان هست و تا نفس باقی است

ما فقط محو کاظمین توایم

 

من به لطف نگاهت ای باران

سوی مشهد زیاد می آیم

دست بر روی سینه هر بار از

سمت باب الجواد می آیم

سيد حميدرضابرقعى


برچسب‌ها : ,,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/30 - 21:38 | 1 2 3 4 5

شعر امام جواد(ع)‌ و علی اصغر(ع)-ولادت

دسته بندی : حضرت علي اصغر ع, ولادت امام جواد الائمه ع,


 

روشن تر از روز است خیلی بامرامند

وقتی کریمان با گدایان هم کلامند

الحق که آقازاده ها یک یک امیرند

الحق که نوکرزاده ها یک یک غلامند

در فقرِ محضِ خود غنیِّ محض هستم

وقتی گدای این درم، مردم گدامند

عین عدم هستیم و با آنان وجودیم

پس ما همان هاییم که آن ها بنامند

سنّ زیاد و سنّ کم، فرقی ندارد

این خانواده از طفولیت امامند

چیزی ندارم جز «سلام الله علیهم»

فرزندهای فاطمه با احترامند

هر صبح خورشیدند و در هر شام ماهند

این چهارده تا روشنی صبح و شامند

این چهارده آیینه از بس که شبیه اند

وقتی ببینی شان نمی دانی کدامند

×××

و الله این پروانگی ما می ارزد

هر چند خاکستر شدیم اما می ارزد

معشوق عالم می شود یک روز، عاشق

مجنون ما اندازه لیلا می ارزد

قلاده ما را همین گوشه ببندید

سگ هم کنار خانه این ها می ارزد

سر می نهم بر پای تو قیمت بگیرم

هر جا نمی ارزد سرم این جا می ارزد

یک جان ناقابل به پایت ذبح کردیم

حالا که شد مال تو از حالا می ارزد

این گریه ها را آیه تطهیر گفتند

یک قطرهٔ آن بیش از دریا می ارزد

با کاظمین تو بهشتی دارم این جا

پس زندگی در عالمِ دنیا می ارزد

پس ارزش گهواره ات کعبه است حتماً

وقتی عصای حضرت موسی می ارزد!

دستی بکش بینا کنی این چشم ها را

با معجزات تو چه نابینا می ارزد!

کافی ست ما را این که بابای تو خندید

لبخند بابای تو یک دنیا می ارزد

×××

آن که «کم»ش را نیمه شب آورد، دادت

دارد زیادش می کند لطف زیادت

آقا منم... آن رختْ پاره... پا برهنه...

آن شب –شب جمعه- مرا که هست یادت!

تو کیستی؟ تو از کریمان بلادم

من کیستم؟ من از گدایان بلادت

من از در این خانه ات جایی نرفتم

پس رو مگردان از گدای خانه زادت

آن که مرا حالا مُرید تو نوشته

حتماً تو را هم می نویسد «یا مراد»ت

تو جان مایی، پس بگیر این حق خود را

نفرین بر آن که جان گرفتی جان ندادت

تو هر کجا پا می نهی هر صبح خورشید

عرض ارادت می کند بر بامدادت

بابای تو با دیدن تو گریه می کرد

با گریه لطف دیگری دارد عبادت

آباء و اجدادت همه یک یک جوادند

پس می نویسیمت جواد بن الجوادت

×××

بر روی پایت می گذارد کعبه سر هم

جبریل حتی می گذارد بال و پر هم

به خاک پایت احتیاجی نیست اصلاً

وقتی دوا می سازم از این خاک در هم

تو کعبه ای! آن کعبه ای که در طوافت

بال و پر ما سوخته حتی جگر هم

با آبروی تو تهجّد آبرو یافت

فیض از مناجات تو می گیرد سحر هم

با این جمالی که تو را دادند، باید...

بین خریداران تو باشد پدر هم

نام مرا هم بین این عشاق بنویس

بگذار تا جا خوش کند این یک نفر هم

ای جان به قربان تو و دورِ شلوغت

یوسف شدن بازار دارد، دردسر هم

در کوچه جانِ ما نقابت را بیانداز!

این گونه چشمت می زنند این ها، نظر هم

هستند یک یک شیرها دنبال دامت

چشمان آهوی خراسانِ پدر هم

فهم من از لطف جوادی تو این است:

که آن چه را گفتیم دادی، بیشتر هم

ما را ببر تا کاظمین این بار با هم

ما را بخر در کاظمین این بار درهم

×××

جز عجز، سائل چاره ای دیگر ندارد

وقتی کریمیِ‌ خدا آخر ندارد

ما را برای در زدن معطل نکردند

اصلاً ‌بیوت این کریمان در ندارد

این خانواده کودکش ذاتاً بزرگ است

نام علی که اصغر و اکبر ندارد

طفل رباب ست و ولیکن عادتش بود

از شانهٔ عمه سرش را بر ندارد

بین مقامات رباب این شان کافی س

که هیچ کس جز او علی اصغر ندارد

*

وقتی که آمد لشگر کوفه به هم ریخت

میدان علمداری ازین بهتر ندارد

وقتی که آمد لشگر از دور پدر رفت

آخر گمان کردند که لشگر ندارد

طفل است و بابای بلاتکلیف مانده

حیرانی است و کودکی که سر ندارد

*

گیرم که از فردا دوباره آب وا شد

چه فایده، شش ماهه که دیگر ندارد

استاد لطیفیان



برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/30 - 21:30 | 1 2 3 4 5

لیلة الرغائب

دسته بندی : متفرقه,


يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ  يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَة وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ  وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّارِ  


از درد زمانه ی فلج میخوانم

از ساحت آخرین حجج میخوانم

در خلوت "لیلة الرغائب" آری

"عجل لولیک الفرج" میخوانم 


****


العفو...العفو...العفو


رجب آمد خدای من العفو

آمدم آشنای من العفو

غلطی کردم و نفهمیدم

در گذر از خطای من العفو

نظری کار من گره خورده

یار مشکل گشای من العفو

کرم تو امیدوارم کرد

یا سریع الرضای من العفو

پرده پوشی تو جسورم کرد

وای من آه وای من العفو

توبه کردم ولی نتیجه نداد

چه کنم توبه های من... العفو

کاری از دست من که ساخته نیست

تو خودت از برای من... العفو

شب جمعه نوای من الغوث

شب رحمت نوای من العفو

حاجت لیلة الرغائب من

یا شریف الجزای من العفو

فارج الهَمّ و کاشِفَ الغَّمی

یا کَثیرالوَفای من العفو

یا من إِحسانُهُ القَدیم تویی

یا قَدیمَ السَّنای من العفو

سَیِّدی أَنتَ یَسمَعُ النَجوی

یا جَمیلَ الثَّنای من العفو

دائِمُ اللُطفُ و کاشِفُ الضُّری

یا بَدیعَ السَّمای من العفو

من گدای توام مَدَدتُ یَدی

"إِستَجِب لی دُعا" ی من العفو(1)

بارالها تو را بحق نبی

خاتم الانبیای من العفو

بارالها تو را بحق علی 

سیدالاوصیای من العفو

بارالها بحق "فاطمه جان"

مادر بی ریای من العفو

بارالها تو را بحق حسن 

شاه جود و عطای من العفو

بارالها تو را بحق حسین

شاه کرببلای من العفو

بارالها  به زینبت سوگند

عمه ی باصفای من العفو

بارالها به رایت عباس

ساقی سر جدای من العفو


*غزل فوق الهام گرفته از دعای جوشن کبیر میباشد.

(1)فرازی از دعای کمیل/...يا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهى وَ اِلَيْكَ يا رَبِّ مَدَدْتُ يَدى فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لى دُعاَّئى...

عليرضا خاكسارى


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/26 - 18:46 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام هادى ع

دسته بندی : شهادت امام هادي ع,

يا مظلوم يا امام هادى (ع)
اى امام دهم از نسل طهورا ، هادى(ع)
ثمر پاك تو شد يوسف زهرا ، هادى(ع)
جگرت سوخت  ، فتادى تو به ياد جدّت
ولى افسوس نَبُد حضرت سقا ، هادى (ع)

اصغر چرمى


برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/24 - 15:06 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام هادي ع

دسته بندی : شهادت امام هادي ع,

كينه ها آقاي ما را از نفس انداخته 

زهر غم حلقوم او را از نفس انداخته 

روضه مي خواند لب خشكيده اش،زان لحظه كه 

نيزه داري جد او را از فرس انداخته 

يا مظلوم


برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/24 - 13:09 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام هادي ع

دسته بندی : شهادت امام هادي ع,

اي کعبه ي دل کوي تو يا حضرت هادي
وي قبله ي جان روي تو يا حضرت هادي
اي چشم همه سوي تو يا حضرت هادي
اي خلق ثناگوي تو يا حضرت هادي
آيينه ي اجلال نبي کيست؟ تويي تو
چارم علي از آل نبي کيست؟ تويي تو
*****
تو اختر برج نبوي شمس هدايي
ماه علوي آينه ي حُسن خدايي
فرمانده ي ملک قدر و جيش قضايي
آري تو عليّ بن جواد ابن رضايي
خوبان جهان نور هدايت ز تو دارند
ارواح رُسل روح ولايت ز تو دارند
*****
تو جاني و در کالبد کلّ وجودي
تو وجه خدا آينه ي غيب و شهودي
تو نيّت و تکبير و قيامي و قعودي
تو رابطه ي خلق و خداوند ودودي
از فيض تو منّت به سر خلق نهادند
با مهر تو دادند به ما آنچه که دادند
*****
اي گوهر توحيد به دُرج دهن تو
روييده به هر سو گل وحي از چمن تو
انوار خدا در تو و حُسن حَسن تو
ما جامعه داريم ز فيض سخن تو
زين جامعه دل سوي تولاي تو راهي است
هر جمله ي آن جلوه اي از وحي الهي است
*****
از سامره خيزد به فلک نور حقايق
دلها به طواف حرم قدس تو شايق
مرهون تو روز و شب و ساعات و دقايق
روزي خور خوان کرمت جمله خلايق
مدح تو نداي حق و جبريل منادي
نام تو علي کنيه ي زيباي تو هادي
*****
من آبرو از خاک در سامره دارم
من خاطره ها از سفر سامره دارم
من جلوه ي طور از شجر سامره دارم
من عشق دو قرص قمر سامره دارم
هر جا که روم مرغ دلم در حرم توست
چشمم به تو و لطف و عزا و کرم توست
*****
تو حجت حق خلق به تأييد تو بنده
توحيد و نبوت به تولاي تو زنده
جبريل به بام تو يکي مرغ پرنده
در بين قفس رام تو شيران درنده
کردند چو بر ماه جمال تو نظاره
پروانه صفت دور تو گشتند هماره
*****
نور تو که از صبح ازل تافته در دل
خاموش نگردد به هزاران متوکل
هرگز نشود محو، حق از فتنه ي باطل
آري نرسد بار کج خصم به منزل
قرآن همه را با سخن وحي دهد پند
هر چيز بود فاني، جز وجه خداوند
*****
اي جود تو همچون يم و افلاک حبابت
آوخ که رسيد از ستم خصم عذابت
گريم به تو و غصه ي بي حد و حسابت
افسوس که بردند سوي بزم شرابت
برخيرگي خصم و به بي شرم او اف
خاکم به دهن جام مي ات کرد تعارف
*****
تو آيه ي تطهيري و رجس از تو به دور است
دل جاي خدا و دهنت چشمه ي نور است
واي از متوکل که چه بي شرم و جسور است
مست مي و مست ستم و مست غرور است
با آن شرف و عزت و اجلال معاني
مي خواست که در محفل او شعر بخواني
*****
خواندي دو سه بيتي که بهم ريخت سرورش
بر خاک فکندي زبر تخت غرورش
گفتي سخن از آدمي و تنگي گورش
افتاد به تن لرزه بدان قدرت و زورش
لرزيد ولي در پي اظهار ندامت
مي زد همه دم تيشه به طوباي امامت
*****
فرياد که زد زهر ستم شعله به جانت
افسوس که مسموم شدي چون پدرانت
آوخ که ز تن رفت برون تاب و توانت
سوزد جگرم بر تو و غمهاي نهانت
«ميثم» که به دل سوز و به سر شور تو دارد
باشد که به خاک حرمت چهره گذارد

استادسازگار


برچسب‌ها : ,,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/24 - 11:54 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام هادى ع(جديدترين اشعار)

دسته بندی : شهادت امام هادي ع,

شکرلله


شکرلله که همه شیعه ی اثنی عشریم

به گدایی در خانه ی تو مفتخریم

تو ز آن طایفه ای که همه دلدار شدند

ما همان طایفه ی سینه زن در به دریم

مبتلای غم و درد و تب و آه و شرری

مبتلای غم و درد و تب و آه و شرریم

"امشبی را شه دین در حرمت مهمانی"

به تمنای حضورت همگی نوحه گریم

ما شنیدیم تو را بزم جسارت بردند 

بی سبب نیست اگر غمزده و خون جگریم


زچه رو در وسط کوچه کشاندند تو را

بر سر سفره ی اغیار نشاندند تو را


همه در باده خوری و تو معذب بودی

ز غم و غصه و اندوه لبالب بودی

با جسارت به شما نیز تعارف کردند

با جسارت به شمایی که محجب بودی 

بد دهان ها به مقام تو اهانت کردند

عوضش ای ولی الله مودب بودی

بیشتر از همه کس جام بلایت دادند

حجت الله در آن بزم مقرب بودی ؟؟

بی سبب نیست نوشتند به سینه زده ای

یاد رأس و طبق و گریه ی زینب بودی


یاد روزی که سگی طعنه به خوبان می زد

خیزران را به دهان و لب و دندان می زد


شکرلله که جمال حسنی داشته ای

شکرلله که مجال سخنی داشته ای 

شکرلله دم آخر پسرانت بودند

وقت جان دادن خود سربه تنی داشته ای

شکرلله که تن پاک تو پامال نشد

شکرلله که عزیزم کفنی داشته ای

شکرلله که لباس تن تو باقی ماند

شکرلله که شما پیرهنی داشته ای

گرچه دور از وطن افتاده و تنها بودی

شکرلله که عقیق یمنی داشته ای


شکر لله که همه هست تو تاراج نشد

خواهرت بر دو سه تا مقنعه محتاج نشد

عليرضاخاكسارى


برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/23 - 21:44 | 1 2 3 4 5

شعر شهادت امام هادى ع

دسته بندی : شهادت امام هادي ع,

یا اَبا الحَسَنِ

یا عَلِیَّ بنَ مُحَمَّدٍ اَیُّهَا الهادیِ النِّقِیُّ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا

تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا

یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَالله


وقتی که غزل به روضه ای مهمان است

هنگامه ی شور مرثیه خوانان است

" لاحول ولا قوة الا..." ، مهدی(عج)

در سوگ پدربزرگ خود گریان است


****


شاهنشه اعلی درجاة مایی

آقا تو حقیقت صلاة مایی

بی نور نگاه تو همه گمراهیم

تو هادی "إهدِنَـا الصِّرَاطَ ..."مایی


عليرضاخاكسارى


برچسب‌ها : ,
نویسنده: اصغر چرمي | نسخه قابل چاپ | 1392/2/23 - 21:42 | 1 2 3 4 5

آخرین مطالب

محبوب ترین مطالب

موضوعات

درباره ما

آمار وبلاگ

کد های کاربر